دود آمارهای دروغین مسوولان به چشم جنگل‌های ایران

نبود "یگان هوایی اطفای حریق" جنگل ها را خاکستر کرد/ چرا بالگرد مدیریت بحران به ارسباران نمی‌رسد؟!

نبود "یگان هوایی اطفای حریق" جنگل ها را خاکستر کرد/ چرا بالگرد مدیریت بحران به ارسباران نمی‌رسد؟!
آنچه جنگل های ایران را خاکستر کرده، آتش نیست؛ آمارهای کوچک شده مدیران از میزان درختان سوخته و سطح آتش سوزی و نیز نبود "یگان هوایی اطفای حریق جنگل" است. عامل آتش، هر چه که هست اما علت تشدید آن یک چیز است؛ در ایران، "یگان هوایی اطفای حریق جنگل" نداریم؛ و جنگل آنقدر برای دولت ها ومسوولان ایران مهم نیست که به اندازه بودجه یک سد، برای آن اعتبار تعریف کرده و یک بالگرد بخرند.
جمعه ۱ شهريور ۱۳۹۸
ساعت ۲۰:۲۰
کد مطلب: ۲۲۲۱۶
Share
اسکان نيوز-الهه موسوی : دوشنبه بود که آتش به جان ارسباران افتاد. اینکه علت آتش سوزی چه بود را کسی نمی داند؛ یا گردشگری خواسته چای درست کند؛ یا رهگذری سیگاری نیمه خاموش را انداخته است و یا شکارچیان، آتش نیمه جان را رها کرده و رفته اند. شاید هم کسی بغض وکینه ای از یک جنگل بان یا مامور داشته و حالا آنرا بر سر جنگل های بی دفاع ارسباران خالی کرده است.

بر اساس اخبار ستاد مدیریت بحران آذربایجان شرقی، آتش در محدوده روستاهای "خانقاه"، "مردانقم" و "کلوانق" در بخش "منجوان" شهرستان "خدا آفرین" از دوشنبه آغاز شده و تا امروز بیش از یکهزار و500 هکتار از جنگل‌های ارسباران را خاکستر کرده است.
 
گزارش ها حاکی است آتش جنگل های ارسباران در سه نقطه متفاوت در شهرستان مرزی "خدا آفرین" در اثر بی توجهی رهگذران شعله ور شده و صدها هکتار از جنگل‌های ارسباران را خاکستر کرده است. گفته می شود شدت آتش در روزهای اخیر به دلیل وزش باد شدت گرفته و آتش همچنان در حال پیشروی است.
 
ستاد مدیریت بحران قول ارسال بالگرد برای انجام عملیات هوایی اطفای حریق ارسباران را داده؛ اما هنوز از بالگرد خبری نیست و محیط بان ها و جنگل بان ها و نیروهای مردمی همچنان با بیل و سرشاخه در حال خاموش کردن آتش هستند.

این نخستین باری نیست که بالگرد برای خاموش کردن آتش جنگل های ایران نمی آید. این روال حالا دیگر عادت مسوولان ستاد بحران کشور شده که زیر فشار درخواست ها و اعتراض های مردمی قول ارسال بالگرد می دهند؛ اما بالگردها هرگز به اطفای حریق نمی رسند. اگر هم بالگردی بیاید مربوط به هلال احمر است و برای نیروهای درگیر آتش آب وغذا آورده و یا مسوولان را به خط آتش رسانده است. مسوولانی که با بالگرد از بالا و در آسمان جنگل شعله ور را نظاره می کنند؛ سوار بر هلی کوپتر می آیند؛ بالای درختان گُر گرفته چرخی می زنند و بعد هم می روند.

محیط بانان و جنگل بانان و مردم و نیروهای درگیر آتش اما داستانشان جور دیگری است؛ آنها در گرمای بی حد و با دست های خالی باید آنقدر در قلب جنگل های شعله ور بمانند تا آتش خاموش شود.

عامل آتش، هر چه که هست اما علت تشدید آن یک چیز است؛ در ایران، امکانات برای خاموش کردن آتش جنگل نداریم؛ و جنگل آنقدر برای دولت ها ومسوولان ایران مهم نیست که به اندازه بودجه یک سد، برای آن اعتبار تعریف کرده و یک بالگرد بخرند.

