وعده‌هایی که در انتظار تحقق آن هستیم

صفیه بسیم*
وعده‌هایی که در انتظار تحقق آن هستیم
سه شنبه ۶ شهريور ۱۳۹۷
ساعت ۱۲:۰۴
کد مطلب: ۱۳۶۱۷
Share
اسکان نيوز: سال گذشته پس از کش و قوس بسیار محمد بطحایی برای وزارت آموزش و پرورش معرفی شد و توانست با رای اعتماد بالا عنوان وزارت را کسب کند. او در همان زمان سه قول به این شرح داد: «نخست اینکه از همین امروز تحول در نظام آموزش و پرورش را بر اساس سند تحول بنیادین با جدیت آغاز می‌کنم. دوم اینکه برای تربیت نسلی متدین، اخلاقی، کارآفرین و بانشاط همه تلاش خود را به کار می‌گیرم. سوم اینکه به عنوان نماینده یک میلیون و 700 هزار معلم شاغل و بازنشسته فرهیخته در هیات دولت، همه همت و تلاش خود را برای ارتقای معیشت و منزلت آنها به کار می‌گیرم.»

وعده اول که اجرای سند تحول است بسیار دور از ذهن است که رنگ اجرا به خود بگیرد زیرا سند تحول، سندی است که اجرایش در گرو دگرگونی سیستم موجود مدیریتی و ساختار بیمارگونه نظام آموزشی کشور است. این دگرگونی نیاز به تغییرات گسترده در سطوح مختلف آموزش از صف تا ستاد دارد و همه می‌دانند که تغییراتی در این ابعاد در ایران عملا اگر ناممکن نباشد، به راحتی قابل اجرا نیست.

تغییرات ساختاری در توان یک وزیر نبوده و باید ارکان نظام و رئوس مدیریت کشور نیاز به این تغییر را احساس کرده و اقدام کنند. این وعده در عمل به آراستن نقش و نگار ایوان وزارتخانه و بی‌توجهی بیشتر به پایه‌های ویران آن منجر شده و البته ایرادات سند تحول را نمایان کرده است. ادعای تحولات پی‌درپی در نظام آموزشی تقریبا چیزی برای تحول در آن باقی نگذاشته است. در واقع می‌توان گفت نظام آموزشی کشور بیش از تحول به ثبات نیاز دارد.

وعده دوم وزیر اما بیشتر به شوهای تبلیغاتی شباهت دارد. همه می‌دانیم که نشاط و شادابی در محیط‌های اجتماعی نیاز به مدیریت صحیح و بسترسازی درست دارد تا باعث هدایت به اهداف اخلاقی و تربیتی و شکوفایی و خلاقیت و نشاط آن سیستم شود. آنچه مدارس را شاد و نشاط‌آور می‌کند، تغییر نگاه به امر آموزش و گسستن بندهای کهنگی از دست و پای آن و حرکت در مسیر آموزش‌های نوین است.

مسوولان صدرنشین نهاد آموزش گمان می‌کنند که با چند بخشنامه و تصویب چند قانون می‌توان مدارس را پرنشاط کرد در حالی که اساس این سردی و بی‌تحرکی در مدارس و دانشگاه‌ها، همین قوانین کذایی و بخشنامه‌های پی درپی بی‌اثر و دست و پاگیر است؛ بخشنامه‌هایی که باعث از دست رفتن آزادی عمل و سلب اعتماد عمومی در سطح جامعه و بی‌انگیزه شدن نسل تحت تعلیم کنونی می‌شود. کاش وزیر محترم همچنان بر رفع استرس‌های موجود در آزمون‌های مافیایی پافشاری می‌کرد و کمی آزادی عمل به معلمان و مدیران برای اجرای روش‌های نوین یادگیری می‌داد و می‌دید که چقدر سریع نسل خلاق و شاد و اخلاق‌مدار پرورش می‌یابد.

اما سومین قول. نمایندگی یک میلیون و700 هزار شاغل و بازنشسته، آن هم از طرف کسی که در انتخابش خواسته این جماعت در عدم پذیرش وی اصلا به چشم نیامد، چطور امکان‌پذیراست؟ نارضایتی فرهنگیان در دوره معاونت آقای بطحایی کار را به کناره‌گیری دکتر فانی کشاند و انتظار نبود که وزارت به معاون فانی برسد.

ادعای تلاش برای شان و منزلت معلم و تامین معیشت او نه تنها عملی نشد بلکه در مواردی خلاف این ادعا هم مشاهده شده است. عدم پرداخت حق و حقوق قانونی فرهنگیان در وقت مناسب، کاهش بندهای حقوقی احکام، افزایش فشار کار در مدارس دولتی با افزایش آمار دانش‌آموزی و نبود امکانات لازم، کاهش بهره‌وری آموزشی و نبود دوره‌های ضمن خدمت مفید در طول یک سال گذشته، بیان نظرات و ایده‌های کارشناسی نشده از طرف مسوولان وزارتخانه و عدم توافق بر اجرای آن، مانند حذف سمپاد از دوره اول متوسطه و اجرایی نشدن آن یا تدوین دروس مهارت‌محور در دوره دوم و کاهش ساعات تدریس در پایه دوازدهم و به حاشیه رفتن این دروس و عدم هماهنگی این دو کار و... مثال‌هایی از این دست است که تلاش وزیر برای تحقق وعده‌ها را زیر سوال می‌برد.

کوتاه سخن اینکه جامعه فرهنگیان به طور خاص و جامعه ایران به طور عام انتظار عمل به وعده‌ها را از سوی آقای وزیر ندارد چراکه این وعده‌ها را از همان اول توخالی دانسته و می‌داند. آقای وزیر! یک سال از وعده‌های داده شده می‌گذرد و ما فرهنگیان هنوز منتظر پاسخگویی شما در پایان سال اول وزارت‌تان هستیم. شاید شما عذرخواه قصورات یک ساله بوده و حداقل به مسوولان دیگر اخلاق حسنه مسوولیت‌پذیری و عذرخواهی را بیاموزید.

*عضو کانون صنفی معلمان البرز
مرجع: جهان صنعت

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.