هشدار کارشناسان و فعالان محیط زیست درباره برداشت آب از رودخانه"باراجین"و خطر پیشروی بیابان

"سافاری پارک"بزرگترین آبخوان منطقه قزوین را خشک وباغستان تاریخی را نابود می کند

"سافاری پارک"بزرگترین آبخوان منطقه قزوین را خشک وباغستان تاریخی را نابود می کند
درست در روزهایی که بسیاری از پهنه های طبیعی و مسکونی کشور با بحران آب و خشکی های پی درپی دست به گریبان هستند، طرح های آبخوار همچنان جای خود را در سیاهه پروژه های ملی، استانی و شهری حفظ کرده اند. این در حالی است که بر اساس آمارها، ایران به دلیل واقع شدن بر روی کمربند بیابان جهان و نیز در اثر مدیریت نادرست منابع آب طی نیم قرن اخیر، یکی از کشورهایی است که به شدت در معرض بیابانی تر شدن بوده و بحران های پی در پی را در این زمینه تجربه خواهد کرد.
شنبه ۱ دی ۱۳۹۷
ساعت ۱۵:۴۳
کد مطلب: ۱۶۴۳۱
Share
اسکان نيوز-الهه موسوی: بزک دوزک کردن شهرها از سوی شهرداری ها حالا به یک شیوه در مدیریت توسعه شهری تبدیل شده است و شهرداری ها به جای مدیریت پایدار شهری و لحاظ مسائل و معضلات اکولوژیک در طرح ها و پروژه های خود، مخصوصا مساله "خشکی" و کم آبی مناطق، بیشتر به الگوهای نخ نما شده دیگر کشورها استناد و از آنها کپی برداری می کنند. احداث "سافاری پارک" یا "وحش گشت" ها یکی از این الگوهاست که مدتی است شهرداری قزوین آنرا در لیست برنامه های خود قرار داده است.
 
همین چند ماه پیش بود که معاون عمرانی استاندار قزوین اعلام کرد به دلیل از بین رفتن تمامی ذخایر برفی در کوه‌های زاگرس و البرز، قزوین به شدت در معرض خشکسالی و بیابان شدن است.
 
همچنین مدیرکل مدیریت بحران استانداری قزوین نیز اوایل مهرماه امسال گفت که « در سال گذشته خشكسالي، سرمازدگي و ساير بلاياي طبيعي حدود يك هزار و 990 ميليارد ريال به استان قزوين خسارت وارد کرد.»
 
از سوی دیگر آمار بارش های این استان نیز بسیار نگران کننده است. به گفته رئیس شرکت آب منطقه‌ای قزوین، میزان بارندگی در این استان نسبت به مدت مشابه در سال آبی گذشته 72 ‌درصد و نسبت به دوره 30 ساله گذشته 48 ‌درصد کاهش داشته است. علاوه بر قزوین در سایر حوضه‌های آبریزی که بخشی از آنها در استان‌های همجوار قرار گرفته اند نیز کاهش بارندگی رخ داده است؛ کاهشی که موجب آن منابع آبی سطحی و زیرزمینی قزوین با روند رشد منفی مواجه شده‌اند. کم‌آب شدن رودخانه‌ها و افت سطح آب‌های زیرزمینی نیز نشانگر همین موضوع است.
 
با تمام این ها اما شهرداری و شورای شهر قزوین به جای تصویب و اجرای طرح هایی که با اوضاع بحرانی آب در استان همحوانی داشته باشد همچنان اصرار بر ایجاد "سافاری پارک" در این شهر است؛ طرحی که به گفته کارشناسان به آب زیادی نیاز دارد و می تواند آسیب جدی به منابع آبی قزوین وارد آورد.
 
"سافاری پارک" که فرهنگستان زبان فارسی معادل آنرا "وحش گشت" نام نهاده، سفری را می گویند که با هدف تماشا و تهیه عکس وفیلم از جانوران بزرگ جثه حیات وحش اتفاق بیفتد. در وحش گشت، شرکت کنندگان در تور توسط انواع خودروهای ایمن یا گاهی چهارپایان، با طی مسیری مشخص، از مناطق دیدنی و جذاب بازدید می کنند که عمده آنها دودیفرانسیل ها و شتر هستند.
 
