اصلاح طلبان و آزمون حساس انتخاب شهردار تهران

بهزاد کاظمی*
اصلاح طلبان و آزمون حساس انتخاب شهردار تهران
بهزاد کاظمی، فعال مدنی و سیاسی دریادداشتی با اشاره به موضوع انتخاب شهردار جدید تهران درباره فساد و مشکلات شهرداری تهران نوشت
شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷
ساعت ۱۰:۲۲
کد مطلب: ۱۵۳۹۱
Share
اسکان نيوز: با توجه به انتخاب 5 گزینه نهایی برای شهرداری تهران توسط شورای شهر و از دست رفتن فرصت انتخاب افراد مناسبتر، اکنون باید به اعضای شورای شهر کمک فکری و ذهنی کرد تا از میان همین 5 نفر کسی را برگزینند که افزوده ای بر جریان اصلاحات و شهر تهران داشته باشد نه اینکه همچون دو شهردار قبلی خود معضلی برای تخریب امید مردم و تبدیل شهرداری تهران به باتلاقی برای شکست اصلاحات به زعم امثال سردار خلبان.

سخن بسیار است و مجال اندک، اما مهمترین مشکلات شهر تهران که حل شان می تواند آبرویی برای شورای شهر تهران و جریان اصلاحات در پی داشته باشد و مردم و فعالین مدنی را امیدوار کند که باز هم می توان به وعده های این جریان و بزرگانش امیدی داشت و حداقل بخشی از ادعاهای شان با عملکرد واقعی شان تطبیق داشته باشد را بر اساس درجه اهمیت و همچنین سختی انجام از کم به زیاد می توان به شکل زیر احصا نمود:

1- فساد در ساختار شهرداری تهران

در مورد فساد و راه های مبارزه با آن زیاد حرف زده شده اما مهمترین ابزار مبارزه با فساد، شفافیت است و راه حصول شفافیت سیستمی در جایی مانند شهرداری تهران و با قوانین دست و پا شکسته و بدون ضمانت اجرایی فعلی، در درجه اول اعتقاد و عمل شخص شهردار می باشد و بهترین روش آزمودن شهردار بعدی تهران همین زمان گذرش از پل شورای شهر است؛ که باید از ایشان پرسید:

کدام یک از 5 گزینه فعلی حاضر است در اولین قدم لیست دارایی های خود و خانواده درجه یک اش را به شورای شهر و حتا فراتر از آن به مردم این ولی نعمتان و مالکان اصلی شهر اعلام نماید؟

کدام یک حاضر است، قانون ارزشمند تعارض منافع مصوب شورای شهر را که فرمانداری تهران در حرکتی اشتباه با دلیلی مضحک رد کرده است به صورت داوطلبانه اجرا نماید و هیچ یک از وابستگان نسبی و سببی اش را بر پست های مدیریتی شهرداری تهران نگمارد؟

کدام یک حاضر است، بجای تامین منافع باند و دسته یا حداکثر حزب خود، منافع کلان جریان اصلاحات را مدنظر قرار دهد و با استفاده از جوانان هزینه داده اصلاح طلب در پستهای مدیریتی شهرداری تهران خلا کادرسازی مدیریتی برای آینده این جریان را اندکی ترمیم نماید؟

کدام یک حاضر است، پروژه جالب شفافیت سیستمی را که خانم آروین در «کمیته شفافیت و شهر هوشمند» آغاز نموده بدون کارشکنی و بصورت کامل برای همه بخشهای شهرداری تهران ادامه دهد تا به یک شهرداری الکترونیک برخط و شیشه ای برسیم که نتوان دور از چشم مردم هیچ تصمیم مالی و مدیریتی برای شهر گرفت؟

و بالاخره کدام یک حاضر است، روند نظارت و پایش بر عملکرد خود را به سازمان های مردم نهاد موجود مبارزه با فساد که سرشناس ترین چهره های ملی مبارزه با فساد در کشور تاسیس نموده اند و یا فعالین مدنی و رسانه ای که در این راه ثابت قدمی و صداقت خود را اثبات نموده اند (مانند یاشار سلطانی، مراد ثقفی و... ) بسپارد؟

