گزارش از ظرفیت گردشگری یک روستا مرزی

«مزرعه» ؛ بهشتی که مرزهایش جهنمی شد | گردشگری کوله‌پشتی را در سرزمین کولبران رونق دهید

«مزرعه» ؛ بهشتی که مرزهایش جهنمی شد | گردشگری کوله‌پشتی را در سرزمین کولبران رونق دهید
مزرعه روستایی از توابع سردشت در منطقه دارمه و نزدیک به مرز است که بیشتر مردم آن زندگی خود را از طریق آوردن کالا از مرز می‌گذراندند، اما اکنون زندگی آنها با بسته شدن مرز در خطر افتاده، مزرعه با ظرفیت بسیار زیاد طبیعت گردی چشم انتظار فعالان گردشگری و دولت است تا شرایطرا برای تغییر راه و روش معیشتشان به گردشگری هموار کند.
سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷
ساعت ۱۱:۳۴
کد مطلب: ۱۰۷۱۵
Share
اسکان نيوز: خبر یک جمله کوتاه بود؛ «مرز بسته شد» اما این ماجرا اصلا کوتاه نبود و نیست. بسته شدن مرز با داستان زندگی بیش از هزاران نفری که برای سال‌های متمادی از مرز جنس می‌آوردند و حالا مدتی است که بیکار شده‌اند، گره خورده است.داستان زندگی آن‌ها چه می‌شود؟ داستان زندگی مردمی که همه ما با نام کولبر می‌شناسیمشان.

هر چند که مردم دم مرز هنوز امید دارند که مرز باز شود اما تصمیم دولت تاکنون حتی با وجود اعتصابات در بانه عوض نشده‌ و واقعیت این است چه مرز دوباره باز شود یا نه تکیه معیشت مردم تنها به کولبری و وارد کردن کالا از مرز، دیگر عقلانی نیست و امنیت مالی زندگی آن‌ها را تهدید می‌کند. این‌جاست که جای خالی یک راه کسب درآمد جایگزین به خوبی دیده می‌شود.

روستاهایی که محل زندگی مردم کولبر هستند، در دل زاگرس و جنگل‌های زیبای بلوط جای گرفته‌اند و طبیعت و فرهنگی بکر و ناشناخته دارند. بنابراین به سوی روستا «مزرعه» نزدیک مرز «قاسم ر‌ش» از توابع سردشت در منطقه کردنشین آذربایجان غربی و یکی از سه مرز اصلی وارد کننده کالا توسط کولبرها، قاطرچی‌ها و … می‌رویم  تا وضعیت زیرساخت‌های گردشگری آن را بررسی کنیم. آیا گردشگری به ویژه گردشگری کوله پشتی می‌تواند جایگزین کولبری شود؟

از تهران تا سردشت با اتوبوس حدود ۱۲ ساعت راه است و پس از آن نیز ۴۰ دقیقه زمان می‌برد تا مسیر ۲۵ کیلومتری تا روستای مزرعه در نزدیکی مرز قاسم ر‌ش را طی کنید.



مسیر روستای مزرعه

از سردشت تاکسی‌ها می‌توانند شما را به مزرعه برسانند اما اگر با ماشین شخصی بروید قطعا باید بسیار احتیاط کنید، چرا که این جاده دو طرفه بسیار باریک، پر پیچ و خم و بدون چراغ و علائم راهنمایی است.

بعد از پیچ‌وخم‎ها،  روستایی در دامنه کوه که با جنگل‌های بلوط محاصره شده شما را شگفت‌زده می‌کند. از روستا برکت می‌بارد، درختان، شاه توت سرخ، گردو و انگورهای فراوان سیاه رنگ که نیاز به آبیاری ندارند و به برکت باران فراوان منطقه به صورت دیم به عمل می‌آیند … از درختان که بگذریم، سیر و از همه محصولات مهمتر سماق فراوان و بسیار مرغوب در این منطقه یافت می‌شود. هر جا هم که درخت میوه و محصولی نیست شقایق‌های وحشی خودرو خودنمایی می‌کنند حتی بر روی سقف خانه‌ها.




روستا بسیار سرسبز است و رودخانه‌ای نیز در کنار آن جاریست، این‌جا در ۵ کیلومتری مرز عراق  و ایران، اینترنت روی تلفن‌های همراه کار نمی‌کند، خطوط تلفن همراه برخی اپراتورها نیز کاملا قطع است، هیاهوی شهر و آلودگی‎ بصری و صوتی از اینجا کیلومترها دور است و آسمان کوهستان با درخشان‌ترین ستاره‌ها در شب در انتظار شماست.

اگر در روستا می‌گردید بهتر است بدون راهنمای محلی از منطقه مسکونی دور نشوید چرا که برخی مناطق اطراف این روستا هنوز از مین‌های زمان جنگ پاکسازی نشده‌اند.

اگر محلی‌ها شمارا برای چیندن  گل و سبزی دعوت کردند حتما دعوتشان را بپذیرید چرا که روستای مزرعه و دیگر روستاهای منطقه «دارمه»، پر از گل و گیاهان دارویی از جمله بابونه، اسطخودوس، پونه و بسیاری از گیاهان خودروست که می‌توانید برای خودتان آن‌ها را بچینید و به خانه ببرید.


«مزرعه» هتل یا اقامتگاه بوم‌گردی ندارد، اما سردشت یک هتل و چند مسافرخانه دارد. اگر هم بخواهید در روستا اقامت کنید مردم محلی با مهربانی در خانه‌شان به شما جا می‌دهند و اصلا لازم نیست  به دنبال جا بگردید، همین که در کوچه پس کوچه‌های روستا قدم بزنید ده‌ها بار به خانه مردم محلی دعوت می‌شوید و کافی است دعوت به چایشان را قبول کنید تا اصرار کنند که شب را هم در آنجا بگذارانید. هرچند که این مساله کاملا به خاطر مهمان نوازیشان است و با مقوله گردشگری کاملا بیگانه‌اند.



