میراث فرهنگی در انحصار یک گروه خاص/ آیا دفتر ثبت جهانی وجاهت قانونی دارد؟/ چرا مدیران امورپایگاه‌ها و دفتر ثبت آثار تصمیم‌گیرنده واقعی نیستند؟

میراث فرهنگی در انحصار یک گروه خاص/ آیا دفتر ثبت جهانی وجاهت قانونی دارد؟/ چرا مدیران امورپایگاه‌ها و دفتر ثبت آثار تصمیم‌گیرنده واقعی نیستند؟
خبرهایی به گوش می‌رسد که به جای مدیر دفتر ثبت آثار تاریخی قرار است فردی انتخاب شود که دست برقضا کارمندان دفتر ثبت جهانی با پایگاهش قرارداد صوری دارند و به نام آنجا در تهران خدمت می‌کنند،در صورت صحت این خبر پرسش اساسی این است که چرا معاونت میراث فرهنگی در انحصار عده‌ای خاص قرار دارد و لحظه به لحظه این گردونه تنگ‌تر می‌شود؟!
چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷
ساعت ۱۴:۴۲
کد مطلب: ۱۷۶۹۴
Share
اسکان‌نیوز-مریم اطیابی:با روی کار آمدن دولت روحانی در ۱۳۹۲، گروهی از مدیران سابق که در دوره ریاست محمد علی نجفی به بازی گرفته نشدند، اما ظاهراً قاعدهٔ بازی را بلد بودند و منتظر نشستند تا این که نجفی عطای میراث را به لقایش بخشید و به بهانهٔ بیماری قلبی از سازمان رفت.متعاقبش مهدی حجت قائم مقام سازمان میراث فرهنگی هم جایگاهش را ترک کرد و دست بر قضا، مدیران سابق در خلاء حجت، صندلی‌های معاونت میراث فرهنگی و ریاست پژوهشگاه را به دست آوردند.
 
انحصار طلبی به شیوه میراث فرهنگی
 
این گروهِ منسجم که ساختاری پلیگون دارند قبلاً آموخته بودند اگر جایی را به کف آوردند چنان حول و حوش آن را مسدود کنند که احدی از غیر نتواند بدانجا رخنه کند؛ درست مانند کاری که بعد از شکست در انتخابات ایکوموس تجربه کردند و در عوض، ایکوم را در قبضهٔ خود نگاه داشتند و هیچ منفذ و مجرایی برای ورود خبرگان آزاد و کارشناسان مستقل باز نگذاشتند.
 
پیدا بود که این گروه، پس از تصدی مناصب و سوارشدن بر کار، غیرخودی‌ها را تحمل نخواهند کرد؛ همان ابتدای کار کوشیدند به لطائف‌الحیل مدیران و مسئولانِ غیرخودی و ناهماهنگ - که بی‌شباهت با مهدی حجت نبودند - را از گردونه خارج کنند و اگر از عهدهٔ حذف‌شان برنیامدند لااقل دست و پایشان را ببندند. به این ترتیب سیاوش صابری مدیر مدیر کل دفتر حفظ و احیاء محوطه‌ها، بناها و بافت‌های تاریخی و مهناز گرجی مدیر موزه ملی که از کارشناسان خبره بودند از گردونه حذف شدند.
 
قاعده این است که همه چیز در انحصار آنها باشد؛ بنابراین از کوچکترین فرصت‌ها هم چشم نپوشند، مبادا چیزی از دست‌شان برود و رقیبی پیدا شود. این رفتار تا به امروز استمرار پیدا کرده است و شاید به شکل یکی از خصلت‌های تغییرناپذیر آنها درآمده باشد و چه بسا اگر بگوییم وجه‌الضمان بقای آنهاست بی‌راه نگفته‌ایم.
 
