تاملی در برنامه طنز خندوانه

تاملی در برنامه طنز خندوانه
حکمت الله ملاصاحی هیأت علمی گروه باستان شناسی دانشگاه تهران در یادداشتی به تصویری که برنامه «خندوانه»از باستان شناسی ارائه کرده است، پرداخت.
پنجشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۷
ساعت ۱۶:۳۴
کد مطلب: ۱۸۱۴۸
Share
اسکان نيوز:یادداشت کوتاهی که از محضر مخاطبان ارجمند ما می‌گذرد به پیشنهاد  دکتر مصطفی ده پهلوان ریاست محترم موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران و نقد بجا وبحقی که ایشان درباره محتوای یکی از برنامه‌های خندوانه درباره مواریث فرهنگی ومآثرتاریخی کشور داشته‌اند به رشته تحریردرآمده است.
 
اتفاقا" در طنز تلخ برنامه خندوانه درباره مآثرتاریخی و مواریث فرهنگی کشور آن هم در حضور یکی از میراثیان میهنی نکته‌های ظریف و مهم و تامل برانگیز فراوان هست که به پاره ای از آنها در اینجا فهرست وار اشاره می‌شود:

نخست آنکه بما می‌گوید؛ جامعه ما تا چه میزان فاقد آگاهی تاریخیست.آگاهی تاریخی که در عالم مدرن درصف مقدم تصمیمگری‌های سیاسی و فرهنگی و مدنی و معنوی دولتیان دنیای مدرن ایستاده است و در معادلات و مناسبات سیاسی دولت‌ها نقش تعیین کننده بر شانه می‌کشد.

دو دیگرآن که از فحوای آن برنامه چنین استنباط می‌شود که مردم ما تا چه میزان نسبت و تعلق خاطرشان را به گذشته خویش از کف داده‌اند و یا به مفهوم دقیق‌تر به بخش عظیمی از سنت ومیراث و تاریخ خود تعلق خاطر ندارند و به آن احساس دلبستگی نمی‌کنند.

سه دیگر آن که با مآثرتاریخی و مواریث فرهنگی خود نمی‌توانند نسبت برقرار کنند. علی الخصوص نسبت و رابطه‌ای باستان شناسانه که در دوره جدید بر اندیشه و احساس و روان و رفتار انسان روزگار ما سروری می‌کند. تاریخ ملی برایش فراموش شده است.انگیزه و اندیشه ملی به سرزمینی که در آن زندگی می‌کند ندارد.حتی وقتی مورخ یا باستان شناس هم هست اصلا "نمی‌داند بر چه مورخ یا باستان شناس است.
چهارم آن که همه چیز برایش سودا و سوداست. این چیزیست که خلاء مدنی و معنوی که با آن دست وپنجه می‌فشارد می‌تواند پُر کند.

پنجم آن که در برزخ بی‌تاریخی بسرمی‌برد و فهم درستی از زمان تاریخی ندارد. دچارنوعی زمان پریشی یا «انا کرونیزم» شده است.صیانت از مواریث فرهنگی و مآثرتاریخی برایش مهم نیست.اصلا"مسئله نیست و اساسا"موضوعیت ندارد. روی ستون‌های تخت جمشید یادگاری حک کنند!نقش برجسته‌های عصر ساسانی را آسیب برسانند! کاشی و کتیبه از پیشانی ابنیه تاریخی برکنند و بغارت برند! به محوطه‌های باستانی تجاوز کنند و آثارش را بغارت برند و بتاراج دهند!اموال و اشیاء موزه‌های کشورش را سرقت کنند! در امانت خیانت کنند.چنانکه در موزه قزوین اتفاق افتاد!مشاهیر و مفاخر کشورش را کشورها و دولت‌های جعل تاریخ دوره جدید بنام خود ثبت جهانی کنند!برایش مهم نیست!