علی کمالی وکیل دادگستری، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی و فعال محیط زیست قزوین در اینباره به اسکان نيوز گفت: « شهرداری در شمال اتوبان قزوین-رشت-زنجان در حال توسعه "پارک جنگلی باراجین" است. ظاهرا در طرح "سافاری پارک"، شهرداری قصد دارد گونه های جانوری مختلفی را در محوطه ای بزرگ در ناحیه تپه ماهوری باراجین نگهداری کند و بازدید کننده ها سوار بر ماشین، گذر حیوانات وحشی را از اطراف خود نظاره گر باشند، مانند "پارک طبیعی سرنگتی در آفریقا".»
 
او درباره طرح ساخت سافاری پارک قزوین افزود:« درباره طرح موسوم به "سافاری پارک" اطلاعات مختصری به صورت پراکنده توسط شهرداری و شورای شهر منتشر شده است. 

هرچند طبق قانون دسترسی آزاد به اطلاعات، مصوب ۱۳۸۸ و ماده ۷۶ قانون شوراها، مردم حق دارند از تمامی تصمیمات و جزییات طرح های شهرداری و شورا با خبر باشند و شهردای تکلیف دارد به طور مستمر توسط روابط عمومی یا پایگاه اینترنتی اطلاع رسانی کند.»
 
این فعال محیط زیست قزوین تاکید کرد:« هر چند علاقه مردم به حیوانات و آشنایی آنها با حیات وحش امر پسندیده ای است؛ اما لازم است در این میان دو موضوع مورد توجه قرار گیرد. اولا احداث "سافاری پارک" با ویژگی هایی که دارد از باغ وحش پیچیده تر است و نظر به وظایف عام "سازمان حفاظت محیط زیست" در حوزه حفاظت از حیات وحش و خاصه ماده ۶ "قانون حفاظت وبهسازی محیط زیست" مصوب ۱۳۵۳، لازم و ضروری است در این خصوص وارد شود و اظهارنظر و در صورت اقتضا با آن، مخالفت کند. ثانیا نگهداری شمار زیادی از جانوران و ارائه خدمات به بازدیدکنندگان مستلزم مصرف حجم بسیار بالای آب است که در بحران آب ملی و منطقه ای کنونی، باید درباره آن خیلی دقت شود.»
 
کمالی گفت:« در این خصوص متخصصان آب و آبخوان و آبخیزداری بهتر می توانند نظر دهند و خوب است شهرداری با آنها مشاوره های تخصصی داشته باشد. بهر حال، برداشت آب از رودخانه ارنجک (باراجین) برای اجرای پروژه، سبب بروز نگرانی هایی شده است که نباید از کنار آنها با بی تفاوتی عبور کرد.»
 
این عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی در ادامه یادآوری کرد:« این نکته نیز قابل ذکر است که اداره شهرسازی و شهرداری در تلاش برای انضمام 500 هکتار به پارک باراجین بودند که بر اساس تصمیمی که "شورایعالی معماری وشهرسازی" در مهرماه امسال اتخاذ کرد، دست رد به سینه آنها زده شد. تصمیمات شورایعالی که اعضای آن را وزرای متعددی تشکیل می دهند، طبق ماده ۷ قانون مربوطه لازم الاجرا است و مسامحه در اجرای آن تبعات حقوقی برای روسای مسئول دارد.» 
 
 درختکاری خوب است اما چگونه؟!
 
کمالی افزود: « موضوع دیگری که باید بدان توجه کرد درختکاری باراجین است. فقط بخش کوچکی از پارک باراجین قزوین درختکاری شده و به هیچ وجه قابل قیاس با پارک چیتگر در تهران نیست. 

این مقدار کم نیز غالبا درختان کاج و سرو هستند. می دانیم که توسعه درختکاری و افزایش سرانه فضای سبز، هم امری شایسته و هم تکلیف شهرداری ها است. طبق تبصره ۴ ماده ۴ "قانون حفظ و گسترش فضای سبز"، درختکاری از اهم وظایف شهرداری است و این موضوع در قزوین اهمیت مضاعف دارد، چون سرانه فضای سبز در قزوین بسیار پایین و نصف استاندارد کشور است.»
 
