عمارت مسعودیه آن‌چه بود و باید بشود

«موزه باستان‌شناسی و میراث فرهنگی ایران» قبایی در شان قامت مسعودیه

«موزه باستان‌شناسی و میراث فرهنگی ایران» قبایی در شان قامت مسعودیه
زنده‌یاد شهریار عدل هم بر این باور بود که عمارتِ اشرافیِ قاجاری مسعودیه «نظیر ندارد؛ یعنی کاخ شاهی و سلطنتی نیست، بلکه خانه و عمارتی اشرافی است و برخلاف کاخ‌های سلطنتی این دوره که چند نمونه از آن‌ها باقی مانده، این‌گونه عمارت‌ها دست‌کم در تهران یگانه‌اند... و از نظر نقش تاریخی‌ای که ایفا کرده نیز منحصربه‌فرد است.
شنبه ۱۶ تير ۱۳۹۷
ساعت ۱۳:۰۵
کد مطلب: ۱۲۰۸۸
Share
اسکان نيوز: شهرام زارع، باستان شناس و سردبیر مجله باستان پژوهی در یادداشتی که  درباره «عمارت مسعودیه» نوشت:
عمر باستان‌شناسی ایران اگرچه افزون از یک سده است، اما آگاهی عمومی درباره این دانش و پیشینه آن هنوز نازل است و بسیاری آن را با گنج‌یابی و عتیقه‌جویی اشتباه می‌گیرند. از سوی دیگر، بعد از گذشت این همه سال هنوز به این فکر نیفتاده‌ایم که تحقیقات باستان‌شناسی و تشکیلات میراث فرهنگی هم پیشینه‌ای دارند و یادگارهای آن‌ها را نباید دور ریخت و می‌بایست موزه‌ای برای نگهداری و نمایش سیر تحول باستان‌شناسی و تشکیلات میراث فرهنگی ایران تدارک دید.
 



نمونه موزه‌های تأسیس شده در دهه های اخیر

در این دو-سه دهه در کشور ما همه‌جور موزه‌ای تاسیس شده است؛ از موزه «سینما» و «صنعت چاپ» گرفته تا «مطبوعات»، «صنعت برق»، «نیروی دریایی»، «تاریخ پزشکی»، «تاریخ دیپلماسی»، «هلال احمر» و نظایر این‌ها. در خیلی زمینه‌ها به صرافت افتاده‌اند که یادگارهای آن رشته و زمینه را با تأسیس موزه‌ای حفظ کنند و تاریخ تکوین و تحولات آن رشته را در معرض نمایش قرار دهند. با این حال، هنوز موزه‌ای وجود ندارد که روند تکوین باستان‌شناسی ایران و دیگر رشته‌ها و زمینه‌هایی که در چارچوب سازمان میراث فرهنگی تجمیع شده‌اند را روایت کند و از یادگارهای اهالی آن نگهداری کند.
 



سردر عمارت مسعودیه

طی دهه‌های گذشته، یادگارهای شماری از پیشکسوتان فقید باستان‌شناسی، مرمت، موزه‌داری و دیگر رشته‌های مرتبط با «میراث» با درگذشت‌شان پراکنده شد و یکسره از دست رفت. از آن جمله می‌توان به کتابخانه، و بسیاری از اسناد و یادگارهایِ کسانی چون مهدی بهرامی، محمدتقی مصطفوی، علی سامی، عیسی بهنام و دیگران اشاره کرد. امروز اگر کسی بخواهد رد و نشان نخستین پایه‌گذاران تشکیلاتِ باستان‌شناسی، موزه و میراث فرهنگی را دنبال کند کاری ناممکن یا طاقت‌فرسا در پیش خواهد داشت. طی همین چند سال پژوهشگران و استادانی چون شهریار عدل، محمود موسوی، محمدیوسف کیانی و کسانی دیگر درگذشتند و به رفتگان دهۀ پیش -به امثال مهریار، شیرازی، ورجاوند، شهبازی، آذرنوش، نگهبان، و سایر رهروان این راه- پیوستند. طرح­ها، یادداشت‌­ها و مقالات، و کارهای ناتمام آن­‌ها چه شد و چه می‌شود؟ آیا یادگاری از آن­‌ها برای آیندگان باقی خواهد ماند یا به سرنوشت امثال مهدی بهرامی گرفتار می­‌شوند؟



