یادداشتی از دکتر عمران گاراژیان

میراث فرهنگیِ تاریخ فرهنگی/ معاونت پژوهشی به ساختار وزارتخانه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بازگردد

میراث فرهنگیِ تاریخ فرهنگی/  معاونت پژوهشی به ساختار وزارتخانه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بازگردد
عمران گاراژیان استاد باستان شناسی تاکید کرد:پیشنهاد می‌شود، معاونت پژوهشی سابق به ساختار وزارتخانه جدید بازگردد که اولویت آن سازماندهی پژوهش‌ها در مقیاسی ملی و در سراسر کشور خواهد بود. همچنین مسائل اجرایی به کلی از پژوهشگاه منفک شده و پژوهش‌های بنیادی در مورد میراث فرهنگی برای این بخش به عنوان بازوی پژوهشی وزاتخانه جدید تعریف شود.
دوشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۷
ساعت ۱۱:۵۵
کد مطلب: ۱۳۱۹۶
Share
اسکان نيوز: عمران گاراژیان، باستان شناس و استاد دانشگاه در یادداشتی درباره وزاتخانه شدن این سازمان و پیشنهاداتی در این مورد نوشت:

پیش درآمد

«میراث فرهنگی» در ایران فرازوفرود بسیاری دارد. این فرازوفرود بیش از هر چیزی ناشی از رویکرد حاکمیت به موضوع میراث فرهنگی است. حاکمیت‌های سیاسی در ایران معاصر در موضوعی که بعدها میراث فرهنگی خوانده شد، کارنامه سیاهی دارند. مهمترین بخش این سیاهکاری از منظر این قلم حذف مردم و انحصار حاکمیت در موضوع میراث فرهنگی است. شاهان قاجار خصوصا پس از ناصرالدین شاه، انحصار کاوش‌های باستان شناسی را در قبال شندرغاز به فرانسه واگذار نمودند.

کارنامه‌ای که سیاهی آن تا ابدالآباد با آن‌ها خواهد ماند. در سال‌های آغازین حاکمیت پهلوی، حتی پیش از این‌که این حاکمیت تشکیل شود، انجمن آثار ملی تشکیل شده بود و رضاخان میرپنج گویا در آن انجمن، ریاست عالیه داشت (مصطفوی، ۱۳۳۴). در کنار فعالیت‌های هویت‌سازانه و بدون شک تاثیرگذار، انجمن آثار ملی و فراتر از آن سیاستمداران ملی گرا در دوره پهلوی اول، بهره‌برداری سیاسی از میراث فرهنگی و آثار باستانی را پی افکنده و تقویت کردند. امروزه می‌دانیم که منشا ملی‌گرایی پهلوی‌ها، همانی است که در مشروطه قاجاری نقش داشت. اما پهلوی اول دارای یک خصوصیت کم‌نظیر بود: بهره‌برداری اجرایی و کاربردی از همه سرمایه‌ها! آن‌چه بعدها میراث فرهنگی خوانده شد نیز یکی از همین سرمایه‌ها بود.

پس از لغو انحصار فرانسوی‌ها (۱۳۰۹ خورشیدی) ساختار سیاسی ایران امتیاز فرانسوی‌ها را به شکل دیگری رسمیت بخشید. آن بکارگیری آندره گدار در راس بخش اداری و اجرایی یعنی اداره عتیقات ایران بود. در کنار این موضوع باستان شناسان امریکایی و انگشت شمار دیگر کشورها در ایران فعال شدند. مساله اساسی و کلیدی این‌جاست که حاکمیت انحصار در موضوع میراث فرهنگی را برای خود تثبیت کرد. موضوع گذشته پرافتخار و البته در انحصار، تدریجا در حاکمیت پهلوی اول ابتدا نهادینه شد و سپس تبدیل به ایده آلوژی گردید. میراث فرهنگی و در راس آن آثار باستانی ایران سوژه‌ای برای اعتبارجویی حاکمیت و البته هویت‌سازی تاریخی شده بود.

