پایانی باز برای پیاده‌راه سازی چهارباغ عباسی/ اینجا همه مجوز دارند!

پایانی باز برای پیاده‌راه سازی چهارباغ عباسی/ اینجا همه مجوز دارند!
پروژه پیاده راه‌سازی چهارباغ عباسی که قرار بود به محلی برای عبور گردشگران و شهروندان تبدیل شود اکنون به کلافی سردرگم تبدیل شده که باز شدن گره‌های آن منوط به انجام کاوش‌های باستان‌شناسی است تا مشخص شود سرانجام محور پیاده چهارباغ به کجا ختم می‌شود.
يکشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۸
ساعت ۱۳:۵۹
کد مطلب: ۱۹۵۸۹
Share
اسکان نيوز-مریم اطیابی: شهردار اصفهان در حرکتی آوانگارد (نوگرایانه) جمعی از خبرنگاران منتقد ملی را دعوت کرد تا از نزدیک چهارباغ و اتفاقات رخ داده در آن را ببینند. او یک روز پس از این بازدید توییتی زد که محتوایش همان گفته‌هایش با رسانه‌ها بود.« چهارباغ از یک فضا به یک مکان و از محل جولان ماشینها و موتور سیکلت‌ها به محل مکث و توقف عابران و گردشگران تبدیل شده؛ تبدیل  به گذر فرهنگی، برنامه نهایی ساماندهی چهارباغ است که با هماهنگی میراث فرهنگی اتفاق می‌افتد.» گفته‌های قدرت الله نوروزی شهردار اصفهان در حالی حول این محور می‌چرخد که خبرنگاران در بازدید از چهارباغ یک پرسش اساسی را پیش رو داشتند. چرا وقتی قرار نیست چهارباغ دوره صفویه احیا شود و به گفته مسوولان شهرداری و میراثی اصفهان برای لایه‌های باستانی هم برنامه‌ای مد نظر نیست، باید چنین هزینه‌‌ی گزافی کرد و به چهارباغ میانی دست زد؟ نهایتاً بدون تغییر سنگفرش می‌شد مبلمان شهری را تغییر داد و هرجایی که مایل بودند هفت حوض شاه عباسی را شیبه سازی و جانمایی کنند. دو سواره رو خیابان را هم که با سنگفرش پیاده راه کرده بودند.

شاید پاسخ این پرسش را باید در صحبتهای شهردار اصفهان جستجو کرد که می‌گوید:«ما نمی‌خواهیم چیزی را از میراث مخفی کنیم. هرچند ممکن است سرمایه‌گذاری و هزینه‌کردی که در چهارباغ انجام می‌دهیم توجیه نداشته باشد اما تمام این کارها برای آن است که این محور بیشتر فرهنگی  و گردشگری شود. در عین حال این حق شهروندان اصفهان است که از فضای زندگی بهتری برخوردار شوند و با این هدف سعی می‌کنیم پیاده راه چهارباغ را به عنوان محور گردشگری اصفهان ایجاد کنیم.»
 
 
شهردار اصفهان ساماندهی چهارباغ را یک پروژه نمی‌داند و از آن با عنوان «برنامه» یاد می‌کند. به گفته او پیاده‌راه‌سازی محورهای شرقی و غربی چهارباغ حدود سه ماه زمان برده است و حدود 4 ماه هم طرح میانی را در دستور کار دارد هر چند  ممکن است این طرح در میانه راه نیازمند اصلاحاتی باشد.
 
این صحبت‌ها از زبان شهرداری که حقوق خوانده و فریدون اللهیاری مدیرکل میراث فرهنگی استان اصفهان که تاریخ خوانده شاید در وهله نخست شیرین و دلچسب به نظر آید اما در گامی فراتر از یک بی‌برنامگی مطالعاتی در خصوص پیاده‌راه سازی چهارباغ خبر می‌دهد که در آن مسایل شهری و گردشگری بر مسایل میراثی ارجحیت داشته است.
 
رسانه‌ها در گزارش‌های پی در پی خود از فروردین سال 96 به این موضوع اشاره کرده‌اند که طرح پیاده راه سازی چهارباغ به عنوان یک اثر ملی بدون مصوبه سازمان میراث فرهنگی و بدون کاوش زیر نظر پژوهشگاه میراث فرهنگی و صرفا با توافق درون استانی اداره میراث فرهنگی و شهرداری در بخشی از خیابان اجرا شده است.
 
