نبود تجهیزات و حمایت قضایی، شغل محیط بانی را پرچالش و ناامن کرده است

یکروز در تقویم برای "محیط بان‌ها" که در بودجه نویسی فراموش می‌شوند

یکروز در تقویم برای "محیط بان‌ها" که در بودجه نویسی فراموش می‌شوند
دشواری های کار محیط بان ها را هنگامی می توانی درک کنی که اقلا یک روز تمام را در عرصه های صعب العبور و پرخطر طبیعی، همراهی شان کنی و سر سفره شان بنشینی؛ سفره ای که اغلب با نان و پنیر و گوجه و خیار پُر می شود؛ چرا که جیره غذایی یک محیط بان در شبانه روز 5600 تومان است و این، یعنی جیره ای پایین تر از پول توجیبی روزانه یک بچه دبستانی که محیط بان باید صبحانه و ناهار و شامش را با آن تامین کند. اگر بخواهی کار محیط بان ها را از دور ببینی، فکر می کنی راحت ترین و لذتبخش ترین کار جهان را دارند. کار کردن در طبیعت و زیبایی های آن، اگرچه در نگاه نخست و برای گردشگران و تماشاگران بیرونی، دل چسب به نظر می رسد اما هنگامی که با وظیفه سخت حفاظت در فصول سرد و برفی و بارانی همراه شود سخت و مشقت آور خواهد بود.
پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷
ساعت ۱۳:۱۳
کد مطلب: ۱۲۶۵۷
Share
اسکان نيوز-الهه موسوی: برای یک محیط بان، شب و روز و وقت و بی وقت، فرقی ندارد؛ هر زمان خبرشود که شکارچیان به منطقه آمده اند و ردشان گرفته شده باید به سرعت، پاشنه پوتینش را ورکشیده، اسلحه اش را بردارد و به سوی ماجرا پر بکشد. خیلی طبیعی است که یک محیط بان مثلا در جشن تولد اعضای خانواده اش حاضر نباشد و یا هنگام زایمان همسرش در قلب یک ماموریت خطیر باشد. محیط بان به یک رزمنده جنگی می ماند که دور از خانه و خانواده، در گرما وسرما و برف و طوفان، نه تنها باید سر پستش حاضر باشد که باید به سرعت موتور و ماشین و یا اسبش را سوار شود و به جایی رود که یا صدای شلیک اسلحه یک شکارچی را شنیده است و یا دود ناشی از آتش سوزی یک جنگل را دیده.

این ها همه در شرایطی رخ می دهد که محیط بان ایرانی، حتی لباس مناسب برای شرایط ویژه کاری اش ندارد. لباس هایی با بدترین کیفیت و پارچه های زمخت و زبری که به گفته خود محیط بان ها پشت گردن و پاهای شان را در روزهای گرم سال عرق سوز می کند؛ پارچه هایی که حتی اگر با بهترین کیفیت برای محیط بانان خریده شوند باز هم مناسب لباس "کار در مناطق طبیعی" نیستند و بیشتر به درد لباس های رسمی-اداری می خورند تا لباس کار در فیلد و عرصه طبیعی.

جیره غذایی محیط بان ها نیز دیدنی است؛ شاید به جرات بتوان گفت از جیره یک کودک خردسال در شبانه روز کمتر است. این درحالی است که یک محیط بان گاهی مجبور است کیلومترها راه سخت و صخره های سنگی را پای پیاده طی کند. محیط بان ایرانی در یک شبانه روز در حدود 5600 تومان جیره غذایی دریافت می کند. این میزان پول شامل صبحانه، ناهار و شام اوست؛ این پول از پول توجیبی روزانه یک بچه خردسال نیز کمتر است و به جرات می توان گفت محیط بان ایرانی نمی تواند جیره کاملی از موادی را که بدنش در طی ماموریت سخت و طاقت فرسا به آن نیاز دارد تامین کند. او مجبور است سفره اش را با نان و گوجه فرنگی و خیار و نهایتا پنیر و تخم مرغ پر کند و یا ماکارونی ای با تک و توک سویای پخته شده رب گوجه فرنگی؛ این یکی را فراوان دیده ام.
 