تصویر ممتازالملک حکاکی شده بر چوب.
در سال ۱۲۹۵خ/۱۹۱۶م، مرتضی خان مرتضایی معروف به ممتازالملک، وزیر معارف، نخستین موزه عتیقات ملّی در ایران را با ۲۷۰ شیء در تهران بنیاد گذاشت. تالار آیینۀ وزارت معارف (عمارت مسعودیه) به نمایش برخی از این اشیاء اختصاص یافت و نظامنامه¬ای هم برای موزه تدوین شد. در سال ۱۳۱۶خ این اشیاء با تأسیس «موزه ایران باستان» از «عمارت مسعودیه» به موزه نوبنیاد منتقل شد.

فروردین امسال که از برخی مدیران «میراث» درباره آرزوی نوروزی‌شان برای سال ۱۳۹۷ سئوال پرسیده بودند، مدیرکل امورموزه‌های کشور گفته بود: آرزو دارم که در هر سه روز و نیم یک موزه افتتاح کنیم… آرزو دارم هزارمین موزه در کشور را افتتاح کنم و سپس بازنشست شوم.

کارگر زمستان ۱۳۹۵ هم گفته بود: یک درد بزرگ در جامعه داریم و این درد بی‌هویتی و بی‌توجهی به خانواده است… اگر یاد بگیرند از هویت حافظه تاریخی حمایت کنند، یعنی از هویت جامعه حفاظت کرده‌اند. با برداشتن این قدم می‌توانیم از میراث ملّی و جهانی حفاظت کنیم… چرا فکر نمی‌کنیم در هر محله، هر کوچه و هر خانواده یک موزه می‌تواند وجود داشته باشد؟



نمونه‌ای از مکاتبات اداری روی سربرگ ادارۀ عتیقات/وزارت معارف.
پی¬نوشت نامه به خط ایرج میرزا جلال¬الملک، شاعر معروف، است که در آن هنگام ریاست «ادارۀ عتیقات» را عهده دار بوده است.

آدمی با خواندن این اظهار نظرهای مدیران «میراث» در شگفت می‌شود که چرا آن­‌ها مدام در حال توصیه به دیگران‌اند و خود برای عمل به آن‌چه می‌گویند کمتر قدمی برمی‌گیرند. میراثیان حق دارند بپرسند که چرا تاکنون موزه‌ای برای روایت تاریخ باستان‌شناسی، موزه‌داری و تشکیلات میراث فرهنگی ایران ایجاد نشده است. طرفه این‌که باستان‌شناسی و دیگر حوزه‌های پژوهشیِ «میراث» که از سرچشمه‌های ارتزاق موزه‌ها بوده‌اند، جایی برای روایت و نمایش تاریخِ تحولات‌شان نداشته‌اند. مثلاً، از «ادارۀ/دایرۀ عتیقات» یا «موزه ملی» که هسته اولیه شکل‌گیری و تکوین تشکیلات کنونی باستان‌شناسی، موزه‌داری و میراث فرهنگی ایران بوده کمتر یادگاری بر جای مانده است یا اگر هست در معرض تماشا نیست. روزگاری «اداره عتیقات» و «موزه ملی» در درون ساختار «وزارت معارف، اوقاف و صنایع مستظرفه» و در «عمارت مسعودیه» مستقر بودند. عمارت مسعودیه که سرنوشت پر فراز و فرودی داشته، پس از دوره‌ای که در اختیار وزارت آموزش و پرورش بود، از نیمه دهه ۱۳۷۰ در اختیار سازمان میراث فرهنگی قرار گرفت و به دست زنده‌یاد دکتر آیت‌الله‌زاده شیرازی و همکارانش مرمت شد و سپس برای حدود یک دهه مقر پژوهشگاه میراث فرهنگی بود. در این ایام پژوهشکده باستان‌شناسی هم در یکی از ساختمان‌های جدیدترِ مسعودیه مستقر شد و باستان‌شناسی ایران یک دوره اوج و حضیض را در این عمارت تاریخی از سر گذراند. بخشی از دوره مدیریت درخشان زنده‌یاد مسعود آذرنوش در همین عمارت تاریخی به سر آمد و پس از درگذشت نابهنگامش پیکر او نیز چون پیکر دکتر شیرازی در میان خیل دوستداران از عمارت مسعودیه به سوی بهشت زهرا تشییع شد.



