پژوهشگر آب وتوسعه پایدار در واکنش به موافقت برخی مدیران با طرح های انتفال آب تاکید کرد

طرح های انتقال آب، ریشه ایران را می سوزاند

طرح های انتقال آب، ریشه ایران را می سوزاند
اظهارنظر دیروز عیسی کلانتری رییس سازمان حفاظت محیط زیست درباره وضعیت بحران آب کشور و اعلام موافقت او با پروژه های آسیب رسان انتقال آب، واکنش های مختلفی را در پی داشت. یکی از این واکنش ها را که حاصل گفت وگوی اسکان نیوز با فاطمه ظفرنژاد پژوهشگر مسائل آب و توسعه پایدار است در زیر می‌خوانید
يکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶
ساعت ۱۶:۱۳
کد مطلب: ۵۵۶۲
Share
اسکان نيوز-الهه موسوی: فاطمه ظفرنژاد پژوهشگر حوزه آب و توسعه پایدار درباره موافقت برخی مسوولان کشور با طرح های انتقال آب به اسکان نيوز گفت:« کلان طرح های انتقال آب بین حوضه‌ای که امروز در جهان مدرن هم منسوخ شده و حالا ما می خواهیم چندباره آنرا بیازماییم، ریشه این سرزمین را خواهد سوزاند.

وظیفه یک مقام مسوول که خود را در مساله آب این‌همه مکلف می‌داند این است که به جای بیان آمارهای بحرانی که همه از آن خبر دارند ابتدا ریشه و عوامل بروز بحران کم آبی کشور را پیدا کند و به این پرسش پاسخ بدهند که چه سیاست هایی باعث بروز این بحران شده است؛ کاری که متولیان در ایران تاکنون انجام نداده اند!»

ظفرنژاد با این هشدار که این "کلان طرح ها" ریشه این سرزمین را خواهد سوزاند گفت:«چرا مسوولان به جای اینکه مدام آمارهای بحران آب را بازگو کنند، آنرا کالبدشکافی نمی کنند؟ وضعیت آب را همه می دانیم و آمارها نیز همه جا گفته می شود؛ اما وظیفه یک مقام مسوول که خودش را در مساله آب اینهمه مکلف می داند این است که ابتدا ریشه و عوامل بروز این بحران را پیدا و بعد آن را برطرف کند. آیا این کار در ایران از سوی متولیان آب کشور انجام شده است یا همه دارند کلی گویی می کنند و به بیان درد می پردازند!»

این پژوهشگر حوزه آب و توسعه پایدار در ادامه گفت:« اکنون بسیاری از استادان دانشگاه و فرهیختگان در استان های شمالی و جنوبی، با پروژه های انتقال آب مخالف هستند و یک عده معدود تنها با دادن آمارهای بحرانی فضا را به گونه ای غیرعلمی مغشوش کرده و بحث را از چارچوب کالبدشکافی و یافتن راه کارهای موثر خارج می کنند.

درباره احیای دریاچه ارومیه هم همین اتفاق افتاد. ابتدا که نظرات واقع بینانه مسولان ستاد احیای دریاچه را درباره بحرانی بودن وضعیت آن شنیدیم خوشحال و امیدوار شدیم؛ اما بعد دیدیم که صرفا یک غوغاسالاری بوده و در نهایت با این همه هدررفت بودجه، هیچ اتفاق مثبتی نیفتاد و دریاچه کاملا از دست رفت. چرا؟ چون همان زمان هم به جای اینکه از صاحب نظران و دلسوزان نظرخواهی شود میلیاردها تومان خرج شد و سفرهای خارجی تا استادان ما بروند به آمریکا و از آنها روش های حکمرانی خوب آب را باموزند. درحالی که ما دانش بومی چندین هزارساله برای حکمرانی خوب آب داریم.»

ظفرنژاد با تاکید بر اینکه اصول حکمرانی خوب آب یک حلقه به هم پیوسته با طبیعت است گفت:« نمی شود آب را از خاک، خاک را از جنگل، و جنگل را از آبخیز و رودخانه و تالاب جدا کرد. در حکمرانی خوب آب، با طبیعت باید رفتار یکپارچه، نرم و سازگار و آشتی جویانه داشت. چیزی که طی هزاران سال دانش بومی ایرانیان در حوزه های مختلف و از جمله آب، همین طور بوده است. اما اکنون 50 سال است که مهندسی آب، با دانش نابومی و تفکر سازه ای، ضد تمام قوانین و مقررات طبیعی اقدام کرده ایم و نتیجه اش را نیز دیده ایم.»

او با انتقاد از بی توجهی دانشگاهیان حوزه آب به دانش بومی ایرانیان در حکمرانی خوب آب گفت:« وقتی اسم قنات می آید بسیاری از مهندسان و کارشناسان آب در وزارت نیرو، به این تکنولوژی می خندند. آنها معتقدند "قنات" مانند درشکه است و اینکه بخواهیم دوباره آنرا زنده کنیم مانند این است که در حمل و نقل درون و برون شهری، به جای خودرو، سوار درشکه شویم. اما الان در برخی ایالت های کم آب امریکا مانند "کالیفرنیا" دارند دنبال روش های دیگری به جز سدسازی و انتقال آب می گردند که یکی از آنها قنات است. آن وقت ما خودمان، این دانش بومی موثر که طی هزاران سال توانسته بزرگ ترین تمدن ها را در سرزمین های خشک ما زنده نگه دارد را دور انداخته ایم و به آن می خندیم و به جای آن یا سد ساخته ایم و یا آب ها را از نقطه ای به نقطه دیگر منتقل کرده ایم و بسیاری از نقاط ایران را با این کار خشک کرده ایم.»