2- ترافیک و آلودگی هوا

جدای از کلی گویی کدام یک از این 5 نفر حاضر است از خودرو استفاده نکند و رفت و آمدهای خود را با مترو، بی آر تی، اتوبوس واحد، دوچرخه یا پای پیاده انجام دهد تا واقعا ضرورت نفی خودرو محوری و گسترش حمل و نقل عمومی را درک کند و در کنار شهروندان تهرانی بدون محافظ، خبرنگار و عکاس وضعیت حمل و نقل عمومی شهر تهران را با گوشت و پوست و استخوان خود لمس نماید؟

تجربه موفق هلند و تکرار های مکرر صاحب نظرانی همچون محمد درویش شاید آخرین راه نجات تهران از این جهنم آهن و دود باشد و برای تحقق کمپین «دود بدرود» بجای بنر تبلیغاتی بیشتر به مدیرانی که به شعارهای زیبا عمل کنند نیاز داریم.

3- اختلاف طبقاتی و خطر سائوپائولویی شدن تهران

عدم توجه به عدالت اجتماعی و فاصله گرفتن از واقعیت زندگی مردم در کنار دل سپردن بدون دانش و آگاهی اقتصادی به سیاستهای شکست خورده تعدیل اقتصادی و چشم پوشیدن عامدانه از شکست این سیاستها بعد از 29 سال اجرای آنها در چهار دولت متوالی با سلیقه های مختلف سیاسی باعث شده است که همه چهره های اصلی و صاحب نظر جریان اصلاحات، ضرورت بازنگری در ایده های اقتصادی و توجه بیشتر به عدالت را متذکر شوند اما گویا منتخبین جریان اصلاحات تا سرشان به دیوار سنگی قهر مردم و تکرار نتایج انتخابات 1381 تا 1384 نخورد قصد دست کشیدن از این راه باطلی که دارند می روند را ندارند.

به همه اعضای شورای شهر تهران و 5 گزینه انتخاب شهردار توصیه جدی می کنم که کتاب تاثیرگذار «23 گفتار درباره سرمايه‌داري پيرامون نكاتي كه آن‌ها را بروز نمي‌دهند» نوشته پروفسور «ها جون چانگ» متولد كره‌جنوبي، متخصص اقتصاد توسعه و استاد اقتصاد سياسي توسعه در دانشگاه كمبريج انگلستان که در ميان پرفروش‌ترين كتاب‌هاي بين‌المللي سال 2010 رتبه يكم را داشته است، با دقت مطالعه کنند و جالب تر آنکه این کتاب برگزیده مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی هم می باشد و چکیده آن را می توان در سایت این مرکز هم مطالعه نمود.

اما ضرورت مطالعه این کتاب برای درک این واقعیت است که اگر جریان اصلاح طلبی به سوی مردم و طبقات متوسط و ضعیف جامعه رو نگرداند و برای عدالت اجتماعی در برنامه مدیریت شهری تهران اقدام جدی انجام ندهد علاوه بر خطرات جبران ناپذیری که اختلاف طبقاتی و احساس بی عدالتی برای امنیت و آینده همه شهروندان تهران، حتا بخش مرفه و برخوردار جامعه دارد؛ اولین حاصل آن رویگردانی مردم از جریان اصلاحات و شروع دوباره شکست های سیاسی این جریان و سپردن زمام امور به دست جریان محافظه کار خواهد بود.