از اجرای طرح هنوز یک ماهی نگذشته بود که در آغازین روزهای اردیبهشت 96 در شبکه‌های مجازی خبری به همراه چند عکس آمد که «طى حفارى كه شهردارى اصفهان در سال جارى به منظور ايجاد كانالى براى عبور تأسيسات خود در اين محدوده تاريخى(چهارباغ عباسی) انجام داده است، روبروى سردر باغ خرگاه و بدنه غربى دولتخانه صفوى به ديواره‌هاى تاريخى و كف فرش آجرى برخورد کرده كه گمان می‌رود مربوط به دوره صفويه باشد. ارتفاع این دیواه‌های تاريخى حدودا بيش از يك متر و عرض آن تقریبا كمتر از يك متر است. این دیواره‌ها آجرى بوده و با مصالحى همچون گل و گچ سنتى به هم متصل است و مشخص  است که پايه‌های یک بنای قدیمی يا ديوارهای آن است.در كنار اين ديواره‌ها، كف پوشى آجرى دیده می‌شود که با آجرهاى حدودا ٢٥*٢٥ پوشيده شده و به طول تقریبی ده متر ادامه دارد. با توجه به رنگ ملات بکار رفته در بخشی از اين كف پوش، گمان می‌رود که این یافته ها از جنس ساروج باشد. در يكى از تصاوير مربوط به همين محوطه تاريخى مشخص است كه مجريان طرح با ملات شن و سيمان سعى در پوشاندن ديوارها داشته اند كه خوشبختانه موفق به اتمام اين كار نشده اند.»اما این خبر در آستانه هیاهوی انتخاباتی گم شد.
 
 
اکنون در اردیبهشت 98 کارشناسان شهرداری و میراث اصفهان مدعی هستند چهارباغ عباسی در دوره قاجار بارها و بارها برای کشاورزی شخم زده شده و در دوره پهلوی اول و دوم تأسیسات زیربنایی همچون لوله‌های آب و برق و مخابرات از آن عبور داده شده و حتی در مقطعی چشمه سرویس بهداشتی در آنجا حفر شده و به طور کلی از لایه‌های باستان‌شناسی چیزی باقی نمانده است جز سه قطعه سنگ که از سوی شهرداری محفوظ مانده و پس از اتمام پروژه برای حفاظت آن فکری می‌شود. همچنین چند بخش مخدوش آجری که بنا به نظر باستان‌شناسان مورد تأیید آنها، روی آن پوشانده شده است. البته سنگفرش‌ قاجاری هم بخشی از یافته‌های باستان‌شناسی چهارباغ در بخش نزدیکتر به پل سی و سه پل است که به‌صورت پالت‌های شماره‌گذاری شده به انبار منتقل شده و اینک پس از پایان بخشی از فعالیت‌های عمرانی به جای خود بازگشته است.
 
از سویی کارشناسان میراث فرهنگی اصفهان می‌گویند که طرح ابتدا در شورای فنی استان مطرح شده و از آنجا که توافقی حاصل نشده که چهارباغ کدام دوره از پهلوی تا صفوی «احیا »شود بنابراین کل طرح به سمت «ساماندهی» رفته است. اما آیا این صحبت‌ها برای توجیه انجام ندادن کاوش‌های باستان‌شناسی و بسنده کردن به 9 گمانه کافی است؟ در این صورت چه حاجت به گمانه زنی آن هم گمانه‌زنی که پایش امضایی به تاریخ 19 آبان 95 از سید محمد بهشتی رییس وقت پژوهشگاه میراث فرهنگی را دارد و در آن تأکید شده «گمانه زنی به منظور شناسایی و احیا کف فرش شاه عباسی»

 
 
آنها در سال 95 از دکتر حمیده چوبک رییس پژوهشکده باستان‌شناسی مجوزی را برای شناسایی کف فرش چهارباغ دریافت می‌کنند و 9 گمانه از سوی «سعید شهباز» به منظور ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﮐﺎﻟﺒﺪی ﮐﻒ ﻓﺮش اﺻﻠﯽ ﺧﯿﺎﺑﺎن ﭼﻬﺎر ﺑﺎغ، باغ‌ها و ﮐﺎخ‌های از دﺳﺖرﻓﺘﻪ دوران ﺻﻔﻮﯾﻪ و ﺑﺎزﺷﻨﺎﺳﯽ ذﻫﻨﯽ ﻃﺮح آﻧﻬﺎ حد فاصل «آمادگاه» تا «دروازه دولت» زده می‌شود اما نکته قابل تأمل آن که این باستان‌شناس خودش هم ناظر خودش بوده است! این در حالی است که باستان‌شناسان ایرادات جدی را به این گزارش وارد می‌دانند.
 
