جنگ روانی یا واقعیت اقتصادی جامعه

نعمت احمدی*
جنگ روانی یا واقعیت اقتصادی جامعه
در یادداشتی که میخوانید نعمت احمدی به بررسی سخنان اخیر رئیس‌جمهور پرداخته است، حسن روحانی در دیدار با جمعی از اصحاب رسانه گفته بود: تلاطم امروز بازار، دلیل اقتصادی ندارد و رسانه‌ها در خط مقدم شکستن جنگ روانی دشمن هستند
چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷
ساعت ۰۹:۴۶
کد مطلب: ۱۱۵۳۰
Share
اسکان نيوز: ظاهرا دیواری کوتاه‌تر از رسانه‌ها وجود ندارد که در شرایط سخت به جای واکاوی واقعیت‌ها به دیواربی مهری روزنامه‌ها و سایت‌ها لگدی از سر دلسوزی زده شود، رئیس‌جمهور که چند ماه قبل در برنامه تلویزیونی از آرامش در بازار ارز صحبت کردند و به مجری برنامه تلویزیونی -بله ارزی- را گفتند و امروز که کسی از قیمت پنهان یا به اصطلاح بازار-قیمت آزاد- ارز نمی‌تواند صحبت کند آیا این جنگ روانی است؟

نگارنده به عنوان کارآفرین در محدوده کاری خود می‌بینم که دیگر نمی‌توانم همانند سال گذشته با نهادهای کشاورزی مورد نیازم برنامه‌ریزی کنم، سم و کودی که در بهمن ماه با قیمت مثلا یکصد هزارتومان خریداری می‌شد هم اکنون به یکصد و شصت هزارتومان به سختی تهیه می‌شود اگر در بهمن ماه با وعده سرخرمن! یعنی زمان برداشت محصول می‌شد احتیاجات مزرعه را برطرف کرد و به اصطلاح کرمانی‌ها موقع برداشت پسته، پول آن را داد، امروزه این نوع معامله در بازار خریداری ندارد و باید در ابتدا وجه کالای مورد نیاز را به حساب شرکت‌های تولید کننده یا وارد کننده واریز کرد و چشم انتظار تحویل کالا بود حمل و نقل که جای خود را دارد.

یادآوری ساده‌ای بکنم قبل از اعتراضات کامیونداران هندوانه که از مناطق جنوبی کشورحمل می‌شد به قیمت 800 و حتی 500 تومان خرید و فروش می‌شد با وضعیتی که بر حمل و نقل رفت قیمت هندوانه در تهران از مرز 3000 هزار تومان گذشت در حالی که محصول جالیزداران به لحاظ نبود کامیون در مزارع پوسید، انداختن گناه وضع اقتصادی به گردن جمشید بسم‌ا... و روزنامه‌ها و از آن به عنوان جنگ روانی یاد کردن، دردی را دوا نمی‌کند.

برکسی پوشیده نیست که دشمنان یا مخالفان هرنظام در صدد ضربه زدن به آن نظام می‌باشند و رمز و راز حکومت کردن با داشتن مخالف و دشمن این است که ابزار حمله دشمن را از او گرفت این پرسش مطرح است که برنامه اقتصادی دولت حول چه محوری می‌چرخد آیا با روزمرگی قراراست گذر ایام را طی کنیم یا اینکه طرح و برنامه‌ای کارشناسی شده برای برخورد با برنامه و طرح‌های دشمنان را داریم اینکه کم کاری یا بی برنامگی را به دشمن و جنگ روانی آن احاله دهیم دردی دوا نمی‌شود.

امروزه عصر انفجار اطلاعات است همان اندازه که وسایل ارتباطات جمعی فایده دارند و می‌شود در فلان روستای دور افتاده هم همانند تهران به اطلاعات لازم دسترسی پیدا کرد طبیعی است از این فضاها هم دشمنان سود می‌برند و درصدد لطمه زدن باشند اما واقعیت‌های اقتصاد ایران چیز دیگری است.

به عنوان نمونه به مساله مهم ثبت نام برای خرید سکه در سیستم بانکی اشاره می‌کنم، هدف ظاهری دولت جمع آوری نقدینگی از دست مردم بود اما آیا این روش توانست نقدینگی را سروسامان بدهد یا چند نفر با استفاده از شرایط به وجود آمده نزدیک به چهارصد هزار سکه نام نویسی کردند پرسش این است این افراد که با این حجم سکه خریداری کردند این سکه‌ها را برای هدیه به این و آن خریداری نکردند وجود چهارصد هزارسکه در منزل چند نفر شناخته شده طبیعی نیست نظم بازار سکه را سکه خواهد کرد اما سود آن به جیب چه کسی می‌رود؟

