بررسی اظهارات رئیس بهزیستی در خصوص رد خرید وفروش نوزاد و سیاستگذاری های غلط در مورد کودکان کار

راهکار مسئولان اجتماعی پایتخت: کودکان کار را یک جا جمع و قرنطینه کنیم

راهکار مسئولان اجتماعی پایتخت: کودکان کار را یک جا جمع و قرنطینه کنیم
نامش محمد است. کارش این است که با زنان کارتن خواب معتاد صیغه کرده،آنان را باردار می کند و آنها هم برای تامین هزینه های زندگی،نوزاد خود را به خانواده های خواهان فرزند با قیمت یک الی دو میلیون تومان می فروشند. در این حین برخی زنان تا به مرد و کودک خو می گیرند، مرد ناگهان غیب می شود و سراغ بستن نطفه دیگری با زن دیگری می رود. این فقط یکی از صحنه های فیلم درام "دارکوب" است که این روزها به عینه و تلخی هر چه تمام مسئله رواج بالای خرید و فروش نوزاد و کاسبی با این موضوع در تهران را نشان می دهد و تبعات آن را بررسی می کند.
دوشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۷
ساعت ۱۲:۲۰
کد مطلب: ۱۲۷۷۴
Share
به گزارش اسکان نيوز، انوشیروان محسنی بندپی، رئیس سازمان بهزیستی، چندی پیش در رابطه با خرید و فروش نوزاد در بیمارستان‌ها توسط عواملی چون ماماها عنوان کرده بود: ممکن است در مواردی موضوع فوق صحت داشته باشد،اما نمی‌توان موضوع را تعمیم داد. خانواده‌هایی که از راهی به جز فرزندخواندگی اقدام به دریافت فرزند می‌کنند باید آگاه باشند که برای سایر امورات نوزاد با مشکل مواجه خواهند شد.

او تاکید کرده:‌ موضوع خرید و فروش نوزاد را نه رد می‌کنم و نه تایید،اما این مساله به شکلی که در حال حاضر در برخی از رسانه‌ها مطرح می‌شود،صحت ندارد.ممکن است خانواده‌ای با رضایت خود یکی از فرزندان را به اقوام یا بستگان خود بدهند،اما در این موضوع هم باید دستگاه‌هایی مثل بهزیستی دخیل باشند که برای شناسنامه نوزاد مشکلی پیش نیاید.

بندپی البته اشاره کرده که در سال گذشته 1030 نوزاد در خطر فروش به دنیا آمدند و در خصوص آنها توضیح داده بود:این نوزادان از مادر مبتلا به اعتیاد متولد شدند که به شیرخوارگاه‌های سازمان بهزیستی کشور منتقل و نیمی از آنها پس از بهبودی و تایید صلاحیت مادر توسط قاضی به نزد مادران خود بازگشتند،اما مابقی این نوزادان در شیرخوارگاه‌ها حضور دارند.

شاید لازم است رئیس سازمان بهزیستی اگر اطلاعات ناقصی در این خصوص دارد، به جای رد ذات موضوع،گزارش های امثال فاطمه دانشور رئیس موسسه مهرآفرین که 11 هزار کودک بی سرپرست و بد سرپرست را تحت حمایت خود دارد و نخستین کسی بود که در مقام عضو شورای شهر، فروش نوزادان در یکی از بیمارستانهای تهران با قیمت ناچیز 100 هزار تومان را به گوش رسانه ها رساند و با پیگیری های پس از آن مشخص شد فروش نوزاد هم در تهران و هم در مشهد بسیار گسترش یافته است را کمی مطالعه کند.

رئیس سازمان بهزیستی در مقام عالی ترین فرد اجرایی برای ساماندهی وضعیت کودکان،حداقل فیلم دارکوب را ببیند و متوجه وضعیت وخیم فروش نوزاد شود و کاسبی معتادان از این راه را دریابد.با بیان جمله:" فروش نوزادان را نه تایید می کنم،نه رد می کنم"، و پنهانکاری،چیزی در این حیطه درست نمی شود و اقدامی اساسی برای پیشگیری از این امر صورت نمی گیرد.

