سِیلی در راه است...

سِیلی در راه است...
باغستان سنتی قزوین، مجموعه باغات به هم پیوسته‌ای است که زمانی به وسعت 4000 هکتار همچون حلقه‌ای سبز، قزوین را در برگرفته بود. در دهه‌های اخیر بخش شمالی آن تخریب شد و اکنون باغستان به وسعت 2500 هکتار از سه طرف شهر را در برگرفته است. اما امسال و در جریان سیل اخیر همین مقدار باقیمانده که از طرح‌های توسعه شهری و سوداگری زخم‌خورده است، قزوین و الوند را از آسیب سیل محافظت کرد. موج خروشان و طغیانیِ آب، در آغوش باغستان آرام گرفت و راهی سفره‌های زیرزمینی شد. رودخانه فصلی و سیل‌خیز باراجین پس از آبیاری باغستان روانه دشت قزوین می‌شوند.
شنبه ۲۴ فروردين ۱۳۹۸
ساعت ۱۵:۳۵
کد مطلب: ۱۸۶۸۶
Share
اسکان نيوز: شکوه کرمانشاهانی، دبیر انجمن توسعه حیات شهر (انجمن تخصصی باغستان سنتی قزوین) در یادداشتی نوشت:  بهمن‌ماه 1397 به‌اتفاق دو تن از باغداران مجرب باغستان سنتی قزوین که با سازمان باغستان شهرداری نیز همکاری دارند به بازدید از بخش شرقی باغستان رفتیم. پرسیدم بلوک «احمدخان» را اگر مالکان بخواهند آباد کنند، برای آب باید چه‌کار کنند؟ بلوک احمدخان، بخشی از باغ‌های جنوب بلوار آیت‌الهد‌ خامنه‌ای است که سال‌هاست رهاشده است. گفتند بلوک حقابه ندارد و سیلاب‌خور است. این یعنی وقتی رودخانه سیلابی می‌شود و باغ‌های محل آب خورده‌اند، سرریز آب وارد نهری (نهر پَسَ‌جو) می‌شود که باغ‌های بلوک احمدخان را غرقاب می‌کند.

رودخانه‌های فصلی و از جمله رودخانه باراجین هر سال روزهایی را تجربه می‌کنند که به دلیل حجم زیاد بارندگی در مقطعی کوتاه سیلابی می‌شوند و آب از بستر رودخانه بیرون می‌زند. بر رودخانه باراجین، بندی خاکی ایجاد کرده‌اند که همیشه پاسخگو نیست. از بین رفتن باغات بخش شمالی و آسیب دیدن باغات بخش شرقی باغستان و نیز تخریب برخی نهرها با احداث بزرگراه این شرایط را تشدید کرده است. با طرحی که باغداران مجرب پیشنهاد داده بودند، دریچه‌هایی تعبیه شده تا آب را از شهر روانه بیابان کند تا شهر در امان بماند. آن‌چه در این بازدید دوستانه، بیشتر از هر چیز عجیب و ترسناک به نظر می‌آمد، جاده عریضی بود در حال احداث بر همین زمین‌هایی که در معرض سیلاب‌های تند و طغیانی قرار دارند. جاده‌ای که هیچ‌یک از مصوبات قانونی لازم را ندارد و در طرح جامع شهر نیامده اما نام کمربند سبز شرق را به خود گرفته است. جاده‌ای که یک کیلومتر آن از حریم رودخانه باراجین می‌گذرد.

باغستان سنتی قزوین، مجموعه باغات به هم پیوسته‌ای است که زمانی به وسعت 4000 هکتار همچون حلقه‌ای سبز، قزوین را در برگرفته بود. در دهه‌های اخیر بخش شمالی آن تخریب شد و اکنون باغستان به وسعت 2500 هکتار از سه طرف شهر را در برگرفته است. اما امسال و در جریان سیل اخیر همین مقدار باقیمانده که از طرح‌های توسعه شهری و سوداگری زخم‌خورده است، قزوین و الوند را از آسیب سیل محافظت کرد. موج خروشان و طغیانیِ آب، در آغوش باغستان آرام گرفت و راهی سفره‌های زیرزمینی شد. رودخانه فصلی و سیل‌خیز باراجین پس از آبیاری باغستان روانه دشت قزوین می‌شوند.

