چرا میراث فرهنگی ما آب رفته است؟

چرا میراث فرهنگی ما آب رفته است؟
بسیاری از آثار معماری ما در اصل برای مقاصد شخصی یا سیاسی کوتاه مدت ساخته شده‌اند و هدف از ساخت‌شان لزوما اعتباربخشی به ایران و ایرانی نبوده است. هرچند که گاه در عمل، چنین اعتباری را به ارمغان آورده‌اند. این که بسیاری از شاهکارهای معماری ایرانی در دوره‌های بعدی، تخریب یا به حال خود رها شده‌اند، بی‌ربط به این موضوع نیست.
يکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۶
ساعت ۱۲:۱۶
کد مطلب: ۷۵۶۵
Share
در یادداشی که از حمیدرضا حسینی در اختیار اسکان نيوز قرار گرفته مقایسه کوتاهی بین مسجد جامع عباسی و کلیسای سانتاماریا شده که شرح آن در مطلب زیر آمده است.

مسجد جامع عباسی (شاه/امام) یکی از زیباترین مساجد ایران و شاید شهره‌ترین آن‌ها باشد. معروف است که شاه عباس برای اتمام ساخت این مسجد عجله بسیار داشت. همین باعث شد که هشدارهای معمار بنا مبنی بر خطر نشست پی‌ها نادیده گرفته شود و در تزیین مسجد به جای استفاده از کاشی‌ معرّق از کاشی‌ هفت رنگ با نفاست و دوام کمتر استفاده کنند. مسجد شاه در سال 1629 میلادی کامل شد اما کار بر جزئیات آن تا سال‌ها بعد ادامه داشت. اگرچه امروز مسجد شاه، ذروه کمال و الماس تراش خورده معماری ایران محسوب می‌شود اما می‌توان حدس زد که اگر عجله شاه عباس نبود، این مسجد می‌توانست از این هم زیباتر و مستحکم‌تر باشد.

کلیسای سانتارماریا دلفیوره در فلورانس که دو قرن پیش از مسجد شاه اصفهان ساخته شد، یکی از شهره‌ترین کلیساهای اروپاست و گنبد آن، بزرگ‌ترین گنبد تاریخی جهان به شمار می‌رود. قطر دهانه این گنبد 43 متر و ارتفاع آن با احتساب فانوسی که بر فرازش قرار گرفته، 114/5 متر (2/2 برابر ارتفاع گنبد مسجد شاه اصفهان) است. تصمیم به ساخت این کلیسا در سال 1296 میلادی گرفته شد و طراحی آن به همت چند نسل از هنرمندان فلورانسی، دست‌کم تا سال 1365 طول کشید. ابعاد طرح چنان پیچیده و عظیم بود که اجرای آن ناممکن می‌نمود و بانیان کلیسا را دچار تردید می‌کرد. تا سال 1413 تنها پایه‌های گنبد بالا رفته بود و تازه از سال 1317 بود که ساخت خودِ گنبد آغاز شد. این کار به مدت 19 سال ادامه داشت تا این‌که در 1436 به پایان رسید و سانتاماریا دلفیوره با برگزاری جشنی شکوهمند افتتاح شد.


چرا شاه عباس اینقدر برای ساخت مسجد جامع عباسی عجله داشت؟ و در مقابل، چرا مردم فلورانس برای ساخت کلیسای جامع شهرشان 140 سال منتظر ماندند؟ پاسخ ساده است: شاه عباس دوست داشت پیش از مرگش حتما مسجدی را که از ثروت شخصی‌اش ساخته بود و  نشانه‌ای از اوج قدرت سیاسی و اقتصادی دولت صفویه تلقی می‌شد، به چشم خود ببیند اما هدف مردم فلورانس چیز دیگری بود، آن‌ها می‌خواستند کلیسایی را بسازند که سرآمد همه کلیساها باشد و اعتبار فلورانس را میان دولت-شهرهای ایتالیا فزونی بخشد. از این‌رو، بانیان و طراحان بنا، هیچ اصراری نداشتند که جامع فلورانس را شخصا ببینند، مهم این بود که نتیجه کار باعث سرفرازی فلورانس شود که شد!

به گمانم گذشته از ارزش‌های نهفته در آثار معماری ایران و عِرقی که نسبت به آن‌ها داریم، باید جنبه‌های پنهان موضوع و بستر فرهنگی و اجتماعی آن‌ها را نیز در مقایسه با بناهای همترازشان در سایر نقاط جهان مورد توجه قرار دهیم. بسیاری از آثار معماری ما در اصل برای مقاصد شخصی یا سیاسی کوتاه مدت ساخته شده‌اند و هدف از ساخت‌شان لزوما اعتباربخشی به ایران و ایرانی نبوده است. هرچند که گاه در عمل، چنین اعتباری را به ارمغان آورده‌اند. این که بسیاری از شاهکارهای معماری ایرانی در دوره‌های بعدی، تخریب یا به حال خود رها شده‌اند، بی‌ربط به این موضوع نیست. در واقع، میان سازندگان این بناها و اخلاف آنان هیچ هدف مشترک و هیچ پیوندی (مثلا پیشرفت و سرفرازی ایران) برقرار نبوده که یکی را به حفظ ساخته‌های دیگری ملزم کند. شاید اگر قداست اماکن مذهبی و پدیده وقف نبود، همین مساجد و بقاع متبرکه نیز مثل بسیاری دیگر از بناهای تاریخی نابود می‌شدند و میراث فرهنگی ما بیش از پیش آب می‌رفت!

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.