کد QR مطلبدریافت لینک صفحه با کد QR

با تصویب قانون حمایت از مرمت و احیای بافت های تاریخی و فرهنگی؛

تعاریف عجیب از مدعیان ثبت در مقیاس جهانی تا واگذاری اختیارات

معاونت میراث فرهنگی حقوق خود را دو دستی تقدیم وزارت راه و شهرسازی و بنیاد مسکن کرد

31 تير 1398 ساعت 14:13


اسکان نیوز-مریم اطیابی: در اجرای اصل یکصد و بیست و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران قانون حمایت از مرمت و احیای بافت‌های تاریخی و فرهنگی که با عنوان طرح یک فوریتی حمایت از مرمت و احیای بافت‌های تاریخی فرهنگی و توانمندسازی مالکان و بهره برداران بناهای تاریخی فرهنگی به مجلس شورای اسلامی ارسال شده بود با تصویب در جلسه علنی روز یکشنبه دوم تیر ماه ۹۸ و تایید شورای نگهبان از سوی علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در تاریخ ۱۸ تیرماه ۹۸ به حسن روحانی رئیس جمهوری ایران ابلاغ شد.

قانونی که بسیاری آن را برگ زرینی در کارنامه میراث فرهنگی تلقی می کردند اما با دقت به تعاریف این قانون و برخی مواردی که در آن لحاظ شده است می‌توان دریافت که نه تنها این قانون به حمایت از مرمت و احیای بافت‌های تاریخی فرهنگی نمی‌پردازد بلکه بخشی از تکالیف و حقوق میراث فرهنگی را هم به سایر دستگاه‌ها تقدیم کرده است!
 
این که یک قانون چنین فرایندی از حوزه طرح تا تصویب را با چنین اشتباهاتی و آن هم با حضور و تـایید کارشناسان میراث فرهنگی و حضور مکرر معاونت میراث فرهنگی در مراحل بررسی و تنظیم متن در مجلس و دولت طی کرده نه تنها جای پرسش جدی که جای تأسفی عمیق دارد چرا که عمق ناکارآمدی یک  ساختار در میراث فرهنگی را  به وضوح نشان می‌دهد چون اگر این ساختار کارآمد بود مانع چنین اتفاقات بدی می‌شد و اجازه نمی‌داد چنین اشتباهاتی پس از سه ده از تصویب اساسنامه سازمان در دهه شصت امروز پس از این همه تجربه و آثار ثبت جهانی و کارگاه‌های مشترک با خارجی‌ها و حوزه تخصصی به شکل قانون درآید.
 
در ماده ۱ و در توجیه و اصطلاحات به کار رفته در این قانون معانی به کار رفته است که هر کارشناس صاحب نظر در حوزه حفاظت، مرمت و احیای را دچار حیرت و تردید می‌کند نخست تعریف واژه «حفاظت» به عنوان یکی از مهمترین واژگان موضوع حفظ و احیا آثار تاریخی که در بخش «الف» آمده است به معنای کلیه فعالیت‌های پسین و پیشینی در خصوص پاسداری از ارزش‌های مادی همچون بناهای تاریخی
 
و در تعریف «صیانت» در بخش «ت» همین ماده آمده است صیانت به معنای کلیه فعالیت‌های پسین و پیشین در خصوص پاسداری از ارزش‌های معنوی است همچون ارزش‌های بناهای معنوی که مربوط به تاریخ و فرهنگ یک کشور باشد و این دو تعریف این پرسش را پیش رو می‌گذارد که مگر حال که برای نخستین بار این تعاریف در قوانین ایران آمده است نباید قانون جامع و مانع و کامل و دقیق باشد؟! چه احتمالا متخصصی چنین تعریفی را تحویل مجلسیان داده وبا آن پس از این همه جلسه کارشناسی موافقت هم کرده است؟
 
به راستی در تاریخ معماری و شهرسازی کشور از روز نخست تا کنون در کجا از کلمه «بنای معنوی» استفاده شده است؟ باید یادآوری کرد مدت‌های مدیدی در دولت نهم و دهم آن هم به اشتباه به جای کلمه« میراث ناملموس» از «میراث معنوی» نام برده شد که همواره با انتقادات جدی روبرو بود.
 