باغستان سنتی قزوین که اولین اشاره تاریخی مکتوب به آن به 1100 سال پیش در سفرنامه ناصرخسرو برمی‌گردد، به باور برخی کارشناسان در دوره ساسانیان تاسیس شده است. مهم‌ترین دلیل شکل‌گیری باغستان این بوده است که این منطقه کم‌آب به دلیل قرارگیری در کوهپایه البرز در فصول بارندگی در معرض سیلاب‌های فصلی است. این سیلاب‌ها که می‌تواند تهدیدی جدی برای بقا شهر باشد در باغ‌هایی که به‌صورت مجموعه‌ای از حوضچه‌ها احداث شده‌اند، پخش و ذخیره شده و به سفره‌های زیرزمینی بازمی‌گردند و از این رهگذار درختانی را آبیاری می‌کنند که اکنون مهم‌ترین منبع اکولوژیک و ریه‌های شهر محسوب می‌شوند. باغستان فقط به همین شیوه، آبیاری می‌شود و در باقی سال هیچ آبی نیاز ندارد. باغستان همچنین قزوین و منطقه را در برابر بادهای شدید از سوی کانون ریز گرد بویین‌زهرا محافظت می‌کند.

باغات باغستان مالکان خصوصی دارند و به همین دلیل یکی از مهم‌ترین اصول باغستان سنتی قزوین، اشتراک منافع است. بر این اساس باغستان مانند یک شهر دارای ساختار مدیریتی و حقوقی است. تعدادی از باغات هم‌جوار، تشکیل یک محل را می‌دهند و هر محل مدیری دارد که دخو (دهخدا) نامیده می‌شود، رودخانه‌ها مدیر (نماینده رودخانه) دارند و نمایندگان با شیوه انتخابات گزیده می‌شوند و سازوکارهای متعددی برای امور باغبانی و حقوقی در باغستان تعریف شده است. این ساختار پیچیده و تحسین‌برانگیز انسانی- اجتماعی که در طول بیش از هزار سال شکل گرفته و بالغ شده است، هنوز در باغستان زنده و جاری است. از جمله درخشان‌ترین این روابط و ساختارهای حقوقی، طومار تقسیم آب است که سهم و نوبت آب هر باغ را مشخص می‌کند. طومار آب قرن هفتم هجری که هنوز بین باغداران محترم شمرده شده و رعایت می‌شود مهر حمداله مستوفی را بر خودش دارد.

بلوک‌ها بخش‌هایی هستند که در طول زمان به بخش اصلی باغستان که شامل محل‌ها می‌شوند اضافه شده‌اند و ظاهرا به همین دلیل اغلب آن‌ها در طومار آب، حقابه تعریف‌شده ندارد. وقتی رودخانه بیشتر از ظرفیت پر می‌شود سیلاب، موج‌وار از بند رودخانه بیرون می‌زند. این درست همان زمانی است که بلوک‌ها می‌توانند از بخشی از این آب اضافی بهره ببرد و سیراب شوند و نقش آبخوان‌داری خود را نیز ایفا کنند. اما جاده سازی این نظام اندیشیده شده را برهم ریخته است و با احداث بلوارها و جاده‌ها برای عبور ماشین‌ها، هر روز راه ‌آب تنگ‌تر می‌شود.

در بلوار به سمت غرب که حرکت کردیم، لوله‌ای را نشان دادند که از زیر بلوار عبور داده بودند تا مالکین بخش جنوبی بلوار که قصد احیا باغات را داشته‌اند، بتوانند حقابه خود را دریافت کنند. لوله‌ای نه چندان‌که مشابهش بتواند سیلاب را پوشش بدهد. جای شکر ماجرا اینجا بود که مالکینی هستند که در همین بخش شرقی باغستان و نزدیک به جاده به احیای باغ‌های خود همت کرده‌اند، راه آب باغ‌ها را مطالبه کرده‌اند و سیستم مدیریت شهری تلاش کرده راهی باز کند.