اما نکته قابل تأمل در این گمانه زنی آن است که طبق روال در طرح‌های عمرانی پس از پایان کاوش، گزارش‌ها باید به پژوهشکده ارسال شود و پس از بررسی پژوهشکده، تقاضای تشکیل جلسه در شورای فنی سازمان مرکزی میراث فرهنگی مطرح می‌شود.سپس در آن شورا تصمیم ‌گیری می‌شود که آیا طرح قابل اجرا است یا نه.این چرخه اما در مورد گمانه‌زنی چهارباغ طی نشده است و گزارش به جای پژوهشکده به اداره میراث فرهنگی اصفهان تحویل داده شده است و این پرسش را بر جای گذاشته که چرا یک باستان‌شناس چنین گزارشی ارائه کرده و چرا خودش ناظر اعمال خودش بوده و چرا گزارشش به دست پژوهشکده نرسیده است؟
 
 
 
 پرسش دیگری هم در این میان مطرح می‌شود چرا سید محمد بهشتی رییس وقت پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری هنگام بازدید نسبت به این اتفاقات موضع نگرفت؟ آیا او از اخبار انتشار یافته مطلع نبود؟ در این صورت چرا مجبور به بازدید از چهارباغ شد؟در آن زمان روابط عمومی شهرداری، از او چنین نقل قول کرد:«شهرداری اصفهان عزم کرده که چهارباغ را به وضعیت اصیلش برگرداند و بر این اساس امیدواریم روزگاری برسد که بتوانیم با خیال راحت در چهارباغی قدم بزنیم که تقلبی نیست و آرزوی چند نسل از متخصصان یعنی بازگرداندن این محور به اصالت واقعی خود، محقق شود.»

در این سخنان که مهر 97 اظهار شده به نظر می‌رسد بهشتی هنوز امید به احیا چهارباغ صفوی داشته آیا در همین مقطع مسوولان میراث اصفهان به او گفته بودند که طرح «احیا چهارباغ صفوی» به «ساماندهی چهارباغ امروزی» تغییر کرده است؟ آیا برای او این پرسش پیش نیامد که حداقل یک بار گزارش باستان‌شناسی کف فرش چهارباغ را تورق کند یا از رییس پژوهشکده باستان‌شناسی در این خصوص نظر خواهی کند؟

آن هم در حالی که در شهریور 97 و به دنبال اعتراض دوستداران اصفهان مبنی بر آسیب به هویت و لایه‌های تاریخی،مدیرکل دفتر حفظ و احیا و بعضی اعضای شورای فنی سازمان میراث فرهنگی طی بازدیدی اعلام کرد اداره میراث فرهنگی استان مرجع تصمیم‌گیری برای این اثر ملی نیست و باید فعالیت عمرانی در طول خیابان متوقف شود. این دستور طی نامه‌ای در 29 مهرماه 97 به مدیرکل میراث استان اصفهان ابلاغ شد. اما لایه برداری و بتن‌ریزی و تعویض سنگفرش در دو طرف خیابان تا زمستان 97 ادامه داشت.
 
 
در این بین گزارش‌های هر روزه رسانه‌ای بر این نکته تأکید داشت که چرا پیاده‌راه سازی چهارباغ بدون کاوش‌های باستان‌شناسی به راه خود ادامه می‌دهد و هر بار میراث اصفهان به همین گمانه‌زنی استناد می‌کرد.
 