ادامه این فرآیند در نهایت منجر به جشن‌های دوهزار پانصد ساله در دوره پهلوی دوم شد. به نظر می‌رسد، هرگاه اعتبار حاکمیت سیاسی در معرض بیرونی یا درونی قرار می‌گرفت، به موضوع آثار باستانی و هویت ملی بیشتر توجه می‌شد. در این میانه همانند جشن‌های دوهزار پانصد ساله، غایب بزرگ، انبوه مردم بودند. کمبود اساسی همچنان رویکردهای تخصصی بود. گویا گذشته و بازخوانی امروزی آن، برای همیشه در انحصار حاکمیت‌ها در ایران باقی ماند تا مبادا مردم از گذشته متکثرشان چیزی بدانند. نمود و نماد این کنترل و بازخوانی گذشته در توسعه رشته‌های دانشگاهی بازیابی می‌شود. گروه باستان شناسی دانشگاه تهران از نخستین گروه‌هایی بود که طی سال های پس از جنگ جهانی (۱۳۲۰ تا ۲۵) تاسیس شده بود و جالب است که تا سال ۱۳۷۴ خورشیدی در همه دانشگاه‌های ایران همچنان همان یک گروه آموزشی بود. بازخوانی انحصاری گذشته بخشی از انحصار ایده الوژیک در حاکمیت پهلوی‌ها بود. به نظر می‌رسد، بخش‌های سیاسی- حاکمیتی به هیچ رویی از این انحصار به عنوان منبع لایزال ایده الوژی حاکمیتی‌شان صرف نظر نمی‌کردند.

میراث‌دارانِ پس از انقلاب اسلامی خصوصا با تعارض و حمله بیرونی عراق، فرصت را غنیمت شمرده بر میراث انحصار تداوم بخشیدند. اضافه بر این در تشکیل میراث فرهنگی به عنوان سازمانی در حاکمیت، ایده الوژی اسلامی و اسلام خواهی که مُد روز بود را نسخه پیچ کردند. نسخه‌ای بی‌بدیل از ایده‌ئولوژی‌های متعارض در سازمانی واحد (برای اطلاعات دقیق‌تر نگاه کنید به میراث فرهنگی در ایران، سیاست‌ها برای یک کشور اسلامی، مهدی حجت ۱۳۸۰). نتیجه در عمل بسیار تامل برانگیز بود: سازمان میراث فرهنگی پس از تاسیس بیش از هر نهاد حاکمیتی دیگری بین بخش‌های بالادستی حاکمیت در جمهوری اسلامی ایران، دست به دست شده است. تعارض‌ها در اجرا نمایان شده بود. وزارت علوم، وزارت ارشاد و در نهایت ریاست جمهوری بخش‌های بالادستی حاکمیت بودند که سازمان میراث فرهنگی بین آن‌ها دست به دست شده است.

واپسین میخ براین تابوت، تصمیم مجلس ششم بود که در اوج تعارض‌هایش با حاکمیت بالادستی در ایران، ارتقا میراث فرهنگی به معاونت ریاست جمهوری را پس از تلفیق با گردشگری و جهانگردی تصویب کرد. با افزوده شدن صنایع دستی به میراث فرهنگی و گردشگری، معاونت جدید برای ریاست جمهوری در نقش آشِ شله قلمکار حاکمیت، شکل گرفت. فاجعه آن‌جاست که در این ترکیب و تلفیق‌های اداری – اجرایی کمترین کار علمی و تخصصی انجام نمی‌شد. نظریه خاصی چه علمی و چه انسانی- اجتماعی مد نظر قرار نمی‌گرفت و جالب‌تر آن‌که در زمانی که پژوهشگاه‌ها مُد شده بود، ابتدا کلیت سازمان میراث فرهنگی پژوهشگاه قلمداد شد، بدون این‌که وظایف اجرایی این سازمان و نظارت‌ها و اعمال حاکمیت‌های آن مد نظر قرار گیرد. سپس معاونت پژوهشی حذف شد تا سازمان میراث فرهنگی، سازمانی اجرایی و حاکمیتی قلمداد شود.

