یا رب این تدبیر دولت در کدامین کوکب است؟

حنیف رضا گلزار *
یا رب این تدبیر دولت در کدامین کوکب است؟
سه شنبه ۴ دی ۱۳۹۷
ساعت ۱۶:۱۴
کد مطلب: ۱۶۵۳۱
Share
اسکان نيوز: آذر ماهی که گذشت را می توان دوره تاریخی اتمام حجت نانوشته دولت تدبیر و امید با بدنه اجتماعی هم پیمانش تلقی کرد. دوره ای کوتاه که طی آن یک سخرانی استادیومی و پس از آن رسانه ای شدن ماجرای انتصاب های انتساب بنیان در مدیریت عالی کشور، رعدآسا سرمایه عظیم اجتماعی گرد آمده به دور وعده های دولت را از هم گسیخت. ماهی که رییس جمهور با اعلام رسمی خلف وعده خود در رابطه با پایبندی دولتش به محیط زیست و منابع طبیعی، بی آنکه حتا یک برگ سند یا گزارش رسمی از مراکز تحقیقاتی برای توجیه این گردش دیدگاه ارایه دهد اعلام کرد که از نظر دولت او همه مشکلات زیست محیطی پرهزینه ترین طرح انتقال آب بین حوضه ای کشور از دریای کاسپیان به سمنان برطرف شده است.

البته همانطور که قابل پیش بینی هم بود موجی از اعتراضات و انتقادات مردمی نه تنها در استان های شمالی ایران بلکه در سراسر کشور علیه این تصمیم دولت برخاست و تقریبا همه نمایندگان استان های حوزه کاسپیان در مجلس شورای اسلامی با نطق هایی پرشور علیه این اظهار نظر رییس جمهور موضع گیری کرده و ایشان را دعوت به بازبینی وعده ها و پیمان های دوران تبلیغات انتخاباتی خود با مردم کردند.

رییس جمهور اما بیش از آنچه که تصور می رفت در این تصمیم جدی بود چرا که فردای همان روز در زادگاهش و در حالی که به زبان مادری برای دوستان و همکلاسی هایش لطیفه تعریف می کرد و از نقش آفرینی و کارایی های فراوان و غیرقابل انکار زبان سرخه ای در به سرانجام رسیدن برجام سخن می گفت، بدون توجه به موج نظرات مخالفین این طرح ویرانگر به رسانه ها اعلام کرد که از قول او تیتر بزنند که تا تابستان 99 آب شیرین و پایدار به سرخه هم خواهد رسید. البته به نظر نگارنده همین که رییس جمهور با چنین رویکردی از اجرایی شدن این طرح سخن می گوید می تواند بیانگر آن باشد که این طرح نیز هرگز مانند بسیاری دیگر از وعده های ژورنالیستی – پوپولیستی دولت طی شش سال گذشته اجرایی نخواهد شد و در عین هوشیاری نباید از این بابت چندان نگران بود.

واکنش ها اما ادامه یافت و رییس جمهور پافشاری خود بر این پیمان شکنی زیست محیطی را به جلسه رسمی هیات دولت کشاند و این بار نیز در اقدامی شگفت آور با زیر سوال بردن مقالات علمی نوشته شده در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی بار دیگر بر موضع خود برای انتقال آب کاسپیان به زادگاهش پای فشرد. به راستی آیا او همان رییس جمهوری است که در سال 1392 از وزرا و اعضای دولت خود تعهد گرفته بود که پای طرح های آسیب رسان به محیط زیست را امضا نکنند؟ رییس جمهوری که در سال 1392 از سکوت و نظاره گری دانشگاهیان و نخبگان چنین گلایه می کرد که؛ "آیا  فقط عده ای معدود وکم سواد که از بخش های خاصی تغذیه می شوند باید حرف بزنند، اما بزرگان، دانشگاهیان و اساتید ما سکوت کنند" و خطاب به نخبگان گفته بود که؛ " چرا فریاد نمی زنید، چرا وارد میدان نمی شوید؟! "

شش سال پس از آن گلایه و فراخوان، نامه ها، تومارها، سخنرانی ها، مصاحبه ها و مقالات دانشگاهیان و پژوهشگران کشور که اتفاقا نه کم سواد هستند و نه از بخش های خاصی تغذیه می شوند را در رابطه با پیامدهای زیان بار اجرای طرح انتقال آب کاسپیان به هیچ انگاشت و این بار در جلسه هیات دولت با زیر سوال بردن نتایج تحقیقات دانشگاهیان و پژوهشگران گفت که؛ " یک چیزهایی!! در دنیا مقالاتی نوشتند! این مقالات برای عدم توسعه ما ساخته شده!! ما گرفتار یک سری مقالات شدیم...!! نمی دانم منظور رییس دولت تدبیر و امید از چنین سخنانی چیست و هنوز با نگاهی خوشبینانه و امیدوارانه نمی توان گفت که رییس جمهور به نتایج تحقیقات علمی دانشمندان  باور و اعتقادی ندارد.