سالهاست مسئولان در حوزه های مختلف اجتماعی عادت کرده اند ابتدا چندین سال آسیب و موضوعی جدی در حوزه معضلات را لاپوشانی و تکذیب و انکار کنند و پس از آنکه به نقطه انفجار رسید و از زیر پوست شهر به داخل زندگی آدم های عادی کشیده شد،تازه در صدد علت یابی و ارائه راهکارهای ناکارآمد بر می آیند و یادشان می افتد باید برای کنترل و نه حتی کاهش آن معضل،اقدامی بسیار جدی انجام دهند.

وقتی 30 کودک را به یک مددکار می سپارند و آنها با کتک تربیت می شوند، کودک در مراکز شبه بهزیستی نمی ماند

از سویی دیگر در حالی رئیس سازمان بهزیستی کشور عنوان کرده:" بهزیستی تلاش می‌کند تا مرکز نگهداری کودکان به خانواده واقعی شبیه شود" که همین هفته پیش بود معاونت او در این سازمان اعلام کرد: کودکان کار از مراکز شبه خانواده فرار می کنند و تاکید کرده بود اینجا شبیه زندان نیست؛اما خود لفظ فرار نشان می دهد شرایط تا چه حد برای این کودکان نامناسب است که اقدام به فرار می کنند.

از سویی بندپی معتقد است: بررسی ‌ها نشان ‌داده واگذاری کودک به شکل امین موقت نسبت به نگهداری کودکان در مراکز بهزیستی بهتر است، اما همین امین موقت امری است که برخی فعالان حقوق کودک آن را رد می کنند و معتقدند کودک در شرایط عاطفی و رشد نامناسبی در این وضعیت به سر می برد.

طاهره پژوهش در این زمینه با ذکر مثالی تکان دهنده عنوان می کند:مثلا مسئولیت 30 کودک را به یک مددکار می سپارند. بعد می رویم بازدید متوجه می شویم کودکان ضرب و شتم شده اند. می پرسیم چه اتفاقی افتاده، مددکار می گوید: من نمی توانم وقتی دو نفر از بچه ها با هم دعوا می کنند و موهای هم را می کشند بدون زدن یکی از آنها از یکدیگر جدایشان کنم و دعوا را تمام کنم. خب شما ببینید وقتی شرایط نگهداری از کودکان این چنین است آنها هم راهکار فرار را انتخاب می کنند.

بعد مسئولان می گویند آنجا زندان نیست! بچه ها در این فضا اعتماد به نفس خود را هم از دست می دهند و مشخص نیست چه جوی در آنجا ایجاد می شود که نیمه شب اقدام به فرار می کنند. این طرح نامناسب است و مسئولان بهزیستی تصور می کنند می توانند این همه کودک بدسرپرست را به مراکز شبه خانواده ها بسپارند. در صورتی که این دیدگاه اشتباه است.

رئیس سازمان بهزیستی کشور همچنین با اشاره به اینکه کمتر از یک درصد کودکان واگذار شده به خانواده‌ها برگردانده می‌شوند،عنوان کرده:حدود 50 هزار کودک دوقلو به بالا تحت پوشش بهزیستی هستند و با دریافت شیرخشک از وزارت بهداشت، به افراد تحت پوشش شیرخشک رایگان داده می‌شود.همچنین به خانواده‌های این کودکان کمک‌های موردی تعلق می‌گیرد.

مسئولان همیشه عقب تر از بطن جامعه هستند

نوع اظهارات بندپی و بسیاری دیگر از مسئولان حداقل در حوزه های اجتماعی چند سالی در خصوص آسیب ها معطوف به انکار و تکذیب و پنهان کاری می شود. پرسش اینجاست که چرا چند سال انرژی و زمان فقط برای انکار موضوعات گذاشته می شود، به جای آنکه راهکاری جامع از همان ابتدا برای رفع یا حل آن آسیب به کار گرفته شود؟

