رکود سینما صرفا منشأ اقتصادی ندارد

جواد طوسی
رکود سینما صرفا منشأ اقتصادی ندارد
فروش اندك فيلم‌هاي ايراني در اكران عمومي در ماه‌هاي اخير (به جز يكي، دو فيلم به‌اصطلاح كمدي) نياز به بررسي همه‌جانبه دارد.
سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۶
ساعت ۱۲:۵۴
کد مطلب: ۵۲۲۷
Share
اسکان نيوز: سينما در يك تعريف حرفه‌اي و در عين حال واقع‌بينانه؛ يعني مخاطب و حضور مؤثر و بازگشت سرمايه، چند درصد از توليدات داخلي از اين مشخصه‌ها برخوردارند؟ بحران در بطن يك جامعه و حوزه‌هاي مختلف آن، از جمله بخش فرهنگي، صرفا منشأ اقتصادي ندارد. به‌ويژه در گستره فرهنگ و هنر، ندانم‌كاري و فقدان جامعه‌شناسي و نگاه كارشناسانه و ناديده‌گرفتن مخاطب در طبقات مطرح اجتماعي، مي‌تواند نقشي چشمگير در ايجاد و تشديد بحران داشته باشد.

واقعا سياست‌گذار و مدير فرهنگي، تهيه‌كننده و كارگردان و پخش‌كننده در يك همفكري عمومي به اين نكته توجه داشته‌اند كه چرا تماشاچيِ اين زمانه شور و رغبتي به ديدن اغلب فيلم‌هاي ايراني ندارد؟ اين به مضامين و ساختار دروني فيلم‌ها مربوط مي‌شود، يا شرايط اقتصادي، سياسي و افسردگي بخشی از جامعه كنوني ما؟ اگر قضيه ريشه در دل ناخوش و جيب خالي و حال خراب دارد، چرا در تئاتر و موسيقي (با وجود گران‌تربودن قیمت بلیتشان نسبت به سینما) این وضعیت حاکم نیست و اغلب اجراها در این حوزه با استقبال عموم روبه‌رو می‌شود؟ اگر بگوییم قشر جوان مخاطبان اصلی تئاتر و موسیقی هستند، خب چرا این قشر با سینما قهر کرده است؟ مثلا فیلمی مثل «مالاریا»ي پرویز شهبازی که اخیرا اکران شده، به لحاظ موضوع و تمرکز روی نسل جوان و سرگشته و واخورده این دوران ‌باید ارتباط خوب و قابل قبولی با این نسل برقرار کند.

ولی چرا این اتفاق نمی‌افتد و شروع اکران فیلم یادشده این‌قدر ناامیدکننده است؟ آیا نسل جوان حاضر از  لحن جدی و فضای اندوهبار خوشش نمی‌آید و بیشتر دوست دارد خودش را به بی‌خیالی بزند و بشکن و بالا بنداز را به واقع‌گرایی تلخ اجتماعی ترجیح می‌دهد؟ در یک شرایط فرهنگی مناسب و تثبیت‌شده، باید فیلمي در حال‌وهوای «مالاریا» با درنظرگرفتن شناسنامه و سابقه و وسواس‌های سازنده‌اش با فیلم‌هایی مانند «نفس عمیق»،  «عیار١٤» و «دربند»، مخاطب خودش را داشته و از فروش نسبی برخوردار باشد.

از طرفی، تجربه نشان داده که تهمینه میلانی بلد است فیلم‌هایی بسازد که هم (در چارچوب عقاید و دیدگاه‌های خاصِ خودش) حرفی برای گفتن داشته باشد و هم در گیشه شکست نخورد. ولی آخرین فیلمش «ملی و راه‌های نرفته‌اش»، نه از نظر کیفی و پرداخت سینمایی انتظارها را برآورده می‌کند و نه فروش بالایی دارد.

به نظر می‌رسد در چنین اوضاع و احوال متشتت و نابسامانی، هم فیلم‌سازان ‌باید با ارزیابی گذشته و حالِ خود و جایگاه واقعی‌شان در سینما گام‌های بعدی را هوشمندانه‌تر بردارند و هم مبتنی بر روان‌شناسی عمومی جامعه فعلی چرخه تولیدات سالانه را از نظر مضمون و شیوه روایت‌پردازی و زبان ساختاری و جاذبه‌های بصری و نمایشی به‌گونه‌ای برگزار کنیم که عامل ترغیب‌کننده مخاطب بی‌اعتماد و بدبین‌شده باشند.
 
 
مرجع: شرق

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.