روحانی همدانی؛ قربانی کژاندیشی و نفرت

حمید علیزاده
روحانی همدانی؛ قربانی کژاندیشی و نفرت
در این نوشتار سعی شده تا با استفاده از گمانه زنی های صورت گرفته از انگیزه قاتل همدانی از طریق گونه شناسی جرم به علت شناسی و سبب شناسی حادثه نایل آمد، تا ارائه مدلی از پیشگیری با محوریت دسته خاصی از بزه دیدگان برای خروج جامعه از بحران مطرح شده ممکن گردد.
دوشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۸
ساعت ۱۶:۴۸
کد مطلب: ۱۹۶۵۴
Share
اسکان نيوز: هفتم اردیبهشت یک خودرو سواری 206 در محله آخوند همدان با شلیک دو گلوله به سمت حجت الاسلام مصطفی قاسمی روحانی 46 ساله او را به قتل رساند. قاتل شخصی به نام بهروز حاجیلو معرفی گردید که در صفحه اینیستاگرام خود به قتل روحانی همدانی اعتراف نموده که پس از آن تلاش نیرو انتظامی برای بازداشتش آغاز شده، که ساعتی بعد چند نفر از دوستانش (متهمان این پرونده) دستگیر شدند. در نهایت ساعت 5 صبح هشتم اردیبهشت 98 قاتل روحانی همدانی شناسایی و در درگیری با ماموران انتظامی کشته شد.  
                 
در آبان 1396 نیز یک روحانی در متروی تهران با ضربات چاقو به قتل رسید که باعث شد برخی رسانه ها و تحلیل گران از آغاز «انتقام گیری خیابانی از روحانیون» خبر دهند و برخی نیز با تحلیل های گوناگون نهادینه و اپیدمی شدن این حوادث را به طور جدی رد نمودند، که با بروز مجدد این حادثه در همدان بازنگری در این احتمال می تواند خبر از وضعیتی دهد که در آن کهنه در حال مرگ و نو؛ ناتوان از زاده شدن بوده، که چنین فترتی در جامعه همواره به صورت نشانه ها، حوادث و واکنش های دردناکی _ مانند قتل یک انسان و حمایت مردمی از چنین عملی_ ظاهر می گردد، که می توان این وضعیت را "بحران" نام گذاری نمود.   
                 
لذا در این نوشتار سعی شده تا با استفاده از گمانه زنی های صورت گرفته از انگیزه قاتل همدانی از طریق گونه شناسی جرم به علت شناسی و سبب شناسی حادثه نایل آمد، تا ارائه مدلی از پیشگیری با محوریت دسته خاصی از بزه دیدگان برای خروج جامعه از بحران مطرح شده ممکن گردد.                                                         
 
1_ طبق فرضیات مطرح شده از سوی نزدیکان قاتل انگیزه بهروز حاجیلو برای قتل، از سخنرانی روحانی همدانی در مسجد محل که اظهارات حجت الاسلام سید مصطفی حجازی را _که از همه خواهران مجرد «مجاهد» تقاضا کرده بود در حد توان، حتی با صیغه های یک روزه به صیغه برادران حشد الشعبی به هر تعداد در بیایند_ بازگو کرده بود نشات می گیرد. طبق فرض مطروحه و ویدئویی که قاتل از خود بعد از جنایت منتشر نموده و با حالتی کاملا عادی به قتل روحانی با سلاح گرم اعتراف می نماید می توان نفرت ناشی از سخنرانی مقتول در مسجد محل را برای شناسایی نوع جرم واقع شده مد نظر قرار داد و عمل قاتل را به نوعی «قتل ناشی از نفرت و تعصب» نام گذاری نمود. جرایم ناشی از نفرت مفهومی اجتماعی است که در اوایل دهه 90 میلادی به کاربرده شده و مصادیق فراوان در کشورهای مختلف یافته است. این مفهوم آن دسته جرایمی را شامل می شود که بر اساس نفرت موجود نسبت به دسته ای از افراد جامعه، بنابر اختلافی ایدئولوژیک یا طبیعی، با قربانی از سوی مجرم رخ می دهد. و عواملی از جمله دولت، نهادهای دینی و ایدئولوژیک و جامعه در شکل گیری این دسته جرایم دخیل  می‌باشند.                                                                                                                             
این گونه شناسی از یک سوی عواملی را که در قاتل منجر به رسیدن اندیشه جرم به وقوع قتل شده و از دیگر سو نقش مقتول و میزان سهم وی در شکل گیری جنایت را ایجاب می نماید.    
                                      
2_ از جمله مفهوم سازی های نامتقارن سیستم دادگستری جنایی «ارازل و اوباش» می باشد که برای نام گذاری مجرمان خیابانی و مرتکبان جرایم بدون بزه دیده _مانند بهروز حاجیلو_ مورد استفاده قرار می گیرد. چنین القاب نامانوسی همواره موجب بازشناسی فرد توسط خود به عنوان شخصی که توسط جامعه به حاشیه رانده و ترد شده می گردد، که بازتاب آن پیوستن به خرده فرهنگ های مجرمانه ای شده که در نتیجه معاشرت هایی با هم سنخان خود را به همراه دارد، که چنین هم نشینی هایی منجر به ساخت ارزش ها و هنجارهای مشترک میان این دسته از افراد می گردد.    
                                                                                            