علی اصغر حکمت (کفیل وزارت معارف، ایستاده در وسط) در «عمارت دیوانخانه مسعودیه» (اتاق اصلی کتابخانۀ ملّی وقت).

در زمان ریاست حمید بقایی که بخش‌هایی از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از تهران به چند شهرستان انتقال یافت عمارت مسعودیه نیز جبرا تخلیه شد و چند ماه بعد طی قراردادی ۵۹ ساله به «شرکت عظام» واگذار گردید تا تبدیل به هتل شود. این شرکت چند سالی از مسعودیه بهره کشید و بعد طی مناقشه و مشاجره‌ای که میان مسئولان «صندوق احیا» و شرکت مذکور درگرفت آن‌ها از مسعودیه اخراج شدند و قفل بر در مسعودیه افتاد.



کاوش های شوش، شیوۀ کار و تجهیزاتِ هیئت کاوش.
عکس: حیدرمیرزا خسروشاهی (حیدر میلانی)، ۱۳۱۷ق/۱۸۹۹م (آلبوم خانۀ کاخ گلستان، آلبوم ۱۳۷، ش.ع. ۱-۱).

از زمانی که زنده‌یاد شیرازی دست به مرمت مسعودیه برد تا امروز نظرات مختلفی درباره دادن کاربری جدید به مسعودیه مطرح شده است. دکتر آیت‌الله‌زاده شیرازی، به عنوان مجری «طرح جامع مرمت مسعودیه»، مخالف واگذاری آن به بخش خصوصی بود. او بر این باور بود که بخش‌های مختلف مسعودیه می‌تواند «به صورت تالارهای همایش‌های میراث فرهنگی و نمایشگاه‌ها و فعالیت‌های وابسته، ستاد پژوهش‌ها و انتشارات و نظایر این‌ها» مورد استفاده قرار گیرد.

زنده‌یاد شهریار عدل هم بر این باور بود که این عمارتِ اشرافیِ قاجاری «نظیر ندارد؛ یعنی کاخ شاهی و سلطنتی نیست، بلکه خانه و عمارتی اشرافی است و برخلاف کاخ‌های سلطنتی این دوره که چند نمونه از آن‌ها باقی مانده، این‌گونه عمارت‌ها دست‌کم در تهران یگانه‌اند… و از نظر نقش تاریخی‌ای که ایفا کرده نیز منحصربه‌فرد است؛ جایگاه وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه، و وزارت آموزش و پرورش بوده، و نطفۀ وزارت فرهنگ و هنر (ارشاد فعلی) نیز در آنجا بسته شده و به نوعی موزه و بایگانی فرهنگ ما و نماد آن محسوب می‌شود.» از همین رو، وی پیشنهاد می‌کرد چنین عمارتی می‌تواند به عنوان «مقر رییس سازمان میراث فرهنگی [مورد استفاده قرار گیرد تا] وزرا و سفرایِ فرهنگی کشورهای دیگر در تالارِ باشکوه عمارتِ مسعودیه به حضور رییس سازمان میراث فرهنگی ما برسند و نه در اتاقی در بازارچۀ خیابان زنجان!»