البته بجا معاونت پژوهشیِ محذوف پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری شکل گرفت. خنده‌دارتر این‌که تاریخی‌ترین و اجرایی‌ترین بخش وظایف سازمان میراث فرهنگی یعنی صدور مجوز برای کاوش‌های باستان شناسی که براساس قانون عتیقات و آیین‌نامه‌های اجرایی ۱۳۱۱ خورشید، انجام می‌شود. هنوز هم در اخیتار پژوهشگاه است. پژوهشگاهی که کار حاکمیتی انجام می‌دهد و سازمانی عریض و طویل که در بخش‌های مختلف آن کار پژوهشی انجام نمی‌شود. این سازمان خلفِ همان سازمانی است که در زمان پهلوی اول، حتی در دوره قاجاری به اعتبار درخواست کشورهای خارجی برای کشف و کاوش در ایران، تاسیس شده بود. حاکمیت انحصار را بدست گرفت، مردم را حذف کرد و آن‌ها راه خودشان را می‌روند. اگر نمی‌روند، اثری را بیابید که قبل از میراث فرهنگی، بوسیله مردم شناسایی و حفاری نشده باشد. نتیجه دردناک است: میراث قاجاری انحصار حاکمیت موجب شده، دولت‌ها بر انحصار خودشان تاکید کنند و مردم بر حق خودشان پافشاری نمایند. وگرنه از منظر این قلم، نهاد، گروه و کشور خارجی را نمی‌شناسیم که بدون اطلاع مردم در مقیاسی به این گستردگی فعالیت کنند که حفاران قاچاق می‌کنند.

در یگانه بودن میراث فرهنگی و گردشگری همان بس که دولت نهم و دهم بخش‌هایی از این سازمان را از تهران به استان‌های اصفهان و شیراز منتقل کرد و در قابل دفاع بودن و کارشناسانه بودن آن اقدام همین بس که در سکوت رسانه‌ای کامل، مجدد پس از یک سال و اندی به تهران بازگردانده شد. دولت دهم البته از منظر این قلم رجعتی ایده الوژیک به ملی‌گرایی کرده بود و کاندیدای مد نظراش (برای انتخابات ۱۳۹۲) پیش از این اقدامِ بینان برافکن، «مکتب ایرانی» را مطرح کرده بود.

حالا در دولتی که در اوجِ وارونه بسر می‌برد و مجلسی که در آستانه انتها دوره خود است و کارنامه و رزمه می‌خواهد، وزارتخانه شدن میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را تصویب کرده است. عجبا که این الگویی تاریخی است: هرگاه شرایط در جامعه ایران رو به وخامت بنهد، مجلس به سراغ میراث فرهنگی می‌رود و مصوبه‌ای مهیج برای آن تصویب می‌کند.
 


میراث فرهنگی

واژه «میراث فرهنگی» برساخته و اصطلاح جدیدی است که با معنی رایج، طی دهه‌های پس از جنگ دوم جهانی مرسوم شد. به اعتبار جهانی بودن و در اصطلاحاتی مانند «میراث جهانی» در مجموعه فعالیت‌های بخش فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو) میراث فرهنگی نمی‌توانست رویکردی جز «تاریخِ فرهنگ» داشته باشد. مجموعه متخصصان سنت‌گرایی که در مقیاس جهانی فعالیت می‌کردند، همگی در رویکرد تاریخِ فرهنگ اشتراکات را می جُستند. میراث فرهنگی با رویکرد تاریخِ فرهنگ در مقیاس‌های زمانی (تاریخی) و مکانی بازتعریف و معرفی می‌شد. مقیاس‌های زمانی و مکانی در نهایت ترکیب متوازن آن در پژوهش‌ها و مطالعات دانشگاهی میراث سال‌های بین دو جنگ جهانی است که البته در میراث فرهنگی بازنمود و کارکرد یافته بود.