پرونده ثبت جهانی را کارشناسان غیر سازمانی تهیه می‌کنند؟

 
برای نمونه می‌توان به مقولهٔ «ثبت جهانی میراث فرهنگی» و تدوین پرونده‌های آن اشاره کرد که سالهاست که در انحصار این گروه است. تدوین و پیشنهاد آثار برای ثبت جهانی در حوزه‌های میراث فرهنگی، میراث طبیعی، و میراث ناملموس جزو وظایف مصوب و قانونی دفتر ثبت آثار است، اما می‌بینیم که یک دفتر صوری و موازی که هیچ گونه محمل قانونی و تشکیلاتی ندارد ایجاد شده و در ساختمان کوشک استقرار دارد و از صدر تا ذیل پرونده‌های آثار تاریخیِ جهانی را انجام می‌دهد. حتی حرائم آثار جهانی را بدون هماهنگی با دفتر ثبت آثار، تعیین و ضمیمه پرونده‌ها می‌‌کنند و به کمیتهٔ میراث جهانی ارسال می‌کنند. حرائمی که هرگز توسط رئیس سازمان ابلاغ نمی‌شود و مبنای عمل قرار نمی‌گیرند.
 
حرائم جهانی هیچ اثر ثبت جهانی ابلاغ نشده است؟!

البته پیگیری‌های نگارنده در اتفاقات شهر باستانی شوش و کاخ گلستان منتج به کشف تأمل برانگیزی شد. در هر دو مورد صحبت کارشناسان این بود که اساساً حرائم ثبت جهانی به آنها ارسال نشده است. و حتی برخی اعضای شورای فنی میراث فرهنگی استان تهران از همین نقص به عنوان حربه‌ای برای نجات خود از صدور مجوز خلافشان در عرصه کاخ گلستان بهره می‌جستند. در نهایت کاشف به عمل آمد از 49 اثر ثبت جهانی در 22 سایت و محوطه جهانی هیچ کدام تا کنون دارای حرائم جهانی ابلاغی نیستند ؟! نکته تأمل برانگیز‌تر آن که دفتر ثبت آثار و حفظ و احیاء میراث معنوی و طبیعی اطلاعی از وضعیت ابلاغ حرائم جهانی خبری ندارد و وقتی این پرسش مطرح می‌شود که چرا حریم‌های ثبت جهانی ابلاغ نشده، سکوت پاسخ شما است.

این درحالی است که در پاسخ به یکی از گزارش‌های نوشته شده‌ی نگارنده که بر موضوع عدم ابلاغ حریم جهانی کاخ گلستان تأکید داشت، پاسخ معاونت میراث فرهنگی چنین بود:« ...اینکه اداره کل از ثبت جهانی کاخ گلستان یا عدم وجود حریم اطلاع نداشته‌اند مضحک به نظر می‌رسد. ولی چنانچه به هر دلیلی در آن شرایط دسترسی به نقشه و ضابطه حریم جهانی نداشته‌اند، کافی بود با نامه یا حتی شفاهی از اداره کل ثبت، اداره کل پایگاه‌ها یا خود کاخ گلستان استعلام می‌کرده‌اند و اگر موضوع آنقدر اورژانسی و فوری بوده است، کافی بوده به وب سایت میراث جهانی مراجعه و از آنجا دانلود می‌کرده‌اند.»

به نام پایگاه و به کام دفتر ثبت جهانی
 
کاری بس مهم که در سطح بین‌المللی در حال انجام است توسط عده‌ای پیش می‌رود که هیچ گونه رابطه استخدامی با سازمان میراث فرهنگی ندارند. افرادی که قراردادهایی تحت عناوین دیگری دارند و کار دیگری انجام می‌دهند، فرضاً قرادادهایی که در حکمشان نام کارشناس پایگاه‌های ملی آمده اما عملاً هرگز پایشان به این پایگاه‌ها نرسیده و در کوشک و زیر نظر محمد حسن طالبیان مسوول تهیه پرونده‌های ثبت جهانی و حرائم ثبت جهانی هستند که هرگز هم ابلاغ نشده است؟!
 
