هیچ برنامه مدونی برای ساماندهی سالمندان وجود ندارد

هیچ برنامه مدونی برای ساماندهی سالمندان وجود ندارد
محمد میلانی نویسنده و روزنامه نگار در یادداشتی که د راختیار "اسکان نیوز" قرار داده به بررسی و آسیب شناسی وضعیت سالمندی در کشور و افزایش آن و نبود برنامه د رجهت ساماندهی و کنترل جمعیت آنان پرداخته است
شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۶
ساعت ۱۰:۴۰
کد مطلب: ۵۸۲۹
Share
اسکان نيوز:  بخش قابل ملاحظه‌ای از جمعیت کشور ما را سالمندان تشکیل می‌دهند. دست کم براساس آخرین سرشماری سال 95 از جمعیت 79 میلیونی کشور، 7 میلیون و 400 هزار نفر یعنی 9.28 درصد سالمند هستند و پیش‌بینی می‌شود که درصد سالمندان ایران تا سال 2025 میلادی یعنی 8 سال دیگر به 10 و تا 2050 یعنی 33 سال دیگر به بیش از30 درصد برسد. به معنایی بهتر، ایران که روزی دارای بیشترین شاخص جمعیت جوان در دنیا بود، با یک دوره توقف جمعیت یا کاهش معیار جمعیت، به نسبت دو دهه گذشته، رفته رفته تبدیل به کشوری خواهد شد که جمعیت کنهسالان آن رقم قابل ملاحظه‌ای را در برخواهد گرفت.

همپای این آمار می‌توان در عرصه زمانی و یا در وضعیت جمعیت پژوهی این آمار را به نحوی پیش برد و پویا نگه داشت تا بتوان در هر دهه یا هر طرح پنج ساله‌ای نه تنها تعریفی جامع از وضعیت فعلی آن زمان داشته باشیم، بلکه برنامه‌ریزی‌های درستی را اعمال کنیم تا روند صحیح و مناسبی را در تقابل با جمعیت سالمند ایران داشته باشیم. وقتی که به ضرورت اهمیت دادن به مقوله سالمندان و کهنسالان یک جامعه پرداخته می‌شود، شاید علتش برای بسیاری مشخص نباشد یا بر اساس تعاریف مکرر و معمول جامعه، مبنای این اهمیت صرفاً در حفظ ارزش و احترام به اقشار کهنسال جامعه بسط داده شود، اما در واقع هیچ کدام از این موارد نمی‌توانند به اندازه برخورد مبنایی و صحیح با سالمندان، اهمیت موضوعی و حتی راهبردی داشته باشند.

بی‌هیچ تعریفی وقتی که با شاخصه‌های جمعیتی کشور از حیث مقوله سالمندی مواجه می‌شویم به همان میزان که پویایی و شادابی این نسل از جامعه مطرح می‌شود، به همان میزان کنترل این جمعیت به منظور عدم ایجاد تناقضات اجتماعی و حتی بحران‌های مقطعی و ریشه‌ای نیز باید مدنظر قرار بگیرد. به عنوان مثال درحال حاضر آمار غیر رسمی شروع تلاش و کسب درآمد در شغل مجدد از سوی افراد سالمند بعد از بازنشستگی، رقمی بالغ بر 37 درصد را دربر می‌گیرد.

جمعیتی که نتوان از تجربیات آنها استفاده کرد و به آنها اجازه یا اجبار حضور در چرخه کار و اقتصاد کشور را داد، به نوبه خود می‌تواند بحران فقدان کار و افزایش تأسف بار جمعیت بیکار جوان را به مرز هشدار برساند. در واقع،عدم تأمین معیشت سالمندان به نحو صحیح منجر به بروز مشاغل نامتعارفی می‌شود که جامعه ما سالهاست با آن دست به گریبان است و درآینده نیز خواهد بود.

از سوی دیگر عدم شناخت صحیح خواستگاه جغرافیایی افراد سالمند به معنای شکل جمعیتی آنها در شهرها و حتی مناطق روستایی، به نوبه خود عدم توزیع عادلانه امکانات را فراهم می‌کند که بحران‌های به وجود آمده ناشی از آن افسردگی، بیماری‌های صعب‌العلاج یا عارضه‌هایی است که به راحتی می‌توانند افراد کهنسال را به مرز مرگ و نیستی بکشانند. همین موضوع مهم،از مهمترین مسایل در شناخت ساختارمند جمعیت سالمندان است. از سوی دیگر در مواجهه با این بحران، به میزان افزایش جمعیت سالمندان، شکل نامتعارفی از بحران‌های جمعیتی و اجتماعی در جامعه حاکم می‌شود که کنترل آن بدون هیچ اکراهی منابع عمومی مورد نیاز کلیت جمعیت یک کشور را می‌تواند از این سو با بحران مواجه کند.