شورای شهر تهران باید از خود و 5 گزینه انتخاب شهردار بپرسد کدام یک حاضر است خود و خانواده اش پایین تر از خیابان انقلاب و در میان مردم عادی تهران زندگی کند تا شرایط آب و هوایی، ترافیکی و خدمات شهری بخش عمده مردمی را که قرار است برای سرنوشت شان تصمیم گیری نماید، واقعی تر درک کند؟

کدام یک حاضر است فرزندانش در مدارس عادی که فرزندان بیشتر خانواده های این شهر درس می خوانند، مشغول به تحصیل شود؟

کدام یک حاضر است به سبک زندگی اکثر مردم تهران خوراک، پوشاک و مبلمان خانه خود را انتخاب کند؟
 
و در کل باید از خودمان بپرسیم: براستی هنوز چند مدیر این کشور حاضر هستند مانند سید علی خامنه ای، میر حسین موسوی و احمد مسجد جامعی همچنان در مرکز یا جنوب تهران و با سبک زندگی مردم عادی طبقه متوسط و نه حتا مستضعف زندگی کنند؟

واقعا باید انقلاب دیگری شود و یوم الله دیگری اتفاق بیفتد تا مدیران نظام جمهوری اسلامی باور کنند که هرآنچه دارند از صدقه سر این مردم است و اگر خیلی از مردم فاصله بگیرند ممکن است نه از تاک نشانی ماند نه از تاکنشان؟

شورای شهر پنجم و شهردار منتخب شان می توانند پرچمدار بازگشت به زندگی مردمی و مدیران جهادی و عاشق دهه 60 باشند مدیرانی که تنها خاطراتشان برای نسل امروز باقی مانده است.

تهیه برنامه جامعه عدالت شهری و ایجاد توازن امکانات عمومی برای بخش عمده جمعیت متوسط و فرودست شهری در کنار تامین منابع مالی شهر از عوارض بر ثروت های اندوخته شده حاصل از همین شکاف های طبقاتی می تواند نوید دهنده رسیدن به الگوی مدیریت شهری موفق کشورهای اروپای شمالی بویژه حوزه اسکاندیناوی در زمینه های مهمی مثل حمل و نقل عمومی، سلامت جسم و روح، عدالت شهری و حتا نرخ عادلانه مسکن و تحقق رویای تورم صفر درصد در حوزه زمین و مسکن باشد که جدا از رضایت عمومی مردم عامل مهمی در رونق تولید و کسب و کار و به تبع آن اشتغال و در نتیجه حل بخش عمده ای از معضلات ملی ایران خواهد بود و چه بسا افتخار این موفقیت ملی برای عبور از بحران های پیچیده نصیب اعضای شورای شهر دوره پنجم تهران و شهردار منتخب شان شود...

آری تصور کن هرچند حتا تصور کردنش هم سخت باشد؛ تنها کافی است اعضای شورای شهر تهران و شهردار منتخب شان دل از منافع کوتاه مدت شخصی، باندی، حزبی و حتا جناحی خود بردارند و نام نیکی که از ایشان در یادها باقی خواهد ماند را مدنظر تصمیمات و انتخاب های خود نمایند و البته واضح و مبرهن است که اگر خلاف این را هم برگزینند پاسخش را خیلی زود از مردم دریافت خواهند کرد، تا بهار 1400 چشم برهم زدنی بیش باقی نمانده و همانطور که سردار خلبان و مشاورینش باور نمی کردند که بهار مدیریت 12 ساله شان خزان بشود تا خزان بهار تکرار می کنم های سید اصلاحات هم زمان زیادی لازم نیست اگر منتخبین ایشان، مشاوران شان و حتا خود سید محمد خاتمی باور نکنند که هر تفویض اختیار و اعتمادی، مسوولیت هایی هم در پی دارد که عدم توجه به آن مسوولیت ها و کوتاهی در انجام وظایف ناشی از آن از سوی مردم قابل پذیرش نخواهد بود.

باقی زیاده است و صلاح کار خویش خسروان دانند و ما ملت نیز صلاح کار خود خواهیم گرفت اگر احساس کردیم، دیگر گوشی برای شنیدن نیست و کیسه ها برای عزیزان مهم تر از سرنوشت ما پابرهنه هاست...

همه با هم به انتظار انتخاب شورای شهر تهران و روند این انتخاب و بعد از آن نحوه پایش شهردار منتخب شان می نشینیم تا مشخص شود مساله جریان اصلاحات، مردم تهران است یا انباشتن کیسه ها و تقسیم غنایم مدیرتی؟!؟

فعال مدنی و سیاسی (عضو شورای مرکزی حزب مهستان ایران)

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.