جنگ نوسازی 3 ساله در بافت فرسوده / تکرار معضل «آوار زندگی» با طرح‌های بدون پشتوانه

جنگ نوسازی 3 ساله در بافت فرسوده / تکرار معضل «آوار زندگی» با طرح‌های بدون پشتوانه
محمد علی افشانی شهردار جدید تهران از حل مسئله بافت فرسوده ظرف 3 سال خبر داده است، این در حالی است که در برنامه چهارم توسعه قرار بود از زمان در دستور کار قرارگرفتن نوسازی سالانه 10درصد بافت های فرسوده در شهر تهران نوسازی شود. تهران بیشترین رقم اعلامی و ظاهری نوسازی در کشور را دارد اما تنها 40 درصد پیشرفت حاصل شده است.
يکشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۷
ساعت ۱۰:۳۳
کد مطلب: ۱۱۰۷۳
Share
اسکان نيوز-محمد کریم آسایش: بافت فرسوده حداقل پس از زلزله بم به صورت رسمی در دستور کار برنامه ریزی قرار  و در برنامه چهارم توسعه شکل الزام به خود گرفت. از سال 1384 به مسئله  نظام برنامه ریزی تبدیل شد.

نقشه اولویت بندی محلات مداخله نوسازی 1349 یکی از اولین ورودها به موضوع بود. طرح مجتمع های ساختمانی نواب گام دیگری در جهت نوسازی بافت فرسوده بود. نقشه اولویت بندی محلات مداخله نوسازی 1349 به مداخلات عملی منجر نشد. البته پیش از آن ضوابط حداقل قطعه در طرح جامع گروئن- فرمانفرمائیان موجب شهروندزدایی از کم درآمدها و شکل گیری حاشیه نشینی نظام مند گشت.

اما طرح نواب، طرحی عملیاتی بود که تبعات متعددی را به دنبال داشت. گسیختگی بافت در طرح، اخراج و کوچ اجباری ساکنان قدیمی محله، تبدیل مجتمع ها به سکونتگاه های موقت و گاه مکان اقامت تن فروشان و تبدیل فضاهای زیر مجتمع ها به فضاهای بی دفاع شهری بخشی از پیامدهای طرح نواب بودند.

پس از آن با آغاز نظام مند برنامه های نوسازی، تجارب متعددی صورت پذیرفت. از طرح «خانه به خانه» در محله شهید خوب بخت(اتابک) که از آن به عنوان طرحی شکست خورده یاد می شود تا طرح های منظر شهری که به واسطه فقدان برنامه تسهیل گری محلی، نظام تأمین و ساخت یکپارچه، مجال تحقق پذیری نیافت و سپس الگوی تجمیع که براساس آن مقیاس نوسازی به پارسل(پلاک) تنزل یافت، آنچه نوسازی خوانده شد ایجاد توافق بین مالکان (دو مالک و بیش تر) و سازنده خرد برای تجمیع و ساخت مشارکتی آپارتمان بود.

تمام این روند نوسازی از سال 1384 تاکنون، بنابر آمارهای اعلامی و ارزیابی های سازمان نوسازی شهرداری تهران تنها منجر به 40 درصد نوسازی یا به عبارت دیگر 40 درصد پلاک‌هاست.

سه شاخص رسمی برای بافت فرسوده تعریف شده است که در تعریف شاخص ها نیز نقص وجود دارد. 1) عرض گذر کمتر از 6 متر (دسترسی پذیری)، 2) ریزدانگی و 3)ناپایداری(مصالح و ساخت) سه شاخص رسمی بافت فرسوده است. از این سه شاخص تنها ریزدانگی تا حدی (40 درصد) برطرف شده و در سایر شاخص ها موفقیتی حاصل نشد. عدم موفقیت در سایر شاخصها فقط معنایش این نیست که این شاخصها محقق نشدند بلکه نشان دهنده بدتر شدن وضعیت آنهاست. زیرا در خصوص عرض گذر، فشار تقاضا برای دسترسی با افزایش تعداد ساکنان بر اثر تجمیع افزایش یافته است. در مورد ناپایداری نیز بنابر اصول تاب آوری در شرایطی که در ساخت یا مصالح ناپایداری باشد، افزایش بار ساختمان، مقاومت و ایمنی را کاهش می دهد و حاصل تجمیع است.

