بی‌تفاوتی تا بی‌نهایت

روایتی تلخ از موانع حضور معلولان/ مناسب سازی اندیشه هایم آرزوست

روایتی تلخ از موانع حضور معلولان/ مناسب سازی اندیشه هایم آرزوست
موانع حضور معلولان در جامعه روایتی تلخ است که همچنان در مسیر بی‌توجهی مسئولان قرار گرفته و گویا در این میان، اندیشه‌های ایستای مدیریتی بیش از همه نیازمند مناسب‌سازی است.
دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶
ساعت ۱۴:۱۷
کد مطلب: ۶۷۵۲
Share
اسکان نيوز: ورودی ساختمان با پله‌های عریض به رویت لبخند می‌زند. همان ابتدا که این آپارتمان در حال ساخت بود گویا احتمال این‌که فردی دارای معلولیت هم نیاز به استفاده از این مکان را داشته باشد داده نشده است. سالمندی اگر بخواهد وارد ساختمان شود باید نفس نفس زنان پله‌ها را طی کند. فرد ویلچری هم اگر بخواهد وارد شود باید چهار نفر صندلی چرخدار و سوار آن را بغل بزنند و از پله‌ها پایین و بالا ببرند. معلولان غیرویلچری هم تکلیفشان معلوم است کلا قید ورود به آپارتمان مذکور را بزنند بهتر است. اصلا انگار معلولیت در فرهنگ لغات ما هنوز جای نگرفته است و گویا آنان از این اجتماع و مردم نیستند.

این روایتی است از فضای واقعی جامعه‌ای که سال‌هاست در تلاش برای رسیدن به ایده‌آل‌هایی از جمله شهر دسترس‌پذیر برای معلولان، جانبازان، سالمندان، زنان باردار و در کل افراد کم‌توان جسمی است. تلاشی که هر روز تازگی دارد اما نتیجه‌ای را شامل نمی‌شود.

موانع نفس‌گیر

بعد از ترک خانه به سمت میدان اتحاد و خیابان شریعتی تا چهارراه مدرس و جاهای دیگر بیشتر ساختمان‌ها دیده می‌شوند که ورود معلول با ویلچر به آن‌ها غیرممکن است و افراد ناتوان دیگر هم به سختی می‌توانند وارد آن‌ها شوند. چندین مغازه هم پله دارند یا ورودی آن‌ها قاب دارد و معلولان ویلچری اگر از گذر پله‌ها هم موفق شوند نمی‌توانند به تنهایی صندلی چرخ‌دار خود را از لبه قاب عبور دهند.

ورود به بانک‌ها هم برای معلول با ویلچر غیرممکن است چون پله دارند اما رمپ ندارند. مراکز خرید فاقد سطح شیب‌دار است و معلول با ویلچر به تنهایی نمی‌تواند وارد آن‌ها شود. تمامی این‌ها در حالی است که معلولان غیرویلچری هم به سختی می‌توانند از موانع موجود بگذرند.

این تنها بخشی از موانع است و درد بزرگ آن‌جایی دیده می‌شود که شهرداری اقدام به مناسب‌سازی در برخی جاها کرده اما طبق استاندارد نیست و همین مشکلات معلولان را دو چندان کرده است.  

دردی بینا

در جمع نابینایان نشسته‌ای و به حرف‌هایشان گوش می‌دهی. حرفهایی که از غیرقابل استفاده بودن کتابخانه مدرس یا فردوسی به علت شرایط فضای بیرونی کتابخانه و ذخایر فقیرانه کتب ویژه نابینایان و امکانات صوتی و کتاب‌ها گویا می‌گویند. از آن طرف از رمپ ویژه نابینایان که توسط مغازه‌داران مسدود شده است فریاد می‌زنند و از طرف دیگر معترض‌اند نسبت به بی‌توجهی مسئولان برای حفظ حقوق شهروندی این قشر از جامعه.

جمع نابینایان را به سمت سد معبر کسبه ترک می‌کنی. کسبه‌ای که نه تنها تا وسط پیاده رو را گرفته‌اند بلکه تابلوهای تبلیغی خود را روی رمپ ویژه نابینایان قرار داده‌اند. یکی از مغازه‌داران را مورد خطاب قرار می‌دهی که چرا وسایل خود را در مسیر نابینایان گذاشته؟ با بی‌تفاوتی محض می‌گوید مگه چیه؟ خب از اون طرف بره! یکی دیگر از کسبه‌ها هم اصلا نمی‌داند این مسیر جدا شده و متفاوت در پیاده‌روها برای چیست؟ وقتی می‌گویی ویژه نابینایان است با وقاحت تمام خود را بی‌تقصیر نشان داده و معتقد است نابینایان نباید نابینا می‌شدند!؟

نگاه پوچ

احتمال نمی‌دهی که یک روز دچار معلولیت شوی!؟ این جمله‌ای است تلخ اما واقعیت. جمله ای که اگر همیشه از خودت بپرسی دیگر از ریسه کشیدن عادت برای معلولان دست بر می‌داری. عادتی که گاهی عجین است با ترحم و گاهی هم بی‌تفاوتی.