ظفرنژاد با اشاره به اینکه این راهی است که آمریکا برای تامین آب رفته و برگشته و رویکردی است که در آنجا منسوخ شده و حالا ما از روی آنها کپی برداری کرده ایم گفت:« 1404 طرح سدسازی و انتقال آب در ایالت کالیفرنیا ساخته شد و نتیجه این شد که امروز این ایالت به شدت با بحران آب روبرو شده و شهرهای "لوس آنجلس" و "لاس وگاس" نیز با مشکل بی آبی مواجه شده اند. الان در همان کالیفرنیا، باغ های مرکباتی که پس از انتقال آب، ساخته و توسعه داده شده بود را با بولدوزر جمع کرده اند. چون متوجه شدند که دستکاری طبیعت، چه نتایج زیان بار و غیرقابل جبرانی دارد. ضمن اینکه بسیاری از سدها نیز در آمریکا تخریب و جمع شده است.»

به گفته ظفرنژاد پروژه های انتقال آب در ایران، از دهه 30 شروع شد؛ انتقال از سرشاخه های کارون، اصفهان(کوهرنگ) و کرج به تهران در دهه 30 اجرا شد و اثرات خود را در درازمدت نشان داد. هم در خوزستان و هم در دشت های پایین دست تهران، خشکاندن مزارع و باغ های شهریار و ... و آثار آن بر دریا چه نمک و کاهش شدید آن از پیامدهای این طرح بود. انتقال ها طی 6 دهه ادامه داشت و 5 انتقال دیگر از حوضه های دز و کارون به دشت مرکزی انجام شد و برخی هم مانند انتقال آب از کارون به سه استان اصفهان، یزد و کرمان در دست انجام است.

این "کلان طرح" شامل ده ها سد می‌شود و خطوط انتقال بسیار طولانی دارد که کارون را به طور کامل خواهد خشکاند. جالب است بدانید که این کلان طرح ها که به نام شرب اجرا می شوند حتی اقتصادی هم نیستند و تنها برای شرکت هایی خاص، بهره های کلان مالی دارد. در حالی که برای مصارف دیگری از جمله صنایع آب بر به مصرف می رسند.

او در ادامه تاکید کرد:« یکی از موارد این کلان طرح ها، "انتقال خزر به مرکز ایران" است که فاجعه بار بوده و اثرات ناسازگار آن در اکوسیستم هیرکان بسیار مخاطره آمیز و عمیق خواهد بود. این طرح نزدیک به نیم قرن است که مطرح شده و اخیرا چندسالی است تا نزدیک اجرایی شدن پیش رفته است. خوشبختانه اهالی خرد و بینش توانستند مدتی جلوی آن را بگیرند و اکنون باز از سوی برخی افراد و گروه های غیرمتخصص به عنوان درمان در مناطق کم آب مطرح می شود. »

ظفرنژاد با اشاره به اینکه ما نشانه ها و پیامدهای دستکاری انسان در اکوسیستم را در مرگ دریاچه ارومیه شاهد هستیم و در همان حال می بینیم که دریاچه "زریوار" در همان حوالی سالم است چون دخالت انسان در آن کمتر بوده گفت:« این مهندسی تهاجمی نتیجه ای جز خشکی بیشتر دیگر مناطق ایران برایمان ندارد و باز می خواهیم دوباره و چندباره آنرا بیازماییم؟ آنهم به عنوان داروی برای درمان خشکسالی؟ اگر این درمان جواب می داد که تا امروز باید مساله ای به نام خشکی دریاچه ها و رودها و سرزمین ها در کشور نداشته باشیم. درحالی که این مساله بعد از گذشت 50 سال مهندسی آب در ایران، هر روز جدی تر شده و حالا به بحرانی بزرگ تبدیل شده است.»

او در انتها هشدار داد که تا چنین نگاهی بر وزارتخانه ها و سازمان های متولی آب و جنگل و محیط زیست حاکم است وضع به همین منوال خواهد بود و از این بدتر هم می شود و حذف مديريت سازه اي از آب و حكمراني يكپارچه  آب، خاك، و منابع طبيعي  با مشاركت كشاورزان و جوامع بومي مولد امنيت خوراك ضرورت روز كشور است.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
کل نظرات : ۱
منتشر شده : ۱
در صف انتظار : ۰
غیر قابل انتشار : ۰
 
 
یوسف
با سلام،
علاقه دارم مطالبی که در نشریات ایرانی میخونم با توضیح و ادله باشند.
این نوشته بیشتر گله گذاری بود تا نقادانه.
هیچ یک از سیاست هارو به صورت مشخص باز نکرد و به صورت کلی و دستچین کوبید.
بهتر بود لیست سیاست ها رو درصورت مطالعه در اختیار خواننده قرار میدادید و با دلیل و نه مثال زدن پروژه هایی که ممکن هستند مشابه باشند یا نباشند تحلیل میشد.