در این بین در مورد تعریف «حریم» در بخش «ث» همین ماده آمده است: حریم بنا نواحی اطراف یک اثر فرهنگی تاریخی،طبیعی، ملی و جهانی که همراه با ضوابط و مقررات قانونی با هدف محافظت موثر از آن اثر و حمایتهای قانونی به عنوان لایه‌های حفاظتی ( منظری ساختاری و عملکردی) بر روی نقشه مشخص می‌شود.
 
حال پرسش این است که محافظت موثر و غیر موثر چیست؟ لایه‌های حفاظتی آن هم برای ارزشهای مادی چیست؟ چرا تعریف این موارد در قانون نیامده اما تعاریفی که در کل متن قانون کاربردی نداشته، آمده است؟ از سویی آیا حریم را صرفاً بنا بر این تعاریف برای حفاظت از ارزش‌های مادی تهیه می‌کنیم؟
 
در تعریف «محدوده بافت» در بخش «ج» هم آمده است:یک محدوده تاریخی فرهنگی ثبت شده که... آیا محدوده بافت تاریخی مشهد ثبت شده است؟ اصفهان یا شیراز ثبت شده است؟ یعنی هر بافتی که ثبت نشده باشد محدوده بافت نیست؟ و مشمول هیچ یک از این قوانین نیست؟ یعنی بین بافت‌های تاریخی شهرهایی همچون اصفهان، شیراز، مشهد، تهران و... تنها یزد مشمول این قوانین است؟آیا منظور ثبت در فهرست میراث ملی است و اگر نه کدام فهرست؟
 
از سویی مگر به زعم کارشناسان حوزه مرمت و حفاظت و احیا، «حفاظت» یک مجموعه اقدامات مستمر و فرآیندی نیست که برای تضمین بقا و ارتقا کلیه ارزش‌هایی که هر نسل فهمیده و در مورد نسل خودش و نسلهای بعد از خودش انجام می‌دهد، به کار می‌رود؟ این ارزش‌ها می‌تواند ارزش‌های مادی، غیر مادی، ارزش‌های مطالعاتی،فرهنگی ،تاریخی،آیینی،اقتصادی ندرت،منحصر به فرد بودن،ایده،فن‌آوری، طبیعی و...باشد.چگونه حفاظت به ارزشهای مادی آن هم با مصداق بناهای تاریخی تقلیل یافته است؟در کدام اثر ثبت جهانی یا حتی تقلیدهای کوکورانه از آن طرف آب چنین تصویری از ارزش شده است.
 
ممکن است در منطقه‌ای یا بافت تاریخی یک مراسم میراث ناملموس وجود داشته باشد و برایشان مهم نباشد که اصلا از آن کسب درآمد کنند اما از آن که این آیین جزو خرده فرهنگ‌های محلی است و در آن ارزشهای آیینی حفظ می‌شود و موجب قوام جامعه است و ارزش آن در مجموعه‌ی ارزش امنیت ملی است و اتحاد اقوام ایرانی را در بر می‌گیرد، بسیار حائز اهمیت باشد. ممکن است نفع مادی هم نداشته باشد، گردشگر برای دیدنش آمد یا نیامد فرقی نمی‌کند، سودی هم داشت جزو ارزش‌های ثانویه آن(مادی) قرار می‌گیرد اما سایر ارزش‌های ان به مراتب بیشتر است.
 
