مرثیه ی مظلومیت جنگلبانان ایران به بهانه 9 مرداد، روز جهانی جنگلبان

نبود امنیت شغلی و حرفه‌ای برای جنگلبانان ایران

رضا شیخ پور*
نبود امنیت شغلی و حرفه‌ای برای جنگلبانان ایران
سه شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷
ساعت ۱۱:۳۸
کد مطلب: ۱۲۸۱۲
Share
اسکان نيوز: نگاهداشت 83 درصد از خاک ایران در برابر متجاوزان و بدخواهان داخلی، بر عهده "پاسبانان طبیعت کشور" است که همگی مستخدم سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری ایران و یا "شرکت های طرف قرارداد" با این سازمان هستند.

علیرغم چنین مسئولیتی مهم که طبق ماده 8 قانون مدیریت خدمات کشوری به عنوان شغلی حاکمیتی تعریف شده، اما این سربازان سرزمینمان، حتی از حمایت های حداقلی حاکمیت نیز برخوردار نیستند!

کشته و مجروح شدن تعداد زیادی از جنگلبانان و تهدید هر روزه آنان توسط قاچاقچیان چوب و زمین خواران که برخی شهره به شرارت هستند، حکایت از مظلومیت این حافظان زیست بوم ایران دارد؛ اما متاسفانه هیچ حمایتی از سوی دستگاه های امنیتی نسبت به تامین امنیت جانی و روانی این قشر فداکار برای صیانت از طبیعت کشورمان دیده نمی شود.

در عین حال که حاکمیت، در تریبون های رسمی، تامین امنیت داخلی را یک مولفه موفق در حکمرانی خود عنوان می کند اما مشخص نیست چرا برخی متخلفان و قاچاقچیان شرور که با قمه و سلاح گرم جنگلبانان و خانواده های آنان را تهدید می‌کنند هیچ گاه مورد پیگرد دستگاه امنیتی قرار نمی گیرند و اصولاً چرا ماده 183 قانون مجازات اسلامی در قبال اینگونه شرارت ها اجرا نمی شود! تردیدها گاهی روایت تاریخی وابستگی "شعبان جعفری" به دربار پهلوی را به ذهن متبادر می کند!

بارها در جلسات اداری به این نکته اشاره کرده ام که "یگان حفاظت سازمان جنگل هاومراتع" تاکنون نتوانسته ارتباطی اثربخش با دستگاه امنیتی برای برچیدن بساط رعب افکنیِ برخی متخلفان شرور و قاچاقچیان چوب، فراهم کند.

 امروز در شمال ایران، یکی از معضل های اساسی برای حفاظت از جنگل‌های باستانی هیرکانی، مسلح بودن تعدادی از قاچاقچیان شناخته شده به شرارت، به انواع و اقسام سلاح های سرد و گرم است که تا کار دست حاکمیت نداده باید بساط اینگونه رعب افکنی ها برچیده شود.

 در کنار این همه تهدید، وقتی صاحبان رانت، با بهره برداری از معادن در دل طبیعت، تصرف اراضی ملی در سایه قوانین فسادساز جاری، نابودی شریان های حیاتی طبیعت با احداث سدهای ویرانگر، عبور جاده از دل میراث طبیعی و ساخت و ساز غیر مجاز در منابع طبیعی، به راحتی جنگلبانان را به سخره می گیرند، دیگر انگیزه و اراده ای مصمم برای برخورد با مردمِ عادیِ خطاکار که موجب تعدی یا خسارتی در مقیاسی به مراتب کوچکتر به طبیعت می شوند، باقی نمی ماند.

آن تهدید و این تحقیر وقتی با حقوق و مزایای حداقلی جنگلبانان در کنار هم جمع می شود در واقع آواری بر سر خانواده های آنان می شود!

 از سوی دیگر بر خلاف مفاد "ماده ۲ قانون ملی شدن جنگل ها"، دولت جمهوری اسلامی طی دهه های گذشته حفاظت از جنگل ها را به بخش خصوصی (مجریان طرح های جنگلداری) واگذار کرده که البته مطابق "ماده 8 قانون مدیریت خدمات کشوری" نیز حفاظت از منابع طبیعی در زمره امور حاکمیتی تعریف شده و واگذاری آن به بخش خصوصی ممنوع است؛ تخطی از مفاد ماده 2 قانون ملی شدن جنگل ها و ماده 8 قانون مدیریت خدمات کشوری موجب شده که بخشی از جنگلبانانی که پرسنل شرکت های طرف قرارداد با سازمان جنگل ها هستند نه تنها امنیت شغلی نداشته باشند بلکه حتی در صورت کشته یا مجروح شدن حین انجام وظیفه، شهید یا جانباز نیز محسوب نمی شوند؛ زیرا مستخدم دولت نیستند و دولت نیز خود را در برابر این جنگلبانان مسئول نمی داند!

مصداق بارز این ادعا، سرنوشت مرحوم "فضل الله علیپور" است که خرداد ۱۳۹۵، توسط قاچاقچیان چوب در منطقه جنگلی "سالده" شهرستان نور کشته شد و مشخص نیست این پرونده به چه عاقبتی رسیده است!

امروز جنگلبانان ایران نه تنها امنیت جانی در برابر متجاوزان به طبیعت ندارند، بلکه از امنیت شغلی و برخورداری از حقوق و مزایای حداقلی هم محروم هستند و علاوه بر این دو مهم، با امتیازدهی فاسدانه اصحاب سیاست و برخی مدیران ضعیف النفس منابع طبیعی به رانت خواران، هر روزه تحقیر نیز می شوند.

من روز جنگلبان را جشن نمی گیرم؛ برایشان بذر شادی هم نمی پاشم؛ ترجیح می دهم اینگونه برایشان مرثیه بخوانم: مرثیه تنهایی، بی پناهی و مظلومیت!

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.