حال این پرسش مطرح است پرونده‌هایی به این مهمی که در سطح بین‌المللی کارکرد دارد آیا نباید توسط بدنه کارشناسی خود سازمان میراث فرهنگی تهیه شود و نه از طریق تشکیلات در سایه‌ای به نام دفتر ثبت جهانی که کسی جز خودشان نمی‌داند در آنجا چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است. مگر می‌شود در دل دولت کار غیر سازمانی و غیر فرآیندی انجام داد؟! پرسش بعدی اساساً سازمان برنامه و بودجه دفتر ثبت را با چه انگیزه‌ای در دل سازمان میراث فرهنگی تعریف کرده است که از آن چشم‌پوشی می‌شود و دفتری موازی تعریف می‌شود که کارشناسان خود سازمان از عملکرد آن بی‌خبرند؟
 
برای تأیید این مدعا به ترکیب هیأت اعزامی میراث در اجلاس میراث جهانی نگاه کنید. در سال ۱۳۹۶ که شهر یزد در اجلاس لهستان ثبت شد نه مدیر کل دفتر ثبت حضور داشت و نه مدیر امور پایگاه‌ها. به جای آنها مشاوران و معاونان این دفتر صوری ثبت جهانی در کراکف لهستان حضور یافتند.
 
فرض بر این که محمد حسن طالبیان و رسول وطن دوست دیگر نباشند، کارمندان دفتر هم که عملاً هیچ رابطه قانونی با سازمان ندارند، آیا این احساس خطر برای کشور بوجود نمی‌آید که در نبود این افراد چه بر سر پرونده‌های ثبت جهانی خواهد آمد؟ آیا این انحصار طلبی موجب نمی‌شود فقط یک عده خاص با نهادهای بین‌المللی در ارتباط باشند؟ آیا فرضاً اگر روزی طالبیان رییس جمهور هم شد باید بگوییم ایشان رییس جمهور و مسوول تهیه پرونده‌های ثبت جهانی هستند؟!
 
افرادی در دفتر ثبت جهانی مشغول به کارند و حقوق می‌گیرند و تحت‌الحمایه این دفترند و حتی مکاتبات اداری با عناوین تعیین شده این دفتر انجام می‌دهند! اما آیا به لحاظ قانونی اساساً دفتر ثبت جهانی وجود خارجی دارد؟
 
با این اقدامات آیا پای دفتر ثبت آثار و دفتر امور پایگاه‌ها، معاونت میراث فرهنگی و پایگاهی که کارشناسان در اصل باید در آن مشغول به کار باشند به میان نمی‌آید؟ پاسخ تک تک این مسوولان چیست؟
و پرسش دیگر در طول این روسای سازمان میراث فرهنگی، سازمان بازرسی و دیوان محاسبات واکنش‌هایشان نسبت به اقداماتی اینچنینی چه بوده است؟
 
دفتر امورپایگاه‌ها فقط بر پایگاه‌های ملی سیطره دارد
 
نمونهٔ بارز دیگر امور پایگاه‌های ملّی و جهانی است. گویی مدیر کل امور پایگاه‌ها بر دفتر خود احاطهٔ کامل ندارد و مسئولیت و وظایف این دفتر، میان معاون میراث فرهنگی و مدیرکل امور پایگاه‌ها تقسیم شده است. بدین صورت که اداره امور یک‌سری پایگاه‌های خاص از قبیل بم، تخت‌جمشید، پاسارگاد، شوش، چغازنبیل، و شوشتر (پایگاه‌های ثبت جهانی) تحت عنایتِ ویژهٔ معاون میراث فرهنگی است و مابقی پایگاه‌ها به طور نیم‌بند به مدیرکل امور پایگاه‌ها سپرده شده است.
 
امّا نمونهٔ بغرنج و عجیب تضاد منافع و تداخل قلمروها در کاخ موزه‌ گلستان و شوش و پاسارگاد به ظهور رسیده است. بدیهی است که رتق و فتق مجموعهٔ جهانی گلستان می‌یابد در دفتر امور پایگاه‌های جهانی باشد و از طرفی به اعتبار موزه‌بودن این مجموعه، بخشی از امور کاخ گلستان تحت نظر اداره کل موزه‌ها سامان یابد. آیا اکنون مدیرکل موزه‌ها و مدیرکل پایگاه‌ها با اتفاقات رخ داده در کاخ گلستان یا شوش و یا پاسارگاد چالش‌های اساسی ندارند و این افراد به جای تبعیت از مدیران مافوق مستقیم زیر نظر معاون میراث فرهنگی نیستند؟! پاسخ دفتر امورپایگاه‌ها به اتفاقات رخ داده در سازه‌های آبی شوشتر، اصفهان، شوش و کاخ گلستان چیست؟ آیا مدیران این پایگاه‌ها با انتخاب او مشغول به کارند؟
 
 این موضوع آنچنان اسفناک است که حتی هنگام ارجاع نامه میراث فرهنگی وقت تهران در خصوص ساخت و ساز اطراف کاخ گلستان، این نامه به دفتر ثبت آثار و دفتر امور پایگاه‌ها ارجاع نشده و به دفتر محوطه‌ها و بناها و بافت‌ها رفته و نتیجه آن هم امروز پس از دو سال اظهر من‌الشمس است.
 