یا فرضاً اگر سازمان میراث فرهنگی از یک قبرستان پیش از تاریخ در نوک کوهی داخل شهر حفاظت می‌کند، آیا هدف ارزش مادی است؟ یا این مکان ارزش مطالعاتی دارد و زمینه تحقیق محققین را فراهم می‌کند؟ اگر در داخل غاری در شهری بقایای انسان نخستینی بود که تنها سه سنگ نوک تیز به عنوان ابزار شکار در آنجا کشف شد یا در معبر بافت تاریخی شواهد نظامی از شهری کهن دیده شد که ارزش مادی ندارد، ارزش مطالعاتی و علمی هم ندارد؟ به علم بشریت کمک نمی‌کند و نشانگر آن نیست که انسان‌های نخستین مسیر پیشرفت شان چگونه بوده است ؟ آیا انتظارمان از حداقل تکامل انسان نشان‌گر آن نیست که انسان با افزایش و گذر زمان آگاهی و دانش شناخت بیشتری نسبت به ارزشهای محیطی پیدا می‌کنند.ارزشهایی که در اطراف خودش و در آفرینش و جهان پیرامونش هست، گسترش و ارتقا پیدا و تعالی پیدا می‌کند که می‌بایست پیدا کند وگرنه مسیر حیوانات را طی می‌کند.
 
با این دیدگاه ممکن است که ما در منشور «آتن»، نمی‌دانستم که بافت تاریخی هم اهمیت دارد و حواس انسان‌ها صرفاً به تک تک بناها معطوف بوده اما در منشور «ونیز»این نگاه اصلاح شد. بنابراین دیگر تک بناها مهم نبودند بلکه رابطه بین معماری هم مهم بود، پس بافت تاریخی هم مهم بود و هست.سیر بین منشور«آتن» تا «ونیز» بیانگر شعور انسان‌هایی است که روی این موضوع کار کردند و عمق و کلان موضوعات را از یک تک واحد و یک اثر تاریخی در دهه ۱۹۶۰ افزایش دادند، بنابراین ارزش امر بسیار بسیط است و به شعور و آگاهی انسان امروز  بازمی‌گردد.
 
حال این پرسش مطرح است مسولان معاونت میراث فرهنگی که خود باید ابعاد و وجوه و صورت و ماده ومحتوای میراث فرهنگی را بشناسند چگونه اجازه دادند در متن قانون بنویسند «حفاظت از ارزش‌های مادی مانند بناهای تاریخی»؟ آن هم در مجلس ایران؟ آن هم برای میراث فرهنگی ایران؟ اصلا به این موضوع فکر شد که جهانیان بعدها از تعریف ما نسبت به حفاظت چه برداشتی از فکر ما نسبت به میراث فرهنگی خواهند کرد؟ اگر عمق فاجعه را از نظر معنایی توجه کنیم خیلی عمیق‌تر و مخاطره ‌آمیز‌تر از آدمهایی است که در لایه‌های زیرین و زبرین میراث فرهنگی نفوذ دارند و در حال از بین بردن آن در بازار مکاره هستند.
 
آیا چهل سال انقلاب کردیم که بگوییم میراث فرهنگی ما فقط شامل ارزش‌های مادی است؟ آیا بناهای تاریخی ارزش مادی است ؟ تاریخ و فرهنگ ما ارزش مادی است؟آیا هیچ کدام از اینها قابل ارزشگذاری مادی هستند؟مگر می‌شود بنای تاریخی ارزشمند را خرید و فروش کرد؟ یعنی تکامل ما از «عبرت از حرکت فرهنگی انسان» در اساسنامه سازمان میراث فرهنگی تبدیل شد به «پاسداری از ارزش‌های مادی»؟ یعنی «فَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ» و گردش و سیاحت در زمین با هدف عبرت آموختن از سر گذشت اقوام ظالم و مجرم گذشته و عاقبت نافرجام آنها و پرهیز از گام گذاشتن در راه خطا شد ارزش مادی؟ از این استحاله بیشتر برای جمهوری اسلامی میسر نبود! به درستی که این تعریف نگرش متصدیان حاکم بر میراث فرهنگی را نشان می‌دهد.
 
به تعریف صیانت بازگردیم که از لفظ «ارزش های معنوی» همچون بناهای معنوی بهره برده است. صیانت یا مصون بودن؟ مصون بودن از چه چیزی؟ مصونیت از بلایای طبیعی داریم، مصونیت از تخریب‌های اقتصادی داریم و...
 