برای مثال به منظور درک این پدیده می‌توانیم کشور فرانسه را نمونه بارزی در مواجهه با چنین فرآیندی قلمداد کنیم. در اواسط دهه90 میلادی ، جمعیت کهنسال فرانسه رقمی بالغ بر 60 درصد این کشور را به خود اختصاص داده بود. کاهش نیروی کار، ضرورت توجه به مسایل دامنگیر افراد کهنسال، بحران‌های جدی در راستای صرف هزینه بودجه برای دوران بازنشستگی؛ این کشور را با یک بحران جدی برای ورود به قرن بیست و یکم مواجه کرده بود. از این رو تعیین سیاست‌های اثر بخش در این زمینه آغاز شد.

افزایش سن بازنشستگی به میزان 5 سال بیشتر از حد نصاب پیشین، تشویق جمعیت میانسال و جوان به افزایش جمعیت با سیاست های تشویقی از آغاز سده دو هزار میلادی، افزایش نرخ زاد و ولد در فرانسه در مقایسه با سایر کشورهای توسعه یافته که نمودار رشد قابل توجهی را نشان می‌داد آن هم در حالیکه کار کردن زنان در بیرون از منزل در این جامعه پذیرفته شده و نرخ اشتغال زنان نیز افزایش قابل ملاحظه‌ای یافت، تنها برخی از مهمترین تصمیم‌های اتخاذی دولت فرانسه بود که به نحو قابل قبولی توانست جلوی بحران سالمندی را در این کشور بگیرد. این قوانین و مقررات درست در زمانی تحقق می‌یافت که در این کشور هزینه‌های فرزند‌دار نشدن توسط بیمه ‌های دولتی و تکمیلی تقبل شده و می‌شود.

از این رو و با عنایت به وجود قوانین و تدابیر اتخاذی( که بسیار نیز نامحسوس و ناپدید هستند) امروزه به هیچ عنوان شاهد طراز نامتناسب نه در آرایش جمعیتی این کشور، نه بحران اقتصادی ناشی از کاهش جمعیت سالمندان و نه بحران معنوی که بتوان به آن در راستای بی‌حرمتی به سالمندان و تعدد بیش از حد خانه‌های سالمندی انتقاد کرد،نیستیم. وضعیت اقتصادی این کشور در اوج بحران پیشین جهانی (دهه دوم قرن فعلی) با کمترین میزان آسیب توانست دوره گذار را بپیماید و دولت همیشه 5 درصد از تولید ناخالص ملی این کشور را صرف تعادل جمعیت دراین کشور می‌کند.

چنین مثال‌هایی را در کنار آمار افراد کهنسال فقط در منطقه 15 شهر تهران که طبق آمار رسمی رقمی بالغ بر 70 هزار نفر را در بر می‌گیرد،متصور شوید. رقمی که هم به اندازه جمعیت برخی از شهرهای اروپایی و حتی ایرانی است و هم در راستای ارائه خدمات صحیح به سالمندان و هم تمرکز ابزارهای استفاده از تجربیات یا کارایی سالمندان است.

لازم به ذکر است،این منطقه از فقیرترین مناطق شهری تهران به حساب می‌آید که سالمندانش همپای جوانان این منطقه در مبادی شهری، مشغول مسافرکشی و دستفروشی و بسیاری از مشاغل کاذب هستند، صرفاً به این دلیل که عدم برنامه‌ریزی صحیح در خصوص ادامه حیات آنها و نیز عدم کفاف حقوق بازنشستگی شان برای ادامه زندگی،عملاً ما را با یک بحران محسوس مواجه کرده است.اینکه در سال‌های آینده با برنامه‌های موجود برای کنترل راهبردی جمعیت کهنسال کشور چه اتفاقاتی بروز پیدا می‌کند،در هاله‌ای از ابهام و البته نگرانی است تا چه برسد به دهه‌های آتی که به طور آشکار هیچ برنامه اصیل و درست نه تدوین شده است و نه زمزمه‌های طرح و بررسی و تداوم راهبردی آنها شنیده می‌شود.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.