در رویکردِ «تاریخِ فرهنگ» تاریخ به مثابه ماده تاریخی مد نظر است و فرهنگ به عنوان یک کلیت نگریسته می‌شود. شکل‌گیری، سیر تحول و تطور، دگرگونی فرهنگ‌ها در طول تاریخ و شناختِ توصیفی، تاریخی و روایی همچنین مستندسازی در تاریخ فرهنگ مد نظر قرار می گیرد (برک ۱۳۸۹). در رویکرد تاریخِ فرهنگ توصیف و داده یا یافته محوریت دارند. روش‌های نوین مستندسازی، بازسازی و بازآفرینی و نمایش در این رویکرد به روز می‌شوند. آنچه مد نظر قرار نمی گیرد روش و روش شناسی‌های تجریه و تحلیل و تفسیر و تبین است. میراث فرهنگی با رویکرد تاریخِ فرهنگ دستآوردی جهانی است که از طریق بخش فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو) تقریبا به همه جهان به عنوان بخش اداری- اجرایی در ارتباط با حاکمیت‌های سیاسی و کشورهای وارد شد. م

یراث فرهنگی در عین حال چند مشخصه اساسی دارد: اول آن‌که میراث است و با رویکرد تاریخی متعلق به گذشته و ماده یا ساختار مُرده است. گرچه در بافت جامعه زنده برای آن، ارزش و اعتبار تاریخی قائل هستیم اما اصولا میراث پدیده‌ای مربوط به گذشته است. دوم مشخصه این است که در ارتباط با خاطره و حافظه اجتماعی و قومی و ملی است. سومین مشخصه میراث فرهنگی این است که نخبه و استثنا است. رویکرد تاریخ آن هم نخبه گرایانه است. در فرهنگ به هیچ روی با فرهنگ عامه با فرهنگ طبقات پایین کاری ندارد. میراث فرهنگی اگر عمومیت داشته باشد از ارزش میراثی و از اعتبار خاص بودگی فرهنگی آن کاسته می‌شود. پدیده‌ای خاص و یگانه است و در این مشخصه میراث فرهنگی مشخصا تحت تاثیر عتیقه گرایی قرن نوزدهم و پیش از آن است.

واژه «فرهنگ» در ترکیب میراث فرهنگی بیشتر ناظر به برساخته انسان بودن دلالت می‌کند برای همین در مقابل این واژه عموما میراث طبیعی بکار گرفته می‌شود. تفکیک «فرهنگی» و «طبیعی» از دستاوردهای دهه‌های هفتاد و خصوصا هشتاد میلادی است و در اصطلاحات میراث فرهنگی و میراث طبیعی دقیقا آن تفکیک طی دهه‌های یاده شده لحاظ شده بکار گرفته شد. تاکید کنم رویکردهای میراث فرهنگی کلی نگر و در مقیاسی جهانی از طریق میراث جهانی خصوصا در کشورهای در حال توسعه وارد شد. در فرآیند ثبت آثار فرهنگی در لیست میراث جهانی مدیریت می‌شود. مسئله اساسی این است که این رویکرد با نگاهی تاریخی، به نمادسازی از فرهنگ‌های گذشته و تاریخی برای جامعه معاصر می‌پردازد و جز این تبین دیگری برای جامعه معاصر ندارد. در اکثر کشورهای خاورنزدیکی در حال توسعه که دارای آثار تاریخی و باستانی غنی بودند کلیت همین استراتژی که بوسیله میراث جهانی ارائه می‌شد به عنوان استراتژی حاکمیتی و ملی بکار گرفته شد. از آن‌جا که تاریخ و خاطره‌گرایی و حافظه  جمعی گرایی تاریخ سنتی، اسطوره، همچنین ملی‌گرایی پس از جنگ دوم جهانی زمینه داشت. میراث فرهنگی با همین خصوصات یعنی رویکرد تاریخِ فرهنگ فراگیر شد. حتی می‌توان گفت بدون کمترین خلاقیتی بکار اجرایی و دولتی حاکمیتی گرفته شد.