اکنون پرسش جدی آن است که شهردار اصفهان که به گفته خودش حقوق بشر خوانده چقدر پایبند حفظ داشته‌های فرهنگی است که به همه ایرانیان تعلق دارد؟در این صورت چرا پس از گزارش های خبری به صراحت از میراث فرهنگی نخواسته تا تکلیفش را در این خصوص به صورت شفاف مشخص کند و اگر لازم به انجام اقداماتی است به صورت علمی و کارشناسی و با تأیید سازمان مرکزی میراث فرهنگی پیش برود؟  مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان تاریخ دان هم چرا با وجود گزارش‌های رسانه‌ای نیازی به مراجعه دوباره به نظرات باستان‌شناسی نداشته است؟ چرا اکنون و پس از یک سال فشار افکار عمومی، میراثیان و کارشناسان شهرداری اصفهان تن به مطالعات  باستان‌شناسی می‌دهند؟ و چرا کلیات و جزییات طرح اکنون باید مورد توجه قرار گیرد؟ این چه مطالعات و فاز اجرایی بوده که با چنین حاشیه‌های گسترده‌ای روبرو است؟ چرا از همان ابتدا در یک پروژه چند میلیاردی سهم جدی برای حفظ میراث در نظر گرفته نشده است؟ اکنون شاید نفس کاری که شهرداری اصفهان تمایل به انجام آن داشته، صحیح باشد و حتی تأثیر مثبتی بر صرف مطبوع اوقات فراغت شهروندان اصفهانی و گردشگران بگذارد، اما حاشیه های آن که دست بر قضا اصلا قابل چشم پوشی نیست و دغدغه فعالان و کارشناسان مستقل میراثی است به سایه سنگینی بر سر این طرح تبدیل شده است.گره کوری که اکنون از دلش یک کمیته راهبری بیرون آمده متشکل از پژوهشکده باستان شناسی، دفتر حفظ و احیا، میراث فرهنگی اصفهان، شهرداری اصفهان و سمن های فعال در حوزه میراث و شهری. اتفاقی میمون که باید از ابتدا رخ می داد.
 
حالا در بهار 98 پژوهشکده باستان‌شناسی قاطعانه جلوی بتن ریزی و اجرای طرح بدون کاوش های باستان شناسی ایستاده است و اذعان می‌کند به هیچ عنوان روند قانونی طی نشده است. روح الله شیرازی رییس پژوهشکده باستان‌شناسی چند روز پیش با انتشار خبر بتون‌ریزی در چهارباغ میانی راهی اصفهان شد و در آنجا خواستار انجام کاوش‌های علمی و جدی گسترده در بخش چهارباغ میانی شد. در این سفر هادی احمدی مدیر دفتر حفظ و احیای بناها و محوطه‌های تاریخی هم شیرازی را همراهی می‌کرد.
 
به گزارش اسکان نيوز، ذکر این نکته ضروری است که در جریان این اتفاقات معاون میراث فرهنگی کل کشور هرگز قاطعانه به موضوع ورود پیدا نکرد.شهریور 97 بود که محمد حسن طالبیان راهی اصفهان شد اما در بازدید خود از سی و سه پل و چهارباغ موضع قاطعی در خصوص چهارباغ اتخاذ نکرد و دستور توقفی صادر نشد. شاید گفت و شنود نشست چند روز پیش خبرنگاران و مسوولان در حاشیه بازدید روح الله شیرازی و هادی احمدی از اصفهان از این منظر هم حائز اهمیت باشد، چرا که در آن بین خبرنگاری از توافق ضمنی طالبیان با این طرح خبر می‌دهد؟ شنیدن این پرسش، میراثیان را به یاد بحث آشنایی در موضوع زیرگذر شوش می‌اندازد که آنجا هم صحبت از یک توافقِ نانوشتهِ شفاهیِ ضمنی برای خراب کردن پل و هوار کردن آن بر سر خیابان و عبور زیرگذر بدون کاوش باستان‌شناسی در عرصه اثر باستانی بود. حال این پرسش جدی پیش رو است که اساساً چرا در پروژ‌ه‌های این چنینی حرفهای درگوشی از یک توافق ضمنی مسوولان رده بالا خبر می‌دهد و چرا مسوولان میراث فرهنگی در همان ابتدا و با چند گزارش نخستین یک رویه قاطعانه را در این گونه موارد پیش نمی‌گیرند. البته در این نشست هادی احمدی از موضعی رسمی اعلام کرد که این خبر صحیح نیست و هیچ توافق ضمنی صورت نگرفته و همه چیز باید کتبی و علنی باشد.
 