اما می توان گفت که حسن روحانی سال 1392 با حسن روحانی سال 1397 تفاوت هایی بنیادین دارد و باز می توان با قاطعیت گفت که ریشه آنچه که رییس جمهور آن را "گرفتاری" نامیده را بی شک در مقالات و نتایج پژوهش های بین المللی نمی توان جست. امروز بر همه آشکار شده که ریشه گرفتاری های کشور در آبِ خط بطلان بر تدبیر و شایسته گزینی مدیرانی است که تنها و تنها به واسطه انتساب به این و آن بر مصدر امور قرار می گیرند.

تا چندی پیش این روند را می شد تنها در برخی مدیران رده چندم کشور جست اما شوربختانه این "روند" ضمن پوست اندازی به "فرایند" تبدیل شده و در دولت آقای روحانی، با رخنه به هیات دولت ابعادی گسترده تر و مصادیق بارز تری یافته است. هنوز  فراموش نکرده بودیم اظهارات "بابا وزیری" که پس از انتقاد افکار عمومی از انتصاب انتساب ریشه ی گل پسرش به سمت مشاوره وزیر تازه کار امور اقتصادی، به جای تقبیح این اقدام و تبری جستن از آن، فرزند خود را نخبه اقتصادی (بخوانید ورژن جدیدی از همان اصطلاح خودمانی ژن خوب)، خوانده و حکم مشاوره وزیر را حق او دانست. تفاوت این یکی با فرزند.

آن یکی که خود را برخوردار و بهره مند از ژن خوب می دانست تنها اینجاست که در مورد این یکی، بابا وزیر از آقازاده خود دفاع و به توانمندی ویژه و منحصر به فرد او افتخار کرد ولی در مورد آن یکی، آقازاده به وجود بابا و مامان خود افتخار می کرد! یا انتصاب انتساب بنیان تازه دامادی در جایگاه ریاست سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور که برخی در اعتراضی نمادین ضمن تبریک به ایشان، کروکی سازمان و دفتر محل کارش را برایش فرستادند و موارد بسیار از این دست که در این مجال فرصت پرداختن به همه آن ها نیست.

این یک مورد آخر آنقدر بر مدیران وزارت صنعت، معدن و تجارت و البته بر افکار عمومی جامعه و تحصیل کردگان دانشگاه های معتبر و تراز اول کشور و دانش آموختگان جویای کار گران آمد که معاون امور معدنی وزیر در اعتراض به این انتصاب از مسولیت خود استعفا کرد. و یا در موردی دیگر انتساب داماد امام جمعه موقت تهران به عنوان رییس حوزه ریاست سازمان برنامه و بودجه که البته در این مورد اخیر پدر خانم این مدیر جوان طی بیانیه ای ضمن تاکید بر رد انتصاب انتسابی وی " از حساسیت جامعه اسلامی بر این امور سپاسگزاری و ضمن دعوت برای "محوریت تقوا" خواستار آن شد تا "از تجسس و عیب جوئی پرهیز گردد" و البته اشاره به اینکه  "باید در صدد اصلاح عیب موجود بود" آشکارا بیانگر این دیدگاه است که انتصاب فرزندان و وابستگان و منسوبین مسولین ارشد کشور در امور اجرایی – اداری حتا اگر فرد منصوب از جایگاه علمی و توانمندی اجرایی بالای برخوردار باشد، بواسطه ایجاد شبهه و نگرانی در افکار عمومی "عیب" است و ضمن پرهیز از آن باید این شیوه را "اصلاح" کرد.  

 گرفتاری امروز کشور ما ظهور تفکر و اندیشه ایست که با کنار نهادن نخبگان، خود را بواسطه توهم برخورداری از ساختار ژنتیکی خاص و منحصر به فرد "مادرزاد مدیر" می داند، نه مقالاتی که حاصل پژوهش های دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی تراز اول جهان است.

افسوس و دریغ که دولت آقای روحانی با خلف وعده و پیمان شکنی خود در رابطه با پایبندی و اولویت و توجه به محیط زیست و منابع طبیعی از یکسو و نهادینه سازی به کارگیری وابستگان و نصب منسوبین مدیران ارشد در اداره امورکشور، زنجیر ارتباطی خود را با بخشی از بدنه نخبگان که امید به تدبیر او داشتند گسست و راه های ادامه همکاری این بخش جامعه با دولت خود را مسدود کرد و خود را مصداق این مصرع مولانا جلال الدین پارسی ساخت که می فرماید؛ ای رفیقان! راه ها را بست یار....

 *عضو هیات مدیره جمعیت دیده بان طبیعت

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.