باغستان بدون تردید این سیستم بسیار هوشمند را که فکر همه چیز را کرده و برای ترسالی و خشکسالی راهی اندیشیده، یک شبه به دست نیاورده است. این سیستم، که پایداری خود را طی قرون متمادی و در هجمه قحطی، خشکسالی، سیل، سرمازدگی و گرمازدگی به اثبات رسانده است، حتما حاصل سعی و خطا و تجربه بشری است و به اصطلاح امروزی محصول کنارهم گذاشتن و تحلیل هزاران مورد کاربرد است که به آن هویت مرجع تمدن بشری را بخشیده است و باید به آن احترام گذاشت.

در چند دهه اخیر، ما نسل غره به تکنولوژی که گمان می‌کنیم برای توسعه، تنها برخورداری از دانش تکنیکال و کاربردی کافی است و همان دانش را هم به‌صورت جزیره‌ای و قطعه‌قطعه می‌فهمیم و پیاده می‌کنیم، بی‌محابا به این تجربه ارزشمند و این سیستم پایدار که امکان حیات را در این اقلیم رقم‌زده است می‌تازیم، ستون‌های آن را متزلزل می‌کنیم و به همان سادگی که می‌شود خطی بر نقشه‌ای کشید، طرح توسعه تعریف می‌کنیم. جاده‌ها و پل‌ها را از میان باغستان عبور می‌دهیم، پیوستگی محل و محل‌های باغستان و پیوستگی شهر و باغستان را از بین می‌بریم، راه آب را قطع می‌کنیم، شبکه آب‌رسانی و مدیریت سیلاب را مختل و خاک باغستان را نابود می‌کنیم و بر مسیر سیل جاده می‌سازیم. ما بدون اینکه درک درستی از باغستان و اهمیت آن داشته باشیم، برای تبدیل باغستان به پارک و موزه طرح می‌دهیم و اجرا می‌کنیم.

به اتفاقات حاصل از بارندگی روزهای اخیر تنها اگر نیم‌نگاهی بیاندازیم باید پای پروژه‌های توسعهٔ شهر کمی سست بشود، بازاندیشی شود، سخنان دلسوزان و تجربه مجرّبان و باغداران به میانه بیاید و تفکر مبتنی بر دانش جامع‌نگر محترم شمرده شود.

استاندار قزوین، در آخرین اظهار نظر خود در موضوع سیل اخیر، به فراست اظهار کرد که اشتباهاتی در توسعه شهر انجام شده و باید بازنگری شوند. به نظر می‌رسد در این راستا اولین اقدام باید توقف احداث جاده‌ای باشد که هیچ‌یک از مصوبه‌های قانونی لازم را ندارد. در طرح جامع توسعه شهر نیامده است، پیوست محیط‌زیستی و اجتماعی ندارد و مجوز کمیسیون‌های مرتبط را دریافت نکرده است. جاده در حال احداثی که نام کمربند شرقی یا کمربند سبز را برخود نهاده است. اقدام دیگری که برای حفاظت از باغستان و شهر باید صورت گیرد، انحلال کامل و قطعی رینگ ماشین‌رو شرق به غرب است که باغستان را به‌کل از شهر جدا می‌کند و در حال حاضر با حکم شورایعالی شهرسازی و معماری متوقف شده است. با احداث هر جاده در دل باغستان، ساختار این سیستم یکپارچه بر هم می‌ریزد و لوله‌هایی که از زیر جاده‌ها عبور می‌کنند نمی‌توانند نقش نهرهای این ساختار یکپارچه را ایفا کنند و به‌ویژه در شرایط سیل قادر به جلوگیری از خطر نیستند. طرح‌های توسعه غیرسازگار با شرایط اکولوژیک، سیل مخربی هستند که شهر را با خود خواهند برد. مدیریت بحران از این نقطه آغاز می‌شود.

اگر روزی بارانی دیگر سیل شود و بستر رودخانه باراجین چنانکه در دروازه قرآن شیراز اتفاق افتاد عده‌ای را که خوش بر جاده‌ای با نام سبز می‌خرامند به کام مرگ ببرد، ما همه در چنان فاجعه‌ای سهیم خواهیم بود؛ خواه با اقدام خود و خواه با سکوت.
مرجع: ایسنا

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.