این فعال محیط زیست با اشاره به اینکه جمعیت قزوین در دهه ۱۳۳۰ حدود ۶۰ هزار نفر بود و اکنون نزدیک به 10 برابر شده است از مسوولان می پرسد:« آیا شمار درختان قزوین نیز 10 برابر شده اند؟ هر چند که درختکاری پارک باراجین پسندیده است، اما باید دو نکته مورد ملاحظه قرار گیرد. نخست اینکه برای درختکاری از گونه های بومی و مقاوم به خشکی مانند سنجد، توت، بادام، پسته، زالزالک، ارغوان، تنگرس، چاتلانقوش و طاووسی استفاده شود که بعضا مثمر هم هستند که تاکید و توصیه ماده ۲۲ قانون هوای پاک مصوب ۱۳۹۶ نیز هست.  دوم اینکه از رودخانه ارنجک، که یکی از پنج رودخانه مشروب کننده باغستان سنتی قزوین است، برای ساخت "سافاری پارک" و توسعه پوشش جنگلی آن بهره برداری نشود.»
 
کمالی تاکید کرد:« شهرداری می تواند در جاهای دیگری فضای سبز را گسترش دهد. می تواند با الگوی "پارک نهج البلاغه منطقه دو تهران، حاشیه رودخانه های ارنجک و دیزج را، که تقریبا تمامی سال آب در آنها جاری است و از شمال به جنوب شهر می گذرند، در داخل شهر و نه خارج از محدوده، به پارک و فضای سبز تبدیل کند.» 

این وکیل دادگستری حامی محیط زیست همچنین گفت:« در هر صورت، حق بر محیط زیست سالم در زمره "نسل سوم حقوق بشر" قرار می گیرد و حق عموم مردم است. همچنین  باید راهبرد مدیران شهری، ایجاد "سکونتگاه های انسانی سازگار با محیط زیست" باشد. این راهبرد در اعلامیه سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۵، در قالب هدف یازدهم از «اهداف هفده گانه توسعه پایدار» نیز جای گرفته است.»
 
مهم ترین عامل تخریب محیط زیست
 
کمالی درباره انفعال مردم در برابر تخریب محیط زیست به عنوان مهم ترین عامل این تخریب هشدار داد:« مردم چه به صورت انفرادی و چه در چارچوب سازمان های مردم نهاد (سمن ها)‌ باید هم خواسته به حق خود را از مسئولان مطالبه کنند و هم نهادهای شهری را در راستای اجرای اهداف محیط زیستی یاری و از آن دسته از مدیران و اعضای شورای شهر که حامی محیط زیست هستند، پشتیبانی کنند. انفعال و بی تفاوتی مردم مه مترین عامل تخریب محیط زیست کشور است.

مسئولیتی بر عهده هر فرد است. همان طوری که پاتریک گدس، کنشگر مدنی اهل اسکاتلند گفته، "باید جهانی اندیشید و محلی عمل کرد". تک تک ما باید توجه داشته باشیم که در حوزه محیط زیست هر کاری که انجام می دهیم، چه به سود محیط زیست باشد، مانند کاشت یک درخت در طبیعت و چه به زیان آن، مانند انداختن یک ظرف پلاستیکی در رودخانه، اثری جهانی دارد.

به تعبیر دیگر هر برنامه ای که در زندگی شخصی یا اجتماعی طرح ریزی می کنیم و هر کاری که انجام می دهیم، بدانیم که آنرا نه در شهر قزوین یا کشور ایران، بلکه در "زمین" انجام می دهیم و همزمان باید، به مردم آفریقا و آسیا و دیگر نقاط فکر کنیم. ۱۵ نوامبر روز جهانی فلسفه است. جمله معروف کانت، فیلسوف آلمانی قرن هجدهم را نقل می کنم که می گفت «همواره به صورتی عمل کن و بر اساس قاعده ای رفتار کن که بخواهی آن عمل یک قانون جهانی باشد».  
 