با توجه به گونه شناسی جرم می توان قائل به این مسئله بود که عدم ندامت و شرمساری قاتل روحانی همدانی در ویدئو منتشر کرده از خود در نتیجه انکار مقتول با این استدلال باشد که بزه دیده تا حدودی سزاوار آنچه بوده که برایش روی داده. به نوعی با خنثی سازی کنترل های درونی از طریق انکار مسئولیت، انکار زیان، تقبیح سرزنش کنندگان و ادعای وفاداری های بیشتر _بزهکاران هرگونه انگیزه شخصی یا خودخواهانه را برای اقدامات خود با این استدلال که آنها در واقع برای منافع دیگری کار کرده اند انکار می نماید_ قتل واقع شده را توجیه می نماید.                                                                                                                            
لذا اشخاصی مانند بهروز حاجیلو را می توان نتیجه برخورد کیفری نامناسب و برچسب زنی دستگاه قضایی و برآمد ساخت اجتماعی ای دانست که دچار خلا ناشی از بی هنجاری هدف-وسیله برای رسیدن به شان و جایگاه اجتماعی مورد علاقه افراد دانست، که فضای مجازی و کاربران مجازی این جایگاه را به شیوه نامناسب برای این دسته مجرمان فراهم می نماید.                                                                                                  
3_ در بعد سبب شناسی و علت شناسی، قاتل _بهروز حاجیلو_ مورد بررسی قرار گرفت، اما باید نقش و جایگاه و به اصطلاح سهم حجت الاسلام مصطفی قاسمی در شکل گیری جرم واقع شده نیز مورد بررسی قرار بگیرد، بدین سان موضوع از لحاظ نظریه فعالیت روزمره و سبک زندگی_ که بیان کننده همبستگی میان فرق های موجود در خطرهای بزه دیدگی با فرق های موجود در سبک زندگی می باشد _ و نظریه های بزه دیده شناسی که به بررسی بزه دیدگان با توجه به سهم آنها در وقوع جرم و تاثیرشان می پردازد، قابل واکاوی است.          
                   
در نظریه فعالیت روزمره و سبک زندگی هم فعالیت های حرفه ای (شغل و ....)  و هم فعالیت های تفریحی مدنظر می باشد و چنین استدلال می توان نمود که با توجه به گونه اول فعالیت اشخاصی مانند روحانیون خطر بیشتری برای بزه دیدگی دارند. که باتوجه به تکرار قتل روحانیون بر این فرض می توان استوار بود که تغییر میزان جرایم خشونت آمیز علیه جامعه روحانیت بازتاب دهنده تغییر شمار مجرمان با انگیزه یا تغییر شدت انگیزه آنان است، و تداعی کننده استدلالات کسانی می باشد که از «آغاز انتقام گیری خیابانی از روحانیون» بحث می نمودند.  
     
از نظرگاه بزه دیده شناختی نیز با توجه به گونه شناسی جرایم که قتلی برخواسته از نفرت شکل گرفته بود می توان سهم بزه دیده _روحانی همدانی_ در قتل مزبور را تحریک عامل جنایت از طریق نطقی نامناسب در مسجد محل بازشناسی کرد، که تعصب نیز مکمل آن شده است. از دیگر سو نسبت دادن سرکوب های پی در پی از دوران طفولیت تا بزرگسالی، به جامعه روحانیت که با توجه به کنترل سیاسی و اجتماعی مملکت از سازندگان ساخت اجتماعی مبتنی بر فشار می باشند انگیزه های خشم و خشونت را در قاتل می پروراند و انگیزه کافی جهت بروز اضطراب ها و سرکوب ها به صورت جرایم خشن را به وی اعطا می نماید.                                                
 
نتیجه گیری: متن حاظر در پی خروج از فضای احساسی و ورود به استدلالی منطقی جهت جلوگیری از قتل انسانی دیگر _چه روحانی باشد چه شخصی عادی_ با استفاده از نظریه های مطرح در جرم شناسی و بزه دیده شناسی  از طریق فرضیه های بیان شده از سوی نزدیکان قاتل در مورد انگیزه قتل _ گرچه نگارنده هیچ گونه جهت گیری در مورد درستی یا نادرستی آنها ندارد_ مختصرا به نگارش درآمده و پیش گیری کنشی ( نوعی پیشگیری مبتنی بر آموزه های خارج از حقوق کیفری که اصولا قبل از وقوع جرم به کار گرفته می شود) بزه دیده مدار که منجر به پیش بینی جرایم خشن علیه جامعه روحانیت به سبب جایگاه شغلی و تضعیف پایگاه مردمی ممکن است رخ دهد را پیشنهاد می نماید. بازیابی و بازشناسی جایگاه مردمی روحانیت که مستلزم تاکید حوزه ها بر مردمی بودن روحانیت در آموزش و پرورش حوزویان که تعدادی از مراجع تقلید نیز بر آن تاکید نموده اند در این زمینه راهگشا است.                                                                                                            
 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.