عکس های قاب شدۀ وزرایی که عمارت مسعودیه طی هفت دهه -از وزارت معارف تا آموزش و پرورش- میزبان آنها بود بر دیوار عمارت حکیمیه در مسعودیه نصب شده بود. شخصیت های نامداری چون ملک¬الشعرای بهار، علی اصغر حکمت، علی¬اکبر سیاسی، عیسی صدیق، محمود حسابی، و پرویز ناتل خانلری از جمله آنهاست.راست است که عمارت مسعودیه موزه فرهنگ معاصر ایران بوده است.

دیگرانی، از جمله مشاوران و پیمانکاران شرکت یادشده که در آغاز مسعودیه را برای تبدیل به هتل در اختیار گرفتند و بعدا رای‌شان تغییر یافت، پیشنهاد کرده‌اند که بهترین کاربری برای عمارت مسعودیه تبدیل آن به «مکان رویدادهای فرهنگی-هنری» است. آن‌ها گویا در این راه بی‌مجوز هم کارهایی کرده بودند: از راه‌اندازی مغازه‌های صنایع دستی تا رستوران و تالار تئاتر و برگزاری کنسرت و نظایر اینها که بعداً مسؤولان صندوق احیا این کارها را خلاف توافق منعقده دانستند.



تصویر برگۀ ثبتی «خرابه های شهر قدیم هرمز اردشیر» در فهرست آثار ملّی، ۲۴ شهریور ۱۳۱۰٫

کاربری دیگری که برای عمارت مسعودیه می‌توان در نظر گرفت و تا حدودی با نظر استادان شیرازی و عدل نزدیک است تبدیل عمارت مسعودیه به موزه تشکیلات میراث فرهنگی است و در کنار آن می­‌شود از فضاهای مختلف این مجموعه برای برپایی نمایشگاه و نشست‌های علمی و فرهنگیِ مرتبط با مسایل میراث فرهنگی نیز استفاده کرد. یکی از اصول مهم برای کاربری جدید بناهای تاریخی انطباق و سازگاریِ کالبد تاریخی با کارکرد جدید است. شان و ارزش‌های تاریخی بنا می‌بایست محترم داشته شود و تا حد امکان تعارضی میان ساختار و محتوا نباشد. مهم است که کاربری جدید تا حد امکان انطباق محتوایی و معنایی با بنا داشته باشد. در واقع، به جای آن‌که عمارت مسعودیه تبدیل به سالن کنسرت و تئاتر یا هتل و فروشگاه و سفره‌خانه و چایخانه شود می‌تواند به «موزه تشکیلات میراث فرهنگی، باستان‌شناسی، و موزه‌داری» و «مرکزی برای نمایشگاه‌ها و نشست‌های علمی و فرهنگی میراث» باشد و مشخصاً کارکردی در ارتباط با مسایل میراث فرهنگی پیدا کند.
 
این کاربری نه تنها با سابقه و پیشینه عمارت مسعودیه انطباق دارد، بلکه به سبب موقعیت مناسب «مسعودیه» در میدان بهارستان و محور تاریخی تهران می‌تواند از برخی جنبه­‌ها نقش مهمی نیز ایفا کند. عمارت مسعودیه جایی قرار گرفته که پیوندی با دیگر آثار تاریخی تهران دارد (از مسجد سپهسالار و مجلس شورای ملی سابق و موزه مجلس تا باغ نگارستان و کاخ گلستان و بازار و بافت قدیمی تهران) و می‌تواند با پذیرش چنین نقش ممتازی چه به عنوان جایی مفرح و دلپذیر برای گردشگران داخلی و خارجی و چه به عنوان موسسه‌ای مدرن که عهده­ دار نقشی فرهنگی و آموزشی است به زندگی مردم ورود یابد. «مسعودیه»، به عنوان یک جاذبه گردشگری متفاوت، علاوه بر ایفا نقشی در احیاء هویت بافت تاریخی تهران می­تواند تاثیر مهمی در شناساندن مسایل میراث فرهنگی به جامعه داشته باشد.
 