علاوه بر این، به اعتراف مسئولان سازمان نوسازی، برنامه های نوسازی در تأمین خدمات و فضای عمومی برای محلات ناموفق بودند که به این باید افزایش تقاضا برای آنها بر اثر تجمیع را افزود.

اکنون صحبت از اجرای طرح های جدید در بافت فرسوده می شود، در صورتی که مسئله  بافت‌های فرسوده، متولی سیاستگذاری و نظارت خود را دارد و شرکت عمران و بهسازی شهری ایران (شرکت بازآفرینی شهری) و ستادهای بازآفرینی شهری در سطوح ملی، استانی، شهرستانی و شهری متولی آن هستند. اما یک نماینده ویژه از سوی رئیس جمهور خارج از این ساختار و با سیاستی دیگر تعیین می شود، سیاستی که براساس آن اراضی عمومی (شهرداری و دولتی) در محلات تحت عنوان زمین ودیعه جهت ساخت مسکن بلندمرتبه به توسعه گران ارائه می شود و پس از انتقال ساکنان به مجموعه های جدید، محله مطابق نقشه های تعیین شده، نوسازی می شود.

جدا از روند تبدیل اراضی و املاک، خدمات عمومی نظیر مدارس که مجوز آن توسط مجلس نیز برای تغییر کاربری صادر شده است. این شکل نوسازی در حالت موفق به تخریب محلات و تبدیل آنها به ماکت منتج می شود. در چنین شرایطی است که افشانی شهردار جدید تهران وعده نوسازی 3 ساله بافت فرسوده را می دهد.

البته پیش از این محمد علی نجفی راه را برای توسعه گران گشوده بود تا بتوانند برنامه های تجمیع چندین بلوکی را اجرا کنند. طرح هایی چون طرح تجمیع 50 بلوکی محله تختی یا برنامه های تجمیع شرکت توسعه ایرانیان در محله نازی آباد از جمله برنامه تجمیع است. به همین دلیل نجفی میرصادقی، سازنده و پیمانکار را در سمت مدیرعاملی سازمان نوسازی شهرداری تهران منصوب کرد تا سازمان به عنوان واسطه سازندگان عمده برای طرح های ضربتی و جهادی ساخت و ساز ایفای نقش کند.

مشکل تمام طرح های نوسازی بافت فرسوده این است که به محله از زاویه کالبدی بی جان نگاه می کنند. تقلیل تاب آوری شهری به تاب آوری کالبدی مسئله اصلی در تمام اقدامات نوسازی بوده است. حتی در طرح های منظر شهری یا طرح بازآفرینی مسکن امید که اکنون زمزمه می شود، محله یک ماکت است که می شود بدون جامعه، آن را تخریب و طراحی کرده و ساخت.

متاسفانه تاکنون می پنداشتند که مسئله  نوسازی بافت فرسوده صرفا مسئله  نوسازی خانه هاست، در حالی که مسئله  مردم تأمین خدمات، فضاهای عمومی، دسترسی، بهداشت و کسب و کار بوده است. از مثال های بارز این تعارض را می توان در فیلم های«سیروس بود و نبود یک محله» و «آنسوی بزرگراه» مشاهده کرد. آنجا که مسئله  مردم، «آوار زندگی» است که متحمل شده اند نه «آوار زلزله».

این پنداشتها زمانی از ناآگاهی و درک نادرست بود، اما اکنون در منافع بازار مسکن ریشه دارد که «رونق بازار مسکن» را جایگزین «مسئله  مسکن» کرده است. با محدودیت در ساخت و ساز مناطق شمالی تهران، این بازار می خواهد منافع خود را در بافت فرسوده، جبران کند و برای این سودا، در تدارک راه اندازی جنگی سه ساله در محلات بافت فرسوده است که نتیجه اش اخراج فقرا از این محلات است.
.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.