 
اما حرفهای درگوشی به اینجا ختم نمی‌شود در طول این مدت سخن از طرحی دیگری هم در میان بوده که یکی از پیشکسوتان شورای فنی اصفهان با پایبندی به اصول باستان‌شناسی و تعبیه صحیح حوض‌های چهارباغ تهیه کرده و حتی طرحش برنده هم شده اما به جای او طرح فرد دیگری انتخاب می‌شود؟
 
و البته صحبت از «برادرزاده» یک سیاستمدار ذی نفوذ در یکی از احزاب هم هست که زمانی طراحی و مشاوره کف فرش چهارباغ به نام او گره می‌خورد؟ اما کسی در مورد صحت و سقم این حرفها و حدیث‌ها سندی برای ارائه ندارد و همچنان این سخنها به عنوان پچپچه‌های درگوشی پشت درهای بسته می‌ماند.
 
اکنون هرچند هادی احمدی  در چند نوبت نامه نگاری بر جزییات و کلیات طرح پافشاری می‌کند اما این پرسش همچنان باقی است که چرا بین دو طرح یکی با اصرار بر پایبندی به شواهد باستان‌شناسی و ارائه شده از سوی یک پیشکسوت میراثی و طرحی دیگر از سوی کارشناسی از سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری، طرح شهرداری مقبول می‌افتد؟ و چرا شهرداری و میراث فرهنگی همچنان که خودشان اذعان می‌کنند بر گردشگری و شهری بودن مسیر بیشتر از میراثی بودن آن اصرار دارند؟ چرا کارهایی که باید از ابتدا مطرح و انجام می‌شد اکنون و پس از اجرای دو پیاده راه ساخته شده و بتون ریزی ابتدای چهارباغ میانی آغاز می‌شود؟ اگر  مطالعات چهارباغ  در این حد متقن و علمی و کارشناسی بوده و همه جوانب در آن سنجیده شده چرا پرونده پیاده راه سازی چهارباغ دچار چنین آشفته بازاری است؟
 
در این بین کارشناسان شهرداری و میراث فرهنگی یکی یکی مجوزهایشان را رو می‌کنند تا خبرنگاران قانع شوند. آن طرف برخی فعالان و کارشناسان میراث در حال تهیه نامه‌ای به دستگاه‌های نظارتی هستند. این طرف میز اما شهرداری و میراث تأکید دارند که نباید به دنبال مقصر بود و باید به دنبال راه حل گشت. آن سو تر برخی مردم شاد از پیاده راه سازی هستند و برخی مانند کاسبان و مغازه داران شاکی و عصبی از طولانی شدن پروژه و خسارات وارده به دخل و خرجشان.
 
حالا به گفته‌ی میراثیان کلیات طرح در دیماه 97 بررسی  و 17 اسفند 97 ابلاغ شده است همچنان که جزییات طرح در 11 اردیبهشت 98 ابلاغ شده است. در این فاصله اما شهرداری بتون‌ریزی در بخش میانی و در جلوی کاخ جهان نما را آغاز کرده است که با رسانه‌ای شدن موضوع و آمدن هیأتی از پژوهشکده و دفتر حفظ و احیا بتن ریزی متوقف می‌شود.امری که بار دیگر در همین چند روز اخیر با رفتن تیم خبرنگاران ملی و این بار با عایق کاری آغاز می‌شود و باز هم احمدی بتون کاری را خلاف قانون می‌داند و اکنون دستور توقف آن صادر شده است.
 
به گفته میراثیان تقریباً تکلیف 80 درصد پروژه از جهان نما تا آمادگاه مشخص شده و 20 درصد باقی مانده نقاط تاریکی است که باید در صد متر دیگر این مسیر با کاوش‌های باستان‌شناسی مشخص شود. از حد فاصل خیابان آمادگاه تا حاشیه زاینده‌رود هم به‌دلیل کامل نبودن اطلاعات باستان‌شناسی نیاز به بازنگری و کاوش باستان شناسی دارد.
 
 
حالا پس از کش و قوس فراوان، میراثیان استان اصفهان همگام با کارشناسان شهرداری از مواضع پیشین خود این گونه دفاع می‌کنند و می‌گویند:اصل برگشت‌پذیری در زیر‌سازی‌های انجام شده در نظر گرفته شده است، و ما نمی‌خواهیم به کف آثار برسیم. تمام گمانه‌ها زیر بتن محفوظ است و قابلیت جمع کردن تمام روسازی‌ها وجود دارد و شهرداری آسیبی به لایه‌های تاریخی چهارباغ نزده است.
 