حقوق محیط بان ها و نقش استانداری ها    

شاید شنیدن این موضوع که حقوق و مزایای محیط بان ها ارتباط مستقیمی با نظر استانداری ها دارد بسیار عجیب به نظر برسد؛ اما حقیقت این است که این اتفاق شگفت انگیز امروز محیط بان های بسیاری را در برخی از استان ها با چالش های مالی جدی مواجه کرده است.

طبق قوانین موجود در ایران، پرداخت " 35 درصد سختی شرایط کار" محیط بانان به روسای سازمان های برنامه وبودجه در استانداری ها سپرده شده است و از آنجا که عموما استانداری ها با مسائل محیط زیست به شدت بیگانه هستند و در برخی موارد درخواست خارج از قانون و مجوزهای حوزه صنایع را از مسوولان محیط زیست استان انتظار دارند این پرداخت ارتباط مستقیمی با آن موافقت ها پیدا می کند؛ به گونه ای که در بسیاری از استان ها اگر مدیرکلی تسلیم فشارهای استانداری ها و مسوولان صنایع و راه ومسکن و... نشود و به وظایف قانونی اش عمل کند آنها، برای جبران این "راه نیامدن ها" 35 درصد مذکور را پرداخت نمی کنند. البته این به معنای ندیدن توانایی برخی مدیران در گرفتن حق محیط بان ها نیست؛ اما تجربه ثابت کرده که در اغلب موارد، پرداخت 35 درصد منوط به تسلیم شدن مدیران محیط زیست در برابر مسوولان اجرایی استان و راضی نگه داشتن آنهاست.

چنین روش پرداختی در هر صورت به زیان محیط بان ها تمام می شود. اکنون محیط بان های استان های بسیاری هستند که هنوز از گرفتن 35 درصد سختی شرایط کار محرومند. به نظر می رسد مسوولان سازمان حفاظت محیط زیست و دولت باید برای این معظل بزرگ در این روزگار سخت اقتصادی، فکری اساسی کنند. 
 
محیط بان ها هنگام رخداد حادثه

اگر چه زندگی محیط بان ایرانی در حالت طبیعی نیز با بقیه متفاوت است؛ اما این سختی و تفاوت هنگام بروز حوادث غیرمترقبه دشوارتر و بیشتر می شود. وقتی تالاب یا جنگل حفاظت شده ای آتش می گیرد؛ زمانی که یک شکارچی، ماشه اسلحه اش را برای گیرنیفتادن در دست قانون به سوی محیط بان می چکاند؛ و وقتی که آن شکارچی در یک نزاع کاملا دفاعی، تیربخورد و زخمی شود و یا از دنیا برود.

خاموش کردن آتش با دست های خالی، خود حکایتی غریب است. با ظرف های 20 لیتری آب را در هر دو دست، از شیب 70 و 80 درجه بالا رفتن و یکی دو ساعت تمام صخره ها را طی کردن تا رسیدن به آتش. حال فکر کنید همین صحنه ها را در ماه رمضان؛ محیط بان با زبان روزه، باید در کنار آتش له له بزند و آتش خاموش کند و این عملیات ممکن است چند روز ادامه یابد. افطار محیط بانان هم دیدنی است؛ سفره ای پارچه ای و داخلش نان و پنیر و گوجه و خیار و دیگر هیچ. یادم می آید یک محیط بان بعد از ساعت ها مقابله با آتش، چگونه از فرط خستگی و تشنگی نیمه بیهوش بر زمین افتاد و هنگامی که بقیه می خواستند آبی بر سر ورویش بریزند نمی گذاشت. می گفت آب را حرام نکنید؛ ممکن است همین مقدار آب بتواند یک درخت را نجات دهد.
 
محیط بان زندانی!