همین که معلولی را می‌بینی به جای شکر برای سلامتی ات با مهر از کنارش بگذری و یا کمکش کنی، همین که هرجا حقوقشان رعایت نمی‌شود به دفاع از آنان بپردازی، در واقع توانسته‌ای خود را از شعارهای پوچ رایج در جامعه رها کنی. شعارهایی که گاهی چنان از زبان مسئولان می‌ریزد که باورش هم برای خود گویندگان سخت است و این‌جا با خودت کلنجار می‌روی و می‌گویی که اول باید به جای مناسب‌سازی خیابان‌ها «مناسب‌سازی اندیشه‌ها» صورت گیرد.

امتحان عملکرد

مثل هر سال مراسمی به مناسبت روز جهانی معلولان برگزار شد. مراسمی که تکرار مکررات بدون نتیجه و بازخورد است آن هم دقیقا در محلی که برای معلولان مناسب‌سازی نشده است. مراسمی که درست مثل تمامی برنامه‌های دیگر نطق مسئولان شنیده و درد معلولان پشت گوش انداخته می‌شود. مسئولانی که سال گذشته درست در چنین روزی تصمیم گرفتند برای درک بهتر وضعیت معلولان در جامعه یک روز را روی صندلی چرخدار نشسته یا با عصا در سطح شهر راه بروند و معنای واقعی شهر دسترس‌پذیر را بدانند.

شهری که در پیاده‌روهای ناموزون آن اگر کمک عابران پیاده نباشد تقریبا نمی‌توانی صندلی چرخدار را حرکت دهی. از جوی‌های پهن و باریک که در هر منطقه به تبعیت از میل و سلیقه طراحی شده تقریبا بدون کمک نمی‌توانی بگذری.

یک کارشناس بهزیستی برای دقایقی با ما همکلام می‌شود و در توضیح این‌که مقصر این بی‌تفاوتی‌ها نسبت به معلولان در جامعه کیست، می گوید: بهزیستی به تنهایی نمی‌تواند تمامی این مسائل و مشکلات را رفع کند و رفع این دغدغه‌ها نیازمند یک اجماع عمومی بین تمامی ادارات و حتی خود مردم است و به همین دلیل است که باید در ابتدا فرهنگ و نوع نگاه مردم را به این حوزه اصلاح کرد.

به ایستگاه تاکسی یا اتوبوس می‌روی مسافران پیاده و سوار می‌شوند و اصلا توجهی به تو که روی ویلچر نشسته‌ای ندارند. وسایل نقلیه عمومی می‌آیند و می‌روند و تو بارها از راننده‌ها می‌پرسی که چطور باید سوار شوی و هرکدام راهکاری می‌دهند که شدنی نیست. فقط یکی از مسافران پیشنهاد کمک می‌دهد. ناچار می‌شوی میدان اتحاد تا شهرداری را محروم از وسایل حمل‌ونقل عمومی با ویلچر بروی. در حالی که زمان کوتاه چراغ عابر پیاده را نسبت به سرعت کند تردد یک معلول با ویلچر محاسبه می‌کنی. از مقابل فروشگاه‌های لباس می‌گذری و پس از توقفی کوتاه، به علت وجود پله‌ها و نبود سطح شیب‌دار از خرید لباس منصرف می‌شوی.

به فکرت می‌رسد که اگر زندگی یک حق برابر است باید برای تمام شهروندان این حق به تساوی توزیع شود. از مقابل یک مرکز خرید می‌گذری مردم در حال آمد و شدند. به ورودی مرکز خرید نگاه می‌کنی. اثری از سطح شیب‌دار نیست. این‌جا ایست می‌دهی و از روی صندلی بلند می‌شوی و رو به مسئولان، رو به همه که یک شهروند بدون معلولیت هستند، می‌گویی: «ببخشید. دیگر نمی‌توانم» و پایان این واقعیت تلخ، تصویری از تو است که در غروب دلگیر در حاشیه خیابان نفست بند آمده و نفس زنان خطاب به مسئولان می‌پرسی «به نظر شما مهم‌ترین مانع حضور معلولان در جامعه چیست؟ موانع فرهنگی یا فیزیکی؟»... پاسخ را به شماره ذهنتان پیامک کنید...
مرجع: مهر

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.