وقتی از افزایش قیمت سکه که بعضا تا 200 هزارتومان است باخبر می‌شویم به آن روی سکه یعنی افزایش ثروت چند نفری که نزدیک به چهارصد هزار سکه خریدند هم باید نگاهی داشته باشیم مساله دیگر موضوع ماشین و انحصار تولید و فروش آن است آیا دولت برنامه‌ای برای واردات و ثبت سفارش ماشین‌های خارجی دارد؟ صاحب این قلم با تکیه بر اخبار منتشره از ناحیه دست اندرکاران بازار اتومبیل در مقاله‌ای از اعداد نجومی وارد کنندگان اتومبیل که در اختیار چند خانواده انگشت شمار بود یاد کردم آن زمان از سود هزاران میلیاردی خبر داده می‌شد با قیمت سال گذشته، حال که افسار قیمت اتومبیل خارجی با شل و سفت کردن مقررات واردات آن به وسیله دولت به کلی پاره شده است و قیمت بعضی از اتومبیل‌ها نزدیک به دو برابر شده است.

این ارزش افزوده به اضافه آن ثبت سفارش کذائی کدام جیب را پروارتر می‌کند نزدیک به 50 سال است که صنعت اتومبیل سازی داریم اما دریغ از تولید اتومبیل ملی هنوز در پیچ و خم مونتاژ اتومبیل هستیم از یک طرف با تعرفه لوازم یدکی، واردات داریم و از آن طرف با سرهم کردن لوازم یدکی وارداتی، اتومبیل مونتاژ می‌کنیم، عمر پراید در ایران نزدیک به عمر انقلاب است اما طی این سه چهاردهه این ماشین خود را همگام و همراه با تکنولوژی قرن 21 نکرده است که هیچ، بلکه در مقایسه با ماشین‌های اولیه به مراتب، تولید امروزی نامرغوب‌تر است اما قیمت ماشین‌های اولیه کجا و قیمت ماشین‌های فعلی کجا؟

درسال گذشته در حرکتی همگانی نه به خرید ماشین صفر فراگیر شد و تصاویر پارکینگ اتومبیل‌های نو و صفر کیلومتر زینت بخش رسانه‌ها شد که صدها هزار ماشین تولیدی بدون مشتری ماندند دولت به کمک کارخانه‌های تولید کننده آمد اتفاقا جنگ روانی را دولت برپا کرد و باعث شکست اتحاد و اتفاق مردم شد اتحاد و اتفاقی که می‌توانست شرکت‌های ماشین سازی را وادار کند که حداقل ماشین قابل رقابتی بعد از چند دهه تولید و در اختیار مردم بگذارند، این اتفاق نیفتاد که هیچ، تیم اقتصادی دولت با دورزدن مردم درصدد برآمد که به کمک شرکت‌های ماشین سازی برآید و سرمایه ملی یعنی پول بانک‌ها که باید در بخش تولید و اشتغال و ایجاد کارگاه‌های تولیدی کوچک به کارگرفته شود را با شرایط خاصی در خرید ماشین‌هائی که مردم در نخریدن آنها اتحاد و اتفاق داشتند به کار گرفت و با تأسف در برهمان پاشنه‌ای چرخید که بیش از چهاردهه در صنعت خودروسازی می‌چرخد.

این پرسش را باید از رئیس‌جمهور پرسید آیا قیمتی که بر تولید و عرضه ماشین هم اکنون حاکم است جنگ روانی رسانه‌هاست یا اینکه دولت مسیر و بستری را فراهم آورد که چندین ماه سایت فروش ماشین‌ها قفل شد و ماشینی عرضه نشد از آن طرف ثبت سفارش ماشین خارجی را هم چند قفله کردند و با ایجاد با تأسف جنگ روانی قیمت ماشین‌ها را بالا بردند و به کارخانجات تولید کننده ماشین که اجازه داده بودند چند صد هزار ماشین احتکار کنند نقدینگی مردم را به این سو هدایت کردند و ماشینی که در سال گذشته با رمل و اسطرلاب و به زور وام‌های طولانی مدت بانکی تحویل مشتری می‌دادند امروزه از زیرگرد و خاک پارکینگ‌های احتکار ماشین بیرون آوردند و با افزایش قیمت افسانه‌ای تحویل مردم می‌دهند کدامیک جنگ روانی راه انداخته‌اند؟

رسانه‌ها که با طرح و برنامه ظریف شرکت‌های خودروسازی که به قول قدیمی‌ها قورباغه رنگ شده را به جای فولکس واگن روانه بازارکردند و می‌کنند یا وضعی که امروز به‌وجود آمد، جنگ جنگ است پرسش این است اتاق جنگ در کدام جبهه است و بازنده این جنگ کیست؟

* حقوقدان
 
مرجع: آرمان

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.