 
خانه‌هایشان ساده و روستایی است هرچند که در میان آشپزخانه روستایی گاهی ماشین لباسشویی خارجی و جدیدی مانند وصله نا هماهنگ دیده‌ می‌شود که معلوم است حاصل زندگی کنار مرز و کولبری است اما خانه‌ها که بسیاریشان اتاق اضافه دارند کاملا پتانسیل تبدیل شدن به اقامتگاه بومگردی را دارند.


در حال قدم زدن در کوچه و پس کوچه هستیم که لیلا خانم از روی ایوان صدایمان می‌کند، برای خوردن یک فنجان چای دعوتش را می‌پذیریم، در حال پاک کردن پونه در ایوان است که از بسته شدن مرز می‌‌پرسیم، چشمانش نگران می‌شود. «خواهرم آن طرف مرز زندگی می‌کند، نتوانستیم برای دیدنش برویم، می‌گویند از این به بعد باید پاسپورت بگیرید. شما نمی‌دانید مرز کی باز می‌شود؟» … به جز سکوت نمی‌توانیم جوابی به چشمان نگران لیلا خانم بدهیم. چند ثانیه بعد اما نه فقط برای عوض کردن موضوع بلکه از روی کنجکاوی از  پونه‌ها  و غذاهای محلیشان می‌پرسیم. «پونه کاربرد زیادی دارد، در آش می‌ریزیم و بیشتر در دلمه» … کم کم مادر، خواهر، پدر و برادرٍ کولبر لیلا خانم هم به ما اضافه می‌شوند و در ایوان کوچک جمع صمیمی شکل می‌گیرد. از آمدن مسافر و گردشگر به روستایشان سئوال می‌کنیم می‌گویند که دوست دارند مسافر به روستایشان بیاید اما نمی‌دانند که می‌شود از گردشگری کسب درآمد کرد.

لیلا وسط صحبت پا می‌شود که گاوشان را بدوشد، به ما هم تعارف می‌کند که اگر دوست داریم دوشیدن گاو را تماشا یا آن را امتحان کنیم و همراهش برویم.

کمی بعدتر صحبت صنایع دستی می‌شود و چیزهایی که می‌توانند برای فروش به گردشگران ارائه کنند. لیلا خانم می‌گوید ما صنایع دستی نداریم. چشممان اما همان موقع به گردنبند زیبای مادر لیلا خانم که با چوب میخک و مهره‌های آبی درست شده می‌افتد، می‌پرسیم پس این گردنبند را از کجا آوردید، می‌گوید: خودمان درست کرده‌ایم  و خنده ما را که می‌بینند باورشان نمی‌شود که می‌توانند این گردنبندها را بفروشند. چای دوم را که می‌آورند مادر از کیسه روی طاقچه مویزهای درشت، خوشمزه  و شیرین‌تر از قند و توت خشک برایمان می‌آورد. مویزها و توت‌ها را هم خودشان از درختان انگور و توت فراوان منطقه درست کرده‌اند، اما اصلا به ذهنشان هم نرسیده که این مویزهای بسیار مرغوب و ارگانیک چقدر می‌تواند برای گردشگران جذاب باشد. کم کم  خداحافظی می‌کنیم و راه می‌افتیم تا کمی به سمت دشت‌های اطراف روستا برویم.


از موقع بسته شدن مرز اسب‌ها در استراحت اجباری به سر می‌برند، برای جانشان هم بهتر است که استراحت کنند، با آمدن ما اما چرتشان می‌پرد، اجازه می‌گیریم که سوار اسب‌ها شویم و در عوضش به صاحب اسب پول بدهیم.


جاذبه‌های منطقه به روستا مزرعه محدود نمی‌شود با کمی فاصله به کانی گراوان می‌رسیم. چشمه‌ای که به خاطر داشتن املاح معدنی، صخره‌ای رنگارنگ ایجاد کرده‌است و جاذبه طبیعی نادری به حساب می‌آید.









 
دشت‌های گل، چمنزارها و برکه‌ها نیز روستا را محاصره کرده‌اند و روستا دارمه کهن نیز با شقایق‌های فراوان، بابونه و خانه‌هایی با دیوارهای سنگی نیز در نزدیکی مزرعه خودنمایی می‌کنند.


یکی دیگر از لذت بخش‌ترین بخش‌های سفر به مزرعه چادرهای عشایر در دشت‌های اطراف است که با یک چای آتشی شما شما را نمک‌گیر می‌کنند تا بیشتر پیششان بمانید.


مردم مزرعه، منطقه دارمه و شهرستان سردشت، مهمان نوازند و از داشتن مهمان لذت می‌برند اما از طرف دیگر نیز به این مهمان‌ها نیاز دارند تا مدرسه کوچک کانکسی‌شان را به یک مدرسه با ساختمان تبدیل کنند و مهم‌تر اینکه دیگر چشمشان به باز یا بسته بودن مرز نگران نباشد.

مزرعه منتظر دولتی است که مرز را بسته، تا بیاید و به جای آن برایشان، گاز بیاورد و جاده بکشد، مجوز بومگردی بدهد و منطقه را از مین‌ها پاک کند، مزرعه چشم انتظار فعالان گردشگری است تا به آنها راه رسم میزبانی گردشگر را بیاموزد.


 
مرجع: چمدان

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.