بسکی، مردی سپیدپوش با دستانی سبز

بسکی، مردی سپیدپوش با دستانی سبز
برای چندمین بار، خبر پروازش در فضای مجازی پیچید. امیدوار بودم خبر مانند قبلی‌ها، شایعه باشد؛ اما نبود. تاریخ تشییع جنازه اش را هم اعلام کردند. بابابسکی پرواز کرده بود. شک ندارم هنوز اما نگران سرنوشت سرزمین بود ...
چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸
ساعت ۱۶:۲۶
کد مطلب: ۲۲۰۴۶
Share
اسکان نيوز-الهه موسوی: امروز دکتر بسکی به جهان دیگر کوچ کرد. همین دو ماه پیش، در بیمارستان خودش در گنبد به ملاقاتش رفتم. بر روی تختخوابی در بخش آی سی یو در میان ملحفه های سفید و پاکیزه دراز کشیده بود و چشمانش بسته بود. با او حرف زدم. نمی شنید اما گوشه چشمانش انگار گاهی جمع می شد. در دل او را تحسین می کردم و به خود می گفتم کاش 10 سال دیگر سرپا می ماند و دستاورد تلاش هایش را می دید؛ دستاودی که در اصل همان آگاه شدن بخش هایی از جامعه ایران نسبت به حقوق محیط زیستی خودشان است.

 او  روزگاری از "درخت"، "جنگل" و"طبیعت" سخن گفت که کمتر کسی از ارزش این منابع لایزال طبیعی به عنوان عامل اصلی حیات اطلاع داشت. در عصری از محیط زیست گفت که "فعال محیط زیست" بودن، مثل امروز هنوز مُد نبود. همه، تنها ارزش چوبِ جنگل را می فهمیدند و حتی اغلب نخبگان دانشگاهی نیز به دنبال مهندسی جنگل و قیمت گذاری درختان هیرکانی، برای تامین مواد اولیه کارخانه های چوب وکاغذ و یا صادرات و فروش بودند.

او درست در روزهایی از جنگلخواری و زمین خواری گفت که هنوز کسی نه این واژه ها را می شناخت و نه می دانست چگونه جنگل خواران و زمین خواران در حال بلعیدن منابع ملی هستند. در روزهایی از خطر ساخت کارخانه های آلاینده در استان های شمالی گفت که اغلب، آنرا مترادف با توسعه و پیشرفت و وسیله ایجاد اشتغال می شمردند. بسکی اما این همه را دریافته بود و آرام و مستمر همگان را نسبت به این آسیب ها و تخریب ها مطلع می کرد.

او در حالی که تن پوشی سپید در بر داشت و کلاهی سپید بر سر، دائما بر ارزش های حیاتی درخت ها و جنگل ها تاکید می کرد؛ بر آدمیان نهیب می زد و مانند پیغام آوری سبز، آنان را  هشدار می داد که قدر درخت ها را بدانند و علاوه بر حفظ جنگل ها، باز هم درخت بکارند.                                                                                                             

هنوز صدایش در گوشم است: « جناب شهردار عزیزم؛ اجازه ندهید این رودخانه فاضلاب، وارد جنوب شهر تهران و ری و ورامین بشود که مملو از فلزات سنگین و الودگی هست و به خوراک مردم برود. درختان بهترین تصفیه کننده این فاضلاب ها هستند. ریشه گیاهان، فاضلاب را می خورد و تصفیه می کنند. بیایید به جای هر کاری درخت بکاریم. به رییس جمهور پیشنهاد می کنم به جای یارانه هایی که به ما می دهید، درخت انگور بکارید! »

« درختان بهترین تصفیه کننده این فاضلاب ها هستند. من در خانه خودم در مرکز آلودگی تهران یعنی "میدان انقلاب خانه ای پر از گیاه و درختان انگور درت کرده ام که بهشت است. درخت باعث باران می شود؛ باران آمد نان داریم، آب داریم. گر بمیرد این (اشاره به درخت)یعنی جهانی مرده است...»

سال 87 وقتی خبر احداث "کارخانه سیمان پیوند" را در کنار "جنگل گلستان" و نزدیک "پارک ملی گلستان" شنیدم، برای انجام مصاحبه با او تماس گرفتم. به محض شنیدن موضوع مصاحبه، شروع کرد به اظهار مخالفت و نگرانی. از بی توجهی مسوولان به قوانین و تذکرهای متخصصان گفت؛ از نامهربانی آنها با طبیعت و جنگل ها و از خطر تغییر اقلیم و بیابانزایی که به شدت در حال پیشروی است و مردم و مسوولان آنرا باور نداشته و به آن توجه نمی کنند.