و اما حکایت محیط بانان زندانی، قصه ای است به غایت تلخ تر از تمام دشواری ها و رنج های کار محیط بانی. نامت محیط بان است و نشانه "ضابط قضایی" بر روی آستینت؛ اسلحه ای داده اند به دستت تا از مناطق 4 گانه و ثروت های طبیعی درون آنها حفاظت کنی؛ شکارچی می آید؛ نه تنها به فرمان "ایست" ات توجه نمی کند؛ بلکه شروع می کند به فحاشی کردن به زن و بچه و مادر و خواهرت؛ دوباره فرمان ایست می دهی و ناگزیر، تیر هوایی شلیک می کنی باز هم اهمیت نمی دهد و به فرار ادامه می دهد. قواعد تشکیلات سازمانی ات به تو می گوید ماشه را بچکان، اما به سمت زیر پایین تنه؛ تو نمی خواهی اینکار را بکنی، اما ناگزیری، اگر نکنی یعنی تخطی کرده ای؛ بی مسوولیتی کرده ای و می شوی "محیط بان خاطی"؛ بالاخره شلیک می کنی به سمت پاهایش، اما لغزیده ای و گلوله هم که قانون سرش نمی شود.

درست رفته و خورده به نزدیک کبدش. وای اگر شکارچی بمیرد. آنوقت همه می شوند طلبکار. نه به لباست، نه به "ضابط قضایی بودنت و نه به وظایفت توجه نمی کنند؛ آنوقت باید در انتظار قصاص باشی و بروی زیر تیغ. باور کردنی نیست؛ اما حقیقت دارد و اگر نبود تلاش ها ورایزنی های فعالان محیط زیست برای گرفتن رضایت و جمع آوری میزان وجه المصالحه، محیط بان های بسیاری تا امروز بالای چوبه دار می رفتند.

دردآور است؛ اما حقیقت دارد. زندگی محیط بان های ایرانی، سراسر ناامنی و چالش و دردسر است. اگر به وظایف سازمانی خود عمل کنند بدهکار می شوند و اگر عمل نکنند مقصر! محیط بانی به کار در میدان مین می ماند؛ هر لحظه باید منتظر یک انفجار باشی که یا خودت را له و لَوَرده کند و یا ترکش هایش تا سال های سال بر جان خود و خانواده ات بنشیند و بیچاره تان کند.
 
فراموشی در هنگام بودجه نویسی

در چنین اوضاعی چگونه می توان انتظار داشت که حفاظت به درستی انجام گیرد؟ که مناطق 4 گانه ات به درستی حفظ شود؟ که وضعیت حیات وحش ات به سامان باشد؟ که اکوسیستم هایت خوب باشد؟! وقتی دولت ها می آیند و می روند و تنها هنگام رای گرفتن " محیط زیستی" می شوند. دولت هایی که وقت نوشتن بودجه از محیط بان و محیط زیست و اکوسیستم ها یادشان می رود و غالب بودجه ای را که باید برای تقویت یگان حفاظت محیط زیست به این تشکیلات و نیز تشکیلات متولی جنگل تعلق بگیرد به تمام وزارتخانه های دیگری می دهند که در تعارض با "محیط زیست" است. وزارتخانه های "نیرو" ، "نفت" ، "راه" و "صنعت ومعدن" همواره از بالاترین ارقام بودجه ای برخوردارند؛ بودجه ای که بیشتر آن، صرف تخریب محیط زیست می شود. معدنکاوی در مناطق طبیعی، جنگلی و کوهستانی بدون اخذ استانداردها و مجوزها، سدسازی و انتقال آب بین حوضه ای بدون ارزیابی محیط زیستی، حفاری های نفتی در رودخانه ها و تالاب های حفاظت شده و راهسازی بی مجوز در قلب مناطق ارزشمند اکولوژیکی می شود.

 نتیجه این ندیدن ها و نخواستن ها در اختصاص بودجه به سازمان های متولی محیط زیست؛ آنهم در کشوری که محیط بان برای 30 لیتر پول بنزین موتور و ماشین اش معطل است می شود امروز ایران، کشوری که جنگل هایش طی 50 سال نصف شده اند؛ سفره های آب زیرزمین اش خالی است؛ تالاب ها و دریاچه ها و رودهایش خشکیده؛ کلانشهرهایش با بحران بی آبی روبرو هستند و اما همچنان "محیط بان" هایش با دست خالی به مصاف متخلفان اعم از دولتی و غیردولتی می روند. این است حکایت روز و هفته محیط بان در کشوری که تنها در تقویم این روز را گرامی می دارد و تمام سال، علیه اهداف آنها حرکت می کند.    
  
 
 
 
 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.