زبان طنز هرچند همیشه شیرین نیست. اتفاقا" ریشخند و پوزخند و بسخره گرفتن چیزهای جدی از شاخصه‌های همین طنزهای ناشیرین وتلخ است. ممکن است بگوئید واقعا" تهیه‌ کنندگان و مجریان برنامه خندوانه اینها همه را می دانند اینها همه را می فهمند. اصلا"واساسا"اینها همه برایشان مهم است.برایشان مسئله است .چنین دغدغه هایی را در دل ودرسردارند.گمان نمی برم که اصلا" می‌دانند و اساسا" می‌فهمند و چنین دغدغه‌هایی را در دل و در سردارند!بصراحت و موکدا"می‌گویم آنها هم خود فاقد چنین دانش و بینش و آگاهی تاریخی هستند هم مخاطبان خود را نیز چنین می‌بینند و چنین می‌پندارند.آنچه که برای آنها مهم است و در اولویت  قرار می‌گیرد و اولاست خنداندن مخاطبان و بینندگان آنهاست؛ البته که خنداندن مخاطبان و بینندگانشان به هربهایی و با هر هزینه‌ای؛ و این همان چیزیست که بحق و بجا به مذاق حضرتعالی که مسئولیت سنگین و خطیر موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران را برشانه می‌کشید؛خوش نیامده است.هر باستان شناسی به هرمیزان به صیانت از مآثر تاریخی و مواریث فرهنگی مُلک و ملت خویش به معنی الاخص و مآثرتاریخی و مواریث فرهنگی جامعه و جهان بشری به معنی الاعم حساس‌تر و جدی‌تر و مصمم‌تر، باستان شناس‌تر و در رشته و حرفه و دانش خود فهیم‌تر و دانا‌تر! متاسفانه صدا و سیمای ملی که ظاهرا" و در حرف و نه در عمل یک رسانه ملیست در چهار دهه اخیر در تحقیر و تحریف و ترویج تخریب مواریث فرهنگی و مآثر تاریخی کشور آنقدر که با ایران ستیزان همراه و همسو بوده است با ایران دوستان درمعرفی وصیانت از مآثر تاریخی و مواریث فرهنگی کشور همدل و همنظر و همپا نبوده است.حضرتعالی مدیریت موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران را بر شانه می‌کشید دریغ و صد دریغ که تا این زمان حتی یکبار هم مسئولان و مدیران رسانه ملی از شما دعوت بعمل نیاورده‌اند که بپرسند؛ موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران چگونه موسسه‌‌ای است؟طرح‌ها و برنامه‌ها و اهداف و غایاتش چگونه است؟!اصلا" و اساسا" میراث فرهنگی چیست؟و ضرورت و حاجتش در صیانت از مواریث فرهنگی در چیست؟ اگر چنین نکنیم چه می‌شود؟ ما حافظان مواریث مدنی و معنوی خویش هستیم یا مواریث ما حافظان فرهنگ و زندگی ما؟ ما از مواریث فرهنگی خویش صیانت می‌کنیم یا آنکه این مواریث فرهنگی ما هستند که از ما صیانت می‌کنند و بود و نبود ما در گرو بود و بود آنهاست.

به هر روی ما چه بخواهیم و چه نخواهیم چه بدانیم و چه ندانیم چه بپذیریم و چه نپذیریم موجوداتی فرهنگی هستم.دمی بی‌فرهنگ و مواریث فرهنگی که برآن تکیه زده‌ایم نمی‌توانیم زنده و برپای به ایستیم و بجای بمانیم.تحریف فرهنگ، تخریب فرهنگ، تحقیرفرهنگ، تحقیر و تخریب و تحقیر انسان و انسان بودن اوست.تحقیر نحوه بودنی که سرشتی فرهنگی دارد و فرهنگی ره می‌سپارد. ما به هر میزان فرهنگی‌تر زیسته‌ایم انسانی‌تر زندگی را تجربه کرده‌ایم.فرهنگ امری کیفی و کیفیت زندگی و نحوه بودن ما در جهان است.یک جامعه و جهان فرهنگ گریز و میراث ستیز جامعه و جهان انسان ستیزهم هست. تصادفی نیست که هول انگیز و غم انگیز و پر خسارت و پرتلفات‌ترین دوره‌های تاریخی را در هنگامه افول نظام‌های ارزشی و انحطاط فرهنگی و حیات معنوی جامعه‌ها زیسته و آزموده‌ایم. آنچه در برنامه نمایش سخیف خندوانه درباره مواریث فرهنگی کشور دیدیم و شنیدیم تصویری از قانقاریای فرهنگیست که با آن دست و پنجه می‌فشاریم.

حکمت الله ملاصالحی، دانشگاه تهران اسفند 97
 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.