بنای معنوی یعنی چه؟ چطور در سبقه فرهنگی ما چنین تعریفی پیشنهاد شده است اگر منظور بنای مذهبی است که چرا همان لفظ «مذهبی» به کار نرفته است. حتی در این صورت آیا بناهای غیر مذهبی، غیر معنوی‌اند؟ مثلا در محوطه‌های تاریخی یا بافت‌های تاریخی یا بناهای تاریخی، میدانگاهی، زورخانه‌ها، کاروانسراها، فضای سبز، باغ ایرانی و...هیچ گونه معنایی نیست؟ در جوی آبی که می‌گذرد، آب انبارها، حمام‌ها، در قنات‌های ایرانی هیچ معنایی نیست؟ پس چرا آنها را ثبت جهانی کردیم؟ آیا این بدان معنا نیست که جهان، معنای میراث فرهنگی را درک کرد از این رو  بافت و بناها و قنات‌ها و باغات ما و معنای مستتر در آنها را ثبت کرد اما خودمان هنوز این معانی را درک نکردیم.؟ آیا در کاخ‌ها که نماد اصحاب زر و زور است و نشان دهنده عاقبت زورگویان و قدرتمندان است معنا وجود ندارد و منطبق با تفکر دینی ما نیست؟ آیا تا کنون مسوولان میراث فرهنگی این شعر خاقانی را نشنیده‌اند« هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان/ ایوان مدائن را آیینه عبرت دان» ؟ به واقع معنای بنای معنوی چیست؟ معنوی را چه تعبیر می‌کنید؟ اصلا مگر ما بنای غیر معنوی هم داریم .این چه تفکیکی است در قانون برای بناهای تاریخی ایران :بناهای معنوی و بناهای غیر معنوی
 
چطور متولیان فرهنگمان اشراف ندارند که فرضا در یک آسیاب آبی ساده می‌توان معنا را جستجو کرد. این که چگونه از طبیعت استفاده کنیم برای کمک به اقتصاد و معیشت جامعه انسانی بدون آنکه طبیعت را آلوده کنیم اما از دل همین فرایند به ظاهر مادی که گندم را آرد می‌کند معنای معنوی را جستجو می‌کنیم «مرد آنست که در کشاکش دهر سنگ زیرین آسیا باشد» به عبارتی از صورت یک فضای معماری معنا و محتوا استخراج می‌کنیم.
 
از معانی و تعابیر که بگذاریم که هر دانش آموخته مرمت،معماری و باستان‌شناسی باید به آن اشراف داشته باشد چه برسد به یک مسوول که مکلف است و مشخص نیست چگونه این تعاریف و تعابیر تعریف شده‌اند؟! به بخش «ح» ماده 1 می‌رسیم که به تعریف طرح ویژه بافت تاریخی- فرهنگی پرداخته است اما در ماده 3 به صراحت اعلام شده که تهیه طرح ویژه بافت تاریخی از سازمان میراث فرهنگی گرفته و به وزارت راه و شهرسازی و بنیاد مسکن واگذار شده است! کلیه اختیارات تهیه طرح ویژه بافت برای تمام شهرهای ایران به وزارت راه و شهرسازی مسکن و شهرسازی به صورت کاملا قانونی واگذار شده است و این حق به طور قانونی از میراث فرهنگی سلب شده است.
 
در ماده ۳ وزارت مسکن و شهرسازی و بنیاد مسکن مکلف شدند و سازمان میراث فرهنگی و شهرداری نقش همکار را پیدا کرده‌اند؟! نکته قابل تأمل‌تر آن که در مدت ۵ سال تمام محدوده‌ها باید تهیه، تصویب و اجرای شود یعنی سازمان میراث فرهنگی از صفر تا صد طرح ویژه بافت‌های تاریخی اعم از تهیه، تصویب و اجرا را یکجا به وزارت مسکن سپرده است و این پرسش را پیش رو گذاشته که چگونه هم تهیه هم تصویب و هم اجرا را به وزارت مسکن سپردیم پس نقش سازمان میراث فرهنگی در این بین چیست؟ مگر شرکت عمران و بهسازی و کمیسیون های ماده 5 در طول سالیان گذشته کم در بافت‌های تاریخی خطا کرد؟ آیا آنها که به عنوان مسوول در معاونت میراث فرهنگی سکوت کردند به خط و ربط شرکت‌های مرمتی و آینده‌نگری سودا‌گرانه آنها فکر نکردند؟ این که با این قانون آیا عملا یک طرح برون‌سپاری برای تعیین محدوده‌ها شکل نخواهد گرفت و شرکت‌های عمارت‌ها و یادمان‌ها و ارگ‌ها و ها و ها و ها ....صاحب این پروژه‌ها نخواهند شد و ظرف چند سال قراردادهای چند ده میلیاردی با آنها بسته نخواهد شد؟
 