اگر به یاد بیاوریم که «معرفی و آموزشِ ارزش‌های میراث فرهنگی» به مردم و مسئولان همواره یکی از خواست‌های برآورده نشده کارشناسان این حوزه بوده است، عمارت مسعودیه می‌تواند محفل و مجمع مناسبی برای این منظور باشد. حتی نزدیکیِ مسعودیه به مجلس شورای اسلامی هم مزیت دیگری است که می‌تواند نمایندگان مردم و اهالی سیاست را که معمولا شناخت اندکی از مسایل میراث فرهنگی دارند به سوی خود بکشاند و با تغییر نگاه و رشد آگاهی‌شان به صیانت از میراث فرهنگی کشور یاری برساند.
 
تکلیف «عمارت مسعودیه» هنوز نامعلوم است. اگر قرار نیست که مسعودیه به کارکردِ پیشین خود به عنوان پژوهشگاه میراث فرهنگی و پژوهشکده‌های وابسته به آن بازگردانده شود، تبدیل آن به «موزه تاریخِ باستان‌شناسی و تشکیلات میراث فرهنگی» احتمالا مناسب­ترین کاربری خواهد بود و ضمن حفظ شأن و ارزش‌های تاریخی به میان مردم هم راه خواهد گشود.

مسعودیه با گرفتن چنین کارکردی می‌تواند به معرفی دستاوردهای علمی و فرهنگی ایرانیان در این عرصه بپردازد و به اقشار مختلف مردم بگوید که باستان‌شناسی و مردم‌شناسی و موزه‌داری چطور شکل گرفتند، چه تحولاتی را از سر گذراندند، و چه فوایدی دارند؛ بگوید خادمان گمنام و نامدار این عرصه چه کسانی بودند و چرا و چگونه به تحقیق و صیانت از میراث فرهنگی ایران‌زمین برخاستند؛ بگوید که صیانت از میراث فرهنگی ایران صرفا بر عهده عده‌ای کارشناس و محقق و مدیر نیست، بلکه نیازمند مشارکت همه ایرانیان است. ابزارها و وسایل و لوازمِ کار این رشته‌ها را به مردم نشان دهد و بگوید در خلال این یکی دو سده چه اکتشافاتی انجام شده و چه تحولاتی در شناخت تاریخ میهن‌مان رخ داده است. خلاصه این‌که، در زمانه‌ای که میراث فرهنگی در هجوم ناآگاهی‌ها و بی­‌تدبیری‌­ها و شرایط نامساعد اقتصادی و اجتماعی پیوسته شاهد تخریب محوطه­‌های باستانی و بناهای تاریخی کشور است، عمارت مسعودیه می‌تواند محفلی باشد برای گفت‌وگو درباره مسایل میراث فرهنگی و تمدنی ایران؛ جایی باشد که مردم را بی‌واسطه و به طور ملموس با تلاش میراثیان و باستان‌شناسان و حفاظت‌گران و موزه‌داران و مرمت‌گرانی که عمرشان را در راه صیانت از میراث فرهنگی و تمدنی کشور صرف کرده و می‌کنند آشنا کند و از نیروی آگاهی و دلبستگی مردم برای صیانت از این سرمایه‌ها یاری بگیرد.



استفاده از «عمارت مسعودیه» به عنوان لوکیشن پروژه عکاسی «به توپ بستن مجلس»، زمانی که در اجارۀ شرکت عظام قرار داشت. طی این برنامه آسیب هایی به عمارت مسعودیه وارد شد.

وانگهی، چنین موزه و کانونی می‌تواند جایی برای زنده نگاه داشتنِ یاد و نگهداری از یادگارهای محققان و کوشندگان این عرصه باشد. می‌توان عکس‌ها، اسناد و وسایل و تجهیزات قدیمی باستان‌شناسی، موزه‌داری، مرمت و به طور کلی تشکیلات میراث فرهنگی ایران (از اسناد مربوط به محققان، دانشمندان و دانش‌پژوهان، و شخصیت‌های مؤثر گرفته تا مدارک مربوط به تاسیس و تکوین آن، پوسترهای گردهمایی‌ها، فیلم‌ها و دیگر مدارک وابسته به تاریخ تشکیلات میراث فرهنگی) را در آن‌جا گرد آورد و به نمایش گذاشت. در این صورت، نه تنها عمارت مسعودیه گرفتار رکود اداری نخواهد شد و از بلاتکلیفی کنونی هم رهایی می‌یابد، بلکه به عنوان یکی از نفایس ملی کشور شان و جایگاه آن حفظ می‌شود.