میراث فرهنگیِ تاریخ فرهنگی

«تاریخ فرهنگی» برخلاف تاریخِ فرهنگ رویکردی نظری، روشی است که از دهه ۱۹۶۰ میلادی رونق گرفت. برخلاف تاریخِ فرهنگ، «تاریخی فرهنگی» بیشتر تحت تاثیر رویکردهای علوم اجتماعی و انسان شناسی فرهنگی و انسان شناسی اجتماعی است. در طبقه بندی‌های کلی «تاریخ فرهنگی» عموما بین رشته‌ای قلمداد می‌شود. برخلاف روش‌های توصیفی و تاریخی تاریخِ فرهنگ، «تاریخی فرهنگی» از روش‌های کیفی که در علوم انسانی و اجتماعی رایج است بهره می‌برد. در رویکرد «تاریخ فرهنگی» فرهنگ عموما پویاست و در بافت زنده مورد مطالعه قرار می‌گیرد. در ترکیب «تاریخ فرهنگی» فرهنگ نه تنها فرهنگ نخبگان و طبقات بالاست بلکه فرهنگ عامه را هم در بر می‌گیرد. نه تنها فرهنگ رسمی است، بلکه فرهنگ غیررسمی را هم فرهنگ می‌داند.

در تاریخ فرهنگی برای مثال روزمره و امر روزمره موضوعی برای پژوهش است. در «تاریخ فرهنگی» رویدادها و حوادث از پیش برنامه‌ریزی نشده بجای روال‌ها و تداوم‌های روتین اهمیت دارند. کوتاه مدت‌هایی که کلیت بلندمدت را تحت تاثیر قرار می‌دهند، مدنظر است. همه مسائل انسانی اعم از عواطف و احساسات در تاریخ فرهنگی مد نظر قرار می‌گیرد. روش‌های تجریه و تحلیل بجای روش‌های توصیفی صرف در تاریخ فرهنگی مد نظر قرار می‌گیرد. برخلاف تاریخِ فرهنگ که رویکردی اثبات گریانه است، تاریخ فرهنگی اصولا و عموما غیر اثبات گرایانه عمل می‌کند و مهمترین مسئله این است که تاریخ فرهنگی به نظریه محوریت می‌دهد و از چارچوب نظریه‌های تطوری تاریخی که در تاریخِ فرهنگ رایج است، بیرون آمده و تکثر و تنوع استفاده از نظریه‌های در آن ممکن است.

پیشنهادات

حال که تبدیل شدن میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به عنوان وزارتخانه در مجلس شورای اسلامی در این شرایط حساس اجتماعی- سیاسی تصویب شده است. پیشنهاد می‌شود، بجای رویکرد سنتی میراث فرهنگی با رویکردهای تاریخِ فرهنگ گرایانه «میراث فرهنگیِ تاریخ فرهنگی» به عنوان رویکرد کلی مد نظر قرار گیرد. در همین راستا پیشنهاد می‌شود، معاونت پژوهشی سابق به ساختار وزارتخانه جدید بازگردد که اولویت آن سازماندهی پژوهش‌ها در مقیاسی ملی و در سراسر کشور خواهد بود. همچنین پیشنهاد می‌شود، مسائل اجرایی به کلی از پژوهشگاه منفک شده و پژوهش‌های بنیادی در مورد میراث فرهنگی برای این بخش به عنوان بازوی پژوهشی وزاتخانه جدید تعریف شود.

تاکید می‌شود، از آن‌جا که در تحولات پیشتر میراث فرهنگی با گردشگری و سپس صنایع دستی تلفیق شده است و این زیربخش‌ها برخلاف میراث فرهنگی اصولا بخش‌هایی در ارتباط با فرهنگ پویای معاصر و جامعه زنده هستند روشن است که رویکرد تاریخِ فرهنگ گرای گذشته برای سازماندهی نظری و استراتژیک این مجموعه نقصان‌های انکارناپذیری دارد. در نتیجه رویکرد کمی به روزتر «تاریخ فرهنگی» خواهد توانست شکاف‌های اساسی بین بخش‌های از پیش تلفیق شده را سازماندهی و ساخت‌بندی کند.
 
مرجع: چمدان

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.