اهمیت باغستان قزوین
 
کارشناسان می گویند باغستان سنتی قزوین با دیگر باغ های اطراف شهرها تفاوت دارد و صرفا فضای سبز به شمار نمی آید؛ به ویژه با شرایط بسیار خطرناکی که درباره پیشروی بیابان در قزوین پیش بینی کرده اند. همین چندی پیش جمشید محمد بیگی معاون فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری قزوین در این باره گفته است:« اکنون 90 هزار هکتار اراضی بیابانی تثبیت نشده در استان قزوین وجود دارد که طبق آمارها تنها 11 هزارهکتار از اراضی بیابانی، در استان تثبیت شده هستند.»

بر این اساس باغستان قزوین، تنها یک فضای سبز معمولی نیست؛ بلکه این پیکره ۲۵۰۰ هکتاری دارای نظام مدیریت یکپارچه باغبانی و آبیاری اصولی و منسجمی است که به دلیل قدیمی و منحصر به فرد بودن، اهمیت فرهنگی و تاریخی دارد. شبکه خاص تعاون هزار ساله میان باغداران و همکاری باغبانان و نظارت "دخو" و "میراب" بر امور مختلف باغستان، آنرا برای اهل فرهنگ حایز توجه کرده است و به همین جهت در میراث فرهنگی ثبت ملی شده است.
 
کمالی با تاکید بر مطلب بالا درباره کارکردهای قابل توجه باغستان برای شهر قزوین گفت:« تلطیف و پالایش هوا و تولید حجم بسیار بزرگی از اکسیژن توسط این توده جنگلی، برای سلامت انسان در شهر اهمیت دارد. این منافع در حالی عاید شهر نیم میلیونی قزوین می شود که باغستان در مالکیت خصوصی هزاران باغدار ساکن شهر قرار دارد و دولتی و عمومی نیست. لذا از یک سو باغداران از فروش محصولات بادام، پسته، زردآلو و انگور آن منتفع می شوند و برای گروهی از افراد مرتبط با کشاورزی نیز ایجاد اشتغال می کند. از سوی دیگر اهالی شهر از منافع تبعی و فرعی محیط زیستی آن بهره مند می شوند. بنابراین، عقل و عدل حکم می کند که برای بقای باغستان کوشش و باغداران را حمایت کنند. حتی به نظر من مردم شهر باید بهای انتفاع جانبی از باغستان را با وضع "عوارض ویژه حفظ باغستان" بپردازند.»
 
بزرگ ترین آبخوان منطقه
 
 مریم شهبازی عضو هیات علمی پژوهشکده بیوتکنولوژی ایران و عضو هیات مدیره انجمن توسعه حیات شهر قزوین در اینباره به اسکان گفت:« شهر قزوین در دامنه کوهپایه‌های البرز و بروی مخروط‌ افکنه رودخانه‌های فصلی واقع شده و پیشنیان ما در هزار واندی سال پیش برای حفاظت از شهر در برابر سیلاب‌های این رودخانه‌ها، با احداث حلقه سبزی از باغات بدون حصار اطراف شهر، هوشمندانه این تهدید را به فرصتی ارزشمند بدل کردند. گنجینه باغستان اگرچه در سال‌های اخیر به لحاظ کمبود منابع آب و توسعه شهری، روی در تخریب نهاده و در حال از بین رفتن است و سطح آن به کمتر از یک سوم کاهش یافته؛ ولی همچنان تا به امروز به عنوان بزرگترین آبخوان منطقه و سیل‌بندی برای حفاظت شهر، سرافراز باقی مانده است.»
 