طاهره پژوهش فعال حقوق کودکان در گفتگو با "اسکان نيوز" در این زمینه عنوان می کند:متاسفانه مسئولان و کارگزاران ما در این زمینه ها همیشه عقب تر از جامعه هستند.آنها شرایطی که جامعه طی می کند و آسیب هایی که ایجاد می شود را در طی مسئولیت خود نمی بینند و نمایندگی جامعه را نمی کنند.در واقع آنها از فضای واقعی زندگی مردم دورند و صرفا اطرافیان خود را می بینند و تصورشان از کلیت جامعه همین است.او تاکید می کند: نمایندگان مردم در مجلس که این همه ادعای دکترا داشتن و... می کنند،کارکردی در زمینه حل آسیب ها و دیدن معضلات داشته اند؟ من معتقدم اینها درک، سواد و تحلیل اجتماعی ندارند.در حالی که برای مجری قانون بودن، درک این مسائل بسیار ضروری است و باید از تبعات آسیب های اجتماعی آگاه باشند.آنها برنامه ریزی مبتنی بر جامعه را به درستی انجام نمی دهند تا بتوانند سیاست درستی را اتخاذ کنند.

یک مسئول اجتماعی پایتخت به ما می‌گفت آسیب دیدگان را باید در شهرکی قرنطینه کنیم! پژوهش با بیان یکی از همین سیاست گذاری های غلط و با اشاره به اتفاق تلخی که سال گذشته در خصوص بازداشت و جمع آوری کودکان کار از خیابان ها رخ داد، بیان می کند:همان موقع به دیدار یکی از مسئولان اجتماعی پایتخت که در خصوص جمع آوری کودکان کار هم مسئولیت داشت،رفتیم. او ابتدا ما را به دیدار نپذیرفت و حاضر نبود حرفهای ما را بشنود. به ما عنوان کرد باید کودکان را جمع آوری کرده و در مرکزی نگهداری کنیم. در واقع باید همه آسیب دیدگان را یک جا جمع کرده، قرنطینه کنیم.

می گفت باید شهرک هایی ایجاد کنیم تا کسانی که نمی توانند به صورت عادی بین مردم در جامعه زندگی کنند را در آنجا نگهداری کنیم". این فعال حقوق کودکان ادامه می دهد:آنقدر این اظهارات توهین آمیز بود که ما گفتیم از شما بابت این حرفها شکایت می کنیم و پس از آن تازه حاضر شد پای حرفهای ما بنشیند و بعد از چند ساعت جلسه، برنامه از روزهای بعد، به نحوی پیش رفت که طرح بازداشت و جمع آوری کودکان به نام ساماندهی! با این شیوه متوقف شد.

کودک کاری را سه ماه در مرکز یاسر نگه داشته بودند!

او البته تاکید می کند که همچنان روند بازداشت گه گاهی کودکان کار ادامه دارد و وقتی کودکی را بازداشت می کنند مدتی او را در مرکز یاسر نگهداری می کنند. می گوید:همین چند روز پیش توانستیم کودکی را بعد از سه ماه از این مرکز آزاد کنیم! یا مثلا کودکان افغان را می گیرند پدر او را احضار می کنند بعد می بینند پدر مشکل اقامت دارد، پدر را رد مرز می کنند و کودک تنهاتر می شود. تا اینکه یک نفر بود کسی را نداشت از بهزیستی خواستیم او را آزاد کند،چون سرپرستی در اینجا نداشت.

بهزیستی در هفته چندین بار خبرسازی تبلیغاتی برای اقدامات خود در مورد وضعیت کودکان در مراکز خود و نحوه ساماندهی کودکان کار می کند،اما نمی گوید در مرکز یاسر چطور کودکی را که طبق قانون فقط 72 ساعت می توانند او را نگهداری کنند،سه ماه نگه می دارند و وقتی کسی را ندارد تا به دنبالش بیاید و آزادش کند، تازه اگر فعالان اجتماعی و حقوق کودک متوجه شوند باید بروند رایزنی کنند تا کودک را از آنجا آزاد کنند؟! پژوهش معتقد است:آنقدر وضعیت بهزیستی در لبه تیغ است که آدم گاهی اوقات نمی داند کودکان بدون سرپرست یا فاقد سرپرست مناسب را به بهزیستی بسپارند یا وضعیتشان در آنجا بدتر می شود.از آن سو بحث گرانی و وضعیت اقتصادی هم مطرح است  و کودک باید کار کند تا از گرسنگی نمیرد.اگر کار نکند،چه کند؟