ستوران مسعودیه در زمان بهره برداری توسط شرکت عظام.

مسعودیه می‌تواند موزه‌ای پویا و متمایز برای گردشگران باشد و مشتاقان را علاوه بر آشنایی با تاریخِ شکل‌گیری سازمان میراث فرهنگی و پیشگامان حفاظت از میراث فرهنگی، با شیوه کار باستان‌شناسان و موزه‌داران و مرمت‌گران آشنا کند. می‌توان فضاهایی برای پیوند مردم با باستان‌شناسی و میراث فرهنگی تدارک دید. می‌توان فضاهای زنده‌ای طراحی کرد که در چارچوب‌های تعریف‌شده کودکان و نوجوانان یا دیگر علاقمندان فرایند پژوهش و کاوش باستان‌شناسی، و موزه‌داری و حفاظت از آثار را تجربه کنند. می‌توان تالارهایی برای نمایش یا نگهداری یادگارهای پیشگامان، معاصران، افتخارات و جوایز، اسناد مهم و نظایر این‌ها تدارک دید. می‌توان به موضوعات مهمی چون باستان‌شناسی و سیاست، باستان‌شناسی و هنر و زمینه‌هایی از این دست پرداخت و اشتیاق و علاقه گروه‌های مختلف مردم را برای مطالعه و تعمق در مسایل میراث فرهنگی برانگیخت. طبعا در کنار این‌ها می‌توان فروشگاه تولیدات فرهنگی و کافه و تالار نمایش فیلم‌های مستند میراث فرهنگی و باستان‌شناسی، و فیلم‌های انسان‌شناسی و قوم‌نگاری یا برنامه ­های دیگری از این دست نیز تدارک دید.
 
چنین کارکردی شباهتی هم با ایده «مکان رویدادهای فرهنگی-هنری» دارد. با این تفاوت که رویدادهای هنری را در مکان‌های مختلفی می‌توان اجرا کرد؛ برپایی کنسرت، تئاتر، جشن سینما، یا دائر کردن نمایشگاه پوشاک و جواهر، رستوران و سفره‌خانه الزاما نباید در کالبد یکی از نفایس ملی چون عمارت مسعودیه باشد. استاد شهریار عدل می‌گفت «جامعه معاصر ما در کج‌سلیقگی معرکه است. چه در عرصه بین‌المللی که بسیاری از دستاوردهایمان را واگذاشته‌ایم تا دیگران سند به نام خود بزنند و چه در عرصه‌های داخلی. می‌گفت این چه ذائقه‌ای است که می‌خواهد مکانی تاریخی که روزگاری وزرا و دانشمندان و نخبگان کشور در آن کار و تنفس می‌کرده‌اند و خاطره ده‌ها و صدها شخصیت تاریخی بر در و دیوار آن نقش بسته را به چایخانه و سفره‌خانه تبدیل کند!»



مرتضی خان ممتازالملک، وزیر معارف، اوقاف و صنایع مستظرفه و مؤسس موزه ملّی.
موزه ملّی که در سال ۱۲۹۵ خورشیدی هنگام وزارت مرتضی خان ممتازالملک (وزیر معارف، اوقاف و صنایع مستظرفه)
بنیاد گذاشته شد.در آغاز سده حاضر به تالار آیینه در «عمارت مسعودیه» انتقال یافت و در آنجا مستقر شد.
بعدها با تأسیس «موزه ایران باستان» آثار موزه ملّی از «عمارت مسعودیه» به بنای تازه ساز منتقل شد
مرجع: چمدان

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.