شاید افرادی که بر مسند نشسته‌اند در دولت بعدی دیگر نتوانند پستی بگیرند، در طول این سالیان هم که بخش کارشناسی و تخصصی سازمان میراث فرهنگی عقیم شده است،کسی هم که اعتراضی ندارد پس بهتر آن که این وظیفه به وزارت مسکن سپرده شود و با یک تلاش برای برون‌سپاری تصدی گری، دورهمی شرکت‌های دوست و همسایه شکل بگیرد برای سالهای پسا دولت، بعد هم چند بنای تاریخی به اسم بوم‌گردی مرمت شود و چند کاسه و پیاله و قالی هم در آن گذاشته شود، مردم هم خشنود باشند از این که بنای تاریخی وجود دارد و...در این بین هم چه ضرورتی دارد اصلا به اشعار امثال خاقانی توجه کرد! همه راضی گور پدر من ناراضی!
 
از آن بهتر هم البته تبصره ماده 3 است که بر رعایت حقوق مالکانه اعم از حقوق قانونی و شرعی تأکید می‌کند آن هم در حالی که پیش‌تر در قانون ۱۳۰۹ چنین چیزی نداشتیم.

و این دقیقا آغاز دور تسلسل ثبت و خروج از ثبت و حقوق مالکانه است که این بار به صورت قانونی در بافت هم گنجانده شده که ابتدا بافت را ثبت کنیم و چون در تعارض با حقوق شرعی یا قانونی مالکان است پس نمی‌توان ثبتش کرد پس چون نمی‌توان ثبتش کرد یا اگر ثبتش کرد امکان خروج از ثبت وجود دارد پس به حال خود رها می‌شود و تخریب می‌شود و بافت فرسوده می‌شود و بعد هم برج‌ها سر به آسمان می‌کشد.
 
به عبارتی در یک ظاهر خوب و با قانون حمایت از مرمت و احیای بافت‌های تاریخی سازمان میراث فرهنگی از مسوول ومکلف به همکار نزول درجه پیدا کرد. قطعا مسوولان میراث فرهنگی هم می‌گویند خوب خیلی خوب شد که این مسئولیت از گردن ما برداشته و به وزارت مسکن و بنیاد مسکن حواله شد.
 
خوب است مسوولان و معاونت میراث فرهنگی، امروز که دیگر دکتر شیرازی در میان ما نیست سری به مهدی حجت بزنند و بپرسند در دهه شصت و زمان جنگ در زیر زمین مجلس و در بمباران‌های هوایی وقتی قرار بود اساسنامه سازمان تدوین شود در همین خصوص اظهار نظر نهایی در مورد آنچه در شهرهای تاریخی کشور باید بشود که ماحصلش منتج به گنجاندن تهیه محدوده بافت تاریخی در قانون شد،  چه صحبتی شده و چه کسانی گفتند که این کار به وزارت مسکن و شهرسازی و محول شود و چه حقوقدانانی با چه ادله‌ای جمع حاضر را اقناع کردند که این کار به سازمان میراث فرهنگی محول شود چرا که سپردن آن به وزارت مسکن یا بنیاد مسکن که لزوما معلوم نیست چند سال دیگر علاقه‌مند به بافت تاریخی باشند تا چه حد ممکن است مشکل ساز باشد؟
 
 
 


کد مطلب: 21468

آدرس مطلب :
http://www.eskannews.com/news/21468/تعاریف-عجیب-مدعیان-ثبت-مقیاس-جهانی-واگذاری-اختیارات

اسکان
  http://www.eskannews.com