او یادآوری کرد:« از مهم‌ترین منابع تامین‌کننده آب باغستان، 5 رودخانه فصلی، به ویژه رودخانه "باراجین" است. آبیاری سیلابی منحصر به فرد باغستان، در ایران و حتی جهان، به گواه نظر محققان ملی و بین‌المللی، موجب تثبیت مرتب و مداوم خاک‌های حاصلخیز آبرفتی و نیز تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی می‌شود. باغات باغستان به صورت حوضچه‌هایی در کنار هم قرار گرفته‌اند و با کرت (مرز)‌هایی به ارتفاع نیم تا یک و نیم متر از هم جدا می‌شوند. باغات در فصل بارندگی به نوبت تا ارتفاع کرت‌ها پر از آب می‌شوند و این آب به مرور در خاک نفوذ می‌کند. درختان باغستان و بوته‌های انگور با یک و حداکثر دوبار آبیاری در ماه‌هایی که میزان تبخیر بسیار پایین است به حیات خود ادامه داده و بهترین محصولات را به بار می‌آورند. علاوه بر این، نفوذ تدریجی آب به میزان دوسوم آب ورودی (براساس محاسبات مشاوران آورث) می‌تواند سفره‌های آب زیرزمینی را تغذیه کند.»
 
دانش بومی آبخوان داری در باغستان و سیل و فرونشست
 
عضو هیات مدیره انجمن توسعه حیات شهر قزوین افزود:« این دانش بومی آبخوان‌داری در باغستان، با کاهش خسارات سیل از طریق ذخیره آب و افزایش میزان آب‌های زیرزمینی، از سوی دیگر تضمین‌کننده حیات اراضی پایین‌دست و جلگه‌ای دشت حاصلخیز قزوین نیز هست و باید بدانیم با تخریب باغستان و به موجب آن، پایین رفتن سطح آب‌های زیرزمینی، متاسفانه فاجعه فرونشست زمین در دشت قزوین، همچون استان‌های همجوار مانند همدان و تهران قابل پیش بینی خواهد بود.»
 
 شهبازی تاکیدکرد:« باید خاطرنشان کرد گسترش بی‌ضابطه شهر قزوین بدون توجه به اصول توسعه پایدار، برداشت بی‌رویه آب در بالادست (مانند بوستان باراجین و استخرهای مصنوعی آن که بدون مطالعه کارشناسی و ملاحظات محیط زیستی احداث شده)، ویلاسازی بدون نظارت و نیز کم توجهی به ساماندهی بستر رودخانه‌ها، حجم بسیار قابل توجهی از حقآبه باغستان (‌حدود 45 تا 50 درصد آن) را مصروف و هدر داده است که در آینده ای نه چندان دور اگر چاره‌ای نیندیشیم، منجر به خشک شدن باغستان خواهد شد.
 
ثروت ملی منابع ژنتیکی گیاهی باارزش باغستان
 
این عضو هیات علمی پژوهشکده بیوتکنولوژی ایران همچنین گفت:« باغستان سنتی قزوین با قدمت بسیار دارای منابع ژنتیکی باارزشی مانند ارقام مختلف محصولات باغی بادام، پسته، زردآلو و انگور می‌باشد.  این ارقام در طول بیش از هزارسال توسط باغداران براساس کمیت و کیفیت میوه و نیز سازگاری با شرایط منطقه انتخاب شده‌اند. در یک مطالعه اولیه بر روی تنوع ژنتیکی این گیاهان در باغستان، تنها برای گیاه متحمل به خشکی بادام بیش از 50 ژنوتیپ منحصر به فرد ثبت و کدگزاری شده است و البته مطالعات بیشتر در این خصوص و برای سایر درختان مورد نیاز است.» 
 
شهبازی تاکید کرد:« به‌طورکلی، ذخایر توارثی و منابع ژنتیکی گیاهی یکی از ارزشمند‌ترین ثروت‌های ملی و منابع پایه‌ای هر کشوری محسوب می‌شود و حفظ و جلوگیری از تخریب و نابودی این ذخایر ضروری و الزامی است. کشورهای صاحب این منابع برای حفظ و نگهداری ثروت ملی خود هر ساله اعتبارات زیادی هزینه می‌ کنند. در باغستان‌های سنتی قزوین هم حفظ و نگهداری و نیز جلوگیری از نابودی این منابع ژنتیکی برعهده نهادهای دولتی ذیربط و نیز گروه‌های مختلف مردم است که باید به آن توجه اساس