مارد؛ سدی که برای خراب شدن ساخته شد؟!

تعریف جدید سدسازان از فایده‌های سدسازی

عباس محمدی*
تعریف جدید سدسازان از فایده‌های سدسازی
با وجود ادعاهای رضا اردکانیان که پس از ده سال اقامت در آلمان، به کشور بازگشت و وزیر شد تا گویا در سیاست‌های نادرست آبی ایران بازنگری کند، وزارت نیرو همچنان بر سیاستی که بر آن عنوان «مدیریت منابع آب» نهاده اصرار می‌ورزد. خطوط اصلی این سیاست‌ در مورد آب‌های روزمینی چنین است که باید با شیوه‌های سازه‌ای مانند مهار آب رودخانه‌ها و سیلاب‌ها در پشت دریاچه‌‌ی سدها، انتقال آب از حوضه‌های «پرآب» به حوضه‌های دیگر، و جلوگیری از «هدررفت» آب‌هایی که به دریا و تالاب می‌ریزند، برای کشور آب «تأمین» کرد.
سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷
ساعت ۱۵:۲۸
کد مطلب: ۱۵۶۹۹
Share
اسکان نيوز: سیاست‌گذاران وزارت نیرو، پیوسته بر این موضوع سرپوش گذاشته‌اند که چرا با وجود ده‌ها میلیارد دلار که صرف سدسازی کرده‌اند، روزبه‌روز وضع رودخانه‌ها، دریاچه‌ها، تالاب‌ها، و آب‌های زیرزمینی کشور بدتر می‌شود، و چگونه است که امروزه ایران در وضعیت کم‌آبی شدید و تحلیل فاجعه‌بار همه‌ی منابع آبی به سر می‌برد؟

سدسازان می‌گویند که چون رژیم بارندگی در ایران «نامنظم» است و بیشتر بارش‌ها در فصل غیر رویش صورت می‌گیرد، باید سیلاب‌ها را که در پاییز و زمستان و اوایل بهار روان می‌شوند، برای ماه‌های گرم سال ذخیره کرد.

بارها هم گفته‌اند که اگر فلان سد نبود، بهمان شهر بر اثر سیل نابود می‌شد (مثلاً در موضوع سیل فروردین 95 در دزفول(1)). اما، مدافعان سدها، همان‌گونه که از شیوه‌های غیرسازه‌ای بهره‌برداری از آب چیزی نمی‌گویند، هیچ‌گاه از سدهایی که بر اثر سیل خراب شده (و البته از خسارت باز کردن دریچه‌ی سدها در هنگام بارش‌های شدید و لایروبی‌ها) نیز چیزی نمی‌گویند.

خراب شدن سدها، گذشته از هدر دادن سرمایه‌ای که در ساخت‌شان صرف شده، موجب فرسایش خاک، تخریب زمین‌های کشاورزی، و مرگ‌ومیر می‌شوند. می‌توان برای مثال، از شکسته شدن سد دشت در استان گلستان (در سال 1381)، دو بار شکسته شدن سد کارون 4 (در جریان ساخت آن)، شکسته شدن سدهای ماشکید، راین، چنار منشاد، و مدوارات (در 1391)، سد شوسف (در1392)، و سد روستای حسین‌آباد نیشابور (در 1393) یاد کرد. در بسیاری موارد، اگر هم مسوولان وزارت نیرو چیزی درباره‌ی این سازه‌های خراب‌شده گفته‌اند، اشاره داشته‌اند که آن‌ها سد نبوده بلکه «بند»های خاکی کوچک بوده‌اند. اما، شاید برای نخستین بار، در اوایل آبان امسال شنیدیم که یک سد ساخته شده بود برای آن که بشکند!

در کشور ما که حتی هدررفت سرمایه‌های چند صد میلیارد تومانی توسط مدیران ارشد، خسارت جزئی به شمار می‌رود، کاملاً ممکن است سازه‌ای مانند سد (یا بندِ) مارد با هزینه‌ی شش یا هفت میلیارد تومان ساخته شود و بعد سیل آن را ببرد و به جایی هم برنخورد. اما بیشتر شوخی به نظر می‌آید که یک مقام دولتی (فرماندار ویژه‌ی خرمشهر) بگوید که «سد مارد برای جلوگیری از سیلاب باید می‌شکست»(2).

ماجرا از این قرار است که آوردِ رودخانه‌ی کارون، عمدتاً بر اثر سدسازی‌های پرشمار و برداشت بی‌رویه‌ی آب در بالادست، آن‌قدر کم شده که در تابستان، آب شور خلیج فارس وارد رودخانه می‌شود. در تابستان 97، سد یا بند خاکی مارد ساخته شد تا از ورود آب شور دریا به کارون جلوگیری شود، و سیلِ اوایل آبان این سد را برد! پرسش این است که چرا باید بزرگ‌ترین رودخانه‌ی کشور به وضعی دچار شود که آبی به دریا نرساند و بلکه دریا در آن پیشروی کند؟!

چیت‌چیان وزیر پیشین نیرو در مراسم کلنگ‌زنی سد اصلی مارد در تیر ماه 96 گفته بود که این سد و سد چوئبده با هزینه‌ی سیصد و دو میلیارد تومان از محل ذخیره‌های ارزی با هدف تأمین «آب خام پایدار برای مصارف صنعتی، کشاورزی و حدود چهار میلیون اصله نخل و 320 هزار هکتار اراضی کشاورزی در آبادان و خرمشهر»(3) ساخته خواهد شد. تأمل‌برانگیز است که اشتباه را با اشتباهی دیگر جبران می‌کنند و به جای آن که کاری کنند تا رودخانه تا حد امکان به وضع طبیعی و روان خود بازگردد، باز هم در آخرین نقطه‌ها و نزدیک مصب آن هم سد می‌سازند!
 
*فعال محیط‌زیستی و دبیر دیده‌بان کوهستان انجمن کوهنوردان ایران



پی‌نوشت
1) بنگرید به: «سیل، و باز هم خودشیفتگی سدسازها»، ایرنا، 28/1/1395
2) خبرگزاری فارس خوزستان، 11/8/1397
3) خبرگزاری ایسنا، 19/4/1396

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.