آنچه مهم است گماشتن فردی بر صندلی مدیریت پایگاه‌های ثبت جهانی که از مدیران مستقیمِ مافوق خود تبعیت نمی‌کند نتیجه‌ای جز استهزاء، تضعیف، و خفیف شمردن مدیران کل ستادی در بر نخواهد داشت.
 
با رفتن نظری چه در انتظار دفتر ثبت است؟
 
این روزها هم متوجه شدیم که مدیرکل دفتر ثبت آثار از سازمان رفته است. فرهاد نظری از مدیران جوان و نسبتاً توانمندی بود و عملکرد دفتر ثبت آثار، نقش مؤثری در ارتقای رتبهٔ سازمان در جشنوارهٔ شهید رجایی داشت.
 
در زمان مدیریت او، فهرست آثار ملی منقول پس از ۸۴ سال از تصویب قانونش ایجاد شد. بیابان لوت به عنوان نخستین میراث طبیعی ایران در فهرست میراث جهانی ثبت شد. پرونده‌های چندملیتی میراث ناملموس ثبت‌شده در یونسکو در دورهٔ مدیریت وی دنبال شد. «چوگان» که در اثر بی توجهی دولت دهم، توسط جمهوری آذربایجان ثبت شد به مدد پیگیری‌های مؤثر وی، در سال ۲۰۱۷ به نام ایران در فهرست میراث ناملموس بشریِ یونسکو به ثبت رسید.
 
حریم حفاظتی برخی از مهم‌ترین آثار تاریخی آثاری مانند شوش، چگاسفلی، ایوان کرخه، شهر کهن نیشابور، تپه حصار دامغان، قنات قصبهٔ گناباد، طاق‌بستان و ... . تصویب و ابلاغ شد.
 
آثار پر حاشیه‌ای که در ثبت آنها مدتها تعلل شده بود همچون کاخ ثابت پاسال، باغستان‌های شهر قزوین، محوطهٔ تاریخی خالدنبی، میدان بهارستان، بولوار کشاورز، باغ سیب کرج، کوه تفتان و غیره در این دوره   به ثبت رسید.
 
نقش اعضای پایگاهی در شمال در آینده میراث فرهنگی چیست؟
 
نکته قابل تأمل آن که شنیده می‌شود که معاون میراث فرهنگی در نظر دارد مدیر پایگاه‌ یکی از مناطق شمال کشور را به عنوان سرپرست دفتر ثبت منصوب کند ...و مدیری که ظاهراً با یکی از اعضای شورای فنی تهران که از اعضای پژوهشگاه و عضو ایکوم هم هست ارتباط نزدیکی دارد و جالب آن که تعدادی از کارشناسان دفتر ثبت جهانی هم قراردادشان با همین پایگاه است و اکنون به جای حضور در آن پایگاه در دفتر ثبت جهانی واقع در تهران کارمی‌کنند و حقوق می‌گیرند؟
 
مونسان چه خواهد کرد؟
 
حال این پرسش مطرح است که آیا رئیس سازمان از وضعیت وخیم، پیچیده، چندلایه و انحصاری معاونت میراث فرهنگی آگاه است؟ به نظر می‌رسد سیطرهٔ اعوان و انصار گروهی خاص بر معاونت در سایهٔ بی‌خبری رئیس سازمان صورت گرفته است.
 
این در حالی است که پیش‌تر به رییس سازمان میراث فرهنگی توصیه شد که با مدیران و کارشناسان خود ارتباط بی‌واسطهٔ داشته باشد و نگذارد دیواری ساخته شود که آنها هرگز نتوانند یکدیگر را ملاقات کنند و در سایهٔ این قطع ارتباط منویات گروهی خاص با منافعی ویژه را دنبال کرد.
 
 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.