هنوز صدایش در گوشم است؛ صدایی لرزان اما محکم در پای تلفن که فریاد می زد:«بیچاره شدیم از دست این تکنولوژی، چرا باید به خاطر سود یک عده کارخانه دار، غبار آن بر سر مردم بیچاره "گالیکش" بنشیند؟ چرا باید کوه را بتراشند؟ چرا باید جنگل های اطراف را به غبار سیلیس آلوده کنند؟! من حاضرم در هر دادگاهی از این ادعا دفاع کنم و شهادت بدهم، پارک ملی گلستان و بسیاری از جنگل های دیگر منطقه توسط وزارت راه صدمه خورده و کشور در آتش بی آبی و خشکسالی می سوزد.»

بعد هم علت را گفت؛ با سوز دل هم گفت؛ « می دانید چرا؟ همه اینها به خاطر انجام فعالیت هایی بوده که جنگل ها را نابود کرده است. غبارهای حاصل از فعالیت کارخانه های سیمان با قرار گرفتن در لابه لای ذرات بخار، باعث پراکندگی این ذرات و در نتیجه نباریدن باران می شوند. ساخت چنین کارخانه هایی حاصل لابی یک عده سرمایه دار با استفاده از پول نفت و سرمایه ملی و نفوذ آنهاست که به جای آبادی و آبادانی، ویرانی در پی خواهد داشت.»

غلامعلی بسکی معروف به "بابا بسکی" زاده بهمن ۱۳۱۰ در سبزوار، از پیشگامان محیط زیست ایران است.

او در سال ۱۳۴۵ بیمارستانی را در شهر گنبدکاووس تأسیس کرد و پس از آن در ۱۳۴۹ به دنبال بروز بیماری، زندگی شهری را رها کرد و در مزرعه اش در جنگل گلستان ساکن شد. از آن زمان به بعد به تدریج، تبدیل به یک گیاه‌خوارِ مطلق شد و زندگیِ خود را وقف آگاهی بخشی نسبت به محیط زیست، جنگل و گیاه‌خواری کرد.

او پس از پایان تحصیل، در رشته طب دانشگاه علوم پزشکی تهران ادامه تحصیل داد و در سال ۱۳۴۵ با درجه تخصص جراحی زنان از همان دانشگاه فارغ‌التحصیل شد.

دکتر بسکی به مدد کوه‌پیمایی‌های زیاد در میان جنگل‌ها و دره‌های پر درخت و پر از چشمه‌سار، خلق و خوی طبیعت دوستی را دریافت و چندین بیماری مزمن از قبیل آب‌مروارید، دیسک کمر و حساسیت‌های پوستی اش را معالجه کرد و بعد از آن، زندگی خود را وقف طبیعت کرد. اما طبیعت دوستی او به پشت میز نشستن و یا پرسه زدن در میان انبوهی از کتاب ها ومقاله های دانشگاهی محدود نشد.

او مرد کارزارهای عملی در حوزه فرهنگ و اطلاع رسانی بود؛ چرا که دریافته بود تا هنگامی که مردم نسبت به منابع ملی مطلع، حساس و مطالبه گر نباشند نمی شود برای مقابله با زمین خواری و جنگل خواری کاری کرد. برای همین، همواره در مصاحبه هایش با زبانی مردمی و ساده با آنها سخن می گفت و نسبت به حقوق شهروندی محیط زیستی شان، هشدار می داد و آنان را آگاه می کرد.

بسکی در همین حال مبارزی تندرو و افراطی که محیط زیست را به یک صحنه نبرد بین جناح های سیاسی تبدیل کند نبود؛ اگر چه می دانست "قدرت" و "رانت"، از مهم ترین ابزارهای تخریب طبیعت هستند؛ با این همه باز هم می کوشید تا با آگاه کردن مردم، مطالبه محوری را در جنبش محیط زیست ایران تقویت کند؛ بدون اینکه به طور مستقیم با نیروهای سیاسی و حاکمیت های مختلف، درگیر شود و یا بازیچه دست یک جناح، برای تخریب جناح دیگر شود.
 
ساخت باغ انگور با روش آبیاری از فاضلاب که باعث تصفیه فاضلاب نیز می شود؛ کاشت 40 هکتار درخت در داورزن و ششتمد و احداث پارک 200 هکتار در سبزوار با کمک شهرداری تنها بخش کوچکی از خدمات بزرگ و غیرقابل شمارش او به جامعه ایران است. این خدمات حتی از ایران نیز فراتر رفت تا آنجا که "انجمن بین المللی چینگ های"، عنوان "قهرمان درخشان جهان" را به او داد. او در نوع خودش یک قهرمان بود. قهرمانی که در ایران، درخت آگاهی کاشت. درختی که کم کم دارد میوه می دهد؛ حالا که بابا بسکی پرواز کرده است.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.