چرا مسئولان از نتاج هزینه های بیهوده خود به نام ساماندهی گزارشی ارائه نمی دهند؟

پژوهش در نقدی دیگر در خصوص این رویه های اشتباه و عدم گزارش دادن به مردم در خصوص این روند اظهار می کند:میلیون ها تومان از پول مردم برای ساخت مراکز بهاران در تهران صورت گرفت تا مثلا زنان معتاد را ساماندهی کنند.اما در عمل چه میزان زن معتاد را نجات داده و او را به زندگی عادی بازگرداندند؟ چه کسی در مورد نتایج این طرح تحقیق کرد؟ چرا گزارشی در این زمینه ارائه نمی دهند؟ آیا هیچ گاه ارزیابی و پایش لازم صورت گرفت که این اقدامات در عمل چه فایده ای برای کاهش آسیب داشته است؟ یا هزینه ساماندهی کودکان کار کجا صرف شد و چه بهبودی در شرایط آنها حاصل شد؟ آیا گزارشی از نتایج این طرح ارائه شد؟ آنها فقط اعلام می کنند کودکان کار را جمع آوری کردند، اما هرگز نمی گویند چند درصد آنها به چرخه خانواده سالم و تحصیل بازگشتند.مسئولان فکر می کنند آسیب دیدگان همچون آجر هستند که آنها را کنار هم بچینند،از آنها در مراکز بسته نگهداری و از جامعه دورشان کنند، غذایی به آنها بدهند و یک کار دستی هم به آنها یاد بدهند، این می شود ساماندهی و کاهش آسیب های اجتماعی!

به گفته این فعال حقوق کودکان،تعداد معتادان در شوش و ناصرخسرو روز به روز در حال افزایش است. تعداد آنها آنقدر زیاد شده که خودشان چند بار در ماه آمار رسمی تعداد معتادان متجاهر و افزایش آنها را عنوان می کنند. در واقع این مراکز بازپروری و نگهداری از معتادان هیچ تاثیر گذاری نداشته است.

مسئولان گوش‌های خود را به روی دردهای مردم بسته‌اند

به گفته کارشناسان حقوق کودک، مشکل اصلی آنجاست که مسئولان مربوطه در ارتباط با مردم شفافیت ندارند. هیچ کس نمی داند این برنامه ریزی های کتره ای در کجا صورت می گیرد. با گلایه می گوید: بهزیستی همان طور که از نامش مشخص است قرار بود زیست مردم را بهتر کند.همین حالا بیاید با توجه به هفته بهزیستی اعلام کند ظرف یک سال گذشته چه اقداماتی انجام داده و چه میزان از آنها کارشناسی بوده و طرح هایشان چه فایده ای داشته است. مردم در هر شرایطی حاضرند کمک کنند. تا زمانی که مشکلات کف جامعه را بررسی نکنند، نمی توانند هیچ اقدام مثبتی انجام دهند.

پژوهش تاکید می کند: به عنوان مثال ما بارها به مسئولان پیشنهاد داده ایم یارانه طبقه متوسط جامعه که قدرت تهیه درآمد و خرید را دارند، حذف کنند و به طبقات فوق ضعیف که هیچ منبع درآمدی ندارند اختصاص دهند،اما این کار را نکردند.عنوان کردیم مددکاران متخصص استخدام کنند تا به خانواده های آسیب دیده و ضعیف کمک کنند،اما مسئولان گوش های خود را بسته اند. تا زمانی که مسئولان با مردم و مشکلاتشان شفاف نباشند، هیچ چیز درست نمی شود. همین حالا بودجه ها فقط صرف افراد اجرایی می شود و به زندگی کودکان فقیر و آسیب دیده عملا هیچ کمکی نمی کند.
 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.