اکنون آنها مدعی‌اند تنها یک لایه ماسه بادی به قطر حداقل 5 سانتی متر روی لایه تاریخی اجرا و روی آن دو لایه پلاستیک کشیده و سپس بتون ریزی شده است که این نحوه اجرا قابلیت برچیده شدن را دارد. امری که هادی احمدی هم با اجرای آن در برخی از جاهای طرح موافق است.
 
آنها بر این نکته اصرار دارند که اهمیت چهارباغ به محور میانی باز می گردد. اما نگاه ما معطوف طراحی شهری است و صرفا نگاه باستان شناسی نداریم. ما موافق اجرای بتن‌ریزی بیشتر نیستیم و حتی ممکن است در آینده به این نتیجه برسیم که تمام این کارها اشتباه بوده و باید تمام روسازی‌ها و بتن‌ریزی را برداریم.
 
حالا خبرنگاران ملی پس از بازدید، گزارش‌های خود را در حالی می‌نویسند که اصفهان معضلاتی چون عبور گذر اقا نجفی از پشت مسجد شیخ لطف‌الله و تخریب بخشی از محله تاریخی جویباره را هم در کارنامه دارد. آن هم در حالی که می‌توان در زیرگذر مسجد عتیق چندین بار با خودرو تاب خورد و به روزهایی فکر کرد که زیرگذر مسجد جامع عتیق هم همین روال را طی کرد، همچنان که بافت تاریخی شیراز، تبریز، اصفهان، کاشان،رشت، قزوین و ... طی می‌کند.
 
آن هم در حالی که طبق مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و دو نامه مقام معظم رهبری برای ابلاغ سیاست‌های برنامه پنجم و ششم توسعه، تمامی پروژه‌ها باید پیوست فرهنگی داشته باشد، همچنین طبقِ جزِ یک ماده ۱۰۰ برنامه ششم در تمام پروژه‌های عمرانی باید پیوست میراث فرهنگی وجود داشته باشد.
 
این درحالی است که باید طرح اتاف (ارزیابی تآثیرات اجتماعی فرهنگی) این گونه اقدامات و به تبع آن امتیازات، فرصت‌ها، تهدیدات، آثار منفی اجرای آن از سوی متولیان مشخص شود.
 
قصه چهارباغ قصه تکراری خیابان انصاری شرقی قزوین، خیابان پشت آرامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی، زیرگذر شوش، خیابان‌های منتهی به بافت تاریخی شیراز، ساخت و ساز اطراف کاخ گلستان، سدسازی و فرو رفتن محوطه‌های تاریخی زیرآب و ... است. اینجا در سرتاسر ایران همه مجوز دارند از شهرداری و سایر متولیان طرح‌های عمرانی تا میراث فرهنگی استان و معاونت میراث فرهنگی کل کشور. اما آنچه در این بین اهمیتی ندارد فرهنگ است که در بازی سود و سودا و اختلافات یا همکاری های سیاسی و توسعه ناپایدار قربانی می‌شود. قربانی، میراث فرهنگی است که قرار است برای مملکت گردشگر و سودآوری داشته باشد. پیرمرد مفلوک رو به موتی که کسی نه تنها به فکر درمانش نیست بلکه انتظار آن است در همان حالت احتضار خوش رقصی کند و از رقصش کسب درآمد شود. این گونه است که هر چقدر بنویسی « لب بود که دندان آمد» برای کسی اهمیتی ندارد و در انواع طرح‌ها حفظ میراث فرهنگی و محیط زیست مغلوب جنگ توسعه حتی به بهانه گردشگری می شود. مهم نیست که اگر میراث نباشد، گردشگری ایران هم معنا پیدا نمی‌کند. مهم آن است که طرح‌های عمرانی سریع ربانشان بریده شود، چند هتل و تله کابین و بوفه غذا در مسیر احداث شود. این گونه است که حتی اگر پروژه‌ای چند میلیارد تومان هزینه داشته باشد و حتی زعمای میراث و متولیان پروژه دور هم بنشینند،عاقبتش همچون چهارباغ عباسی می‌شود. اینجا همه مجوز دارند اما همه مقصرند چون مفاهیم فرهنگی در تقابل با مفاهیم توسعه ناپایدار است.
 





  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.