 این یک واقعیت تلخ در سراسر ایران است؛ از جنگل های هیرکانی تا ایرانی-تورانی و ارسباران و زاگرس، همه ساله در فصول گرم و خشک سال، هزاران هکتار خاکستر می شوند چون زمان می برد تا با دست های خالی بتوان آتش را خاموش کرد.

آتش جنگل های ایران، سال هاست با دست خالی و بیل و سرشاخه و در بهترین حالت با پمپ های 30 لیتری آب خاموش می شوند و مسوولان همچنان درگیر تامین بودجه برای ساخت راه ها، سدها، کارخانه ها، اتوبان ها و تله کابین ها در این جنگل ها هستند؛ اما هیچ دولتی تاکنون برای ایجاد "یگان هوایی اطفای حریق جنگل" تلاش نکرده و بودجه و اعتباری را تعیین و تامین نکرده است.

بر اساس آمارهای رسمی سازمان های متولی، طی 10 سال گذشته بیش از 13 هزار و 830 مورد حریق در عرصه های طبیعی جنگلی ومرتعی ایران گزارش شده که موجب از بین رفتن حدود 143 هزار هکتار از عرصه های طبیعی کشور شده است و در نتیجه گونه های متعدد جانوری اعم از پستانداران،‌ خزندگان، ‌دوزیستان و پرندگان و انبوهی از حشرات را از بین برده است.

مرکز آمار ایران و سازمان جنگل ها،مراتع و آبخیزداری نیز گزارش داده اند که حدود 8/8 درصد از مساحت کشور را جنگل ها تشکیل می دهند که حجم سرپای مجموع جنگل های کشور 600 میلیون مترمکعب و سرانه جنگل در ایران، 17/0 هكتار است؛ این در حالی است كه سرانه جهانی جنگل 62/0 هكتار بوده و ایران از سرانه جنگل های بسیار ضعیف جهانی محسوب می شود.

نبود یگان هوایی اطفای حریق جنگل و تجهیزات کافی و لازم در مواقع آتش سوزی نیز باعث شده تا میزان خسارات حاصل از آتش سوزی جنگل ها به نحو چشمگیری افزایش یابد؛ به گونه ای که در سال 92 تنها یک مورد حریق در پارک ملی گلستان، 2 هزار هکتار جنگل و مرتع خاکستر شد. همچنین در رخدادی مشابه بیش از 1400 هکتار از جنگل‌های این پارک ملی در آتش سوخت؛ بی آنکه بالگردی برای نجات این جنگل های باستانی وجود داشته باشد تا میزان جنگل های سوخته یگانه پارک ملی ایران در چهار سال به بیش از 8 هزار هکتار برسد.  

علاوه بر تمام مسائل مذکور که از عوامل تشدید خسارت در آتش سوزی های جنگلی ایران هستند، پرسشی اساسی اذهان بسیاری از مردم و کنشگران محیط زیست ومنابع طبیعی را مشغول کرده و آن اینکه "چرا اغلب مسوولان، درباره سطح و عمق آتش سوزی های جنگلی ومرتعی، آمارهای غیرواقعی و نادرست تحویل رسانه ها می دهند؟" به گونه ای که در بسیاری از مناطق سوخته، محیط بان ها، جنگل بان ها و نیروهای مردمی که در عملیات اطفای حریق شرکت دارند سطح آتش واقعی تر اعلام می کنند و مدیران شان در استان ها سطوح بسیار کوچک و غیرواقعی از خسارت ها اعلام می کنند.

برای خبرنگارانی که هم با فعالان محیط زیست استان ها و هم با مدیران کل در ارتباط هستند شنیدن آمارهای کوچک شده توسط دولتی ها دیگر به یک رویه عادی تبدیل شده است.

به نظر می رسد دستی پنهان در سیستم اداری ایران و سازمان های متولی طبیعت در دولت دوازدهم، بر همان مدار "آمارسازی" و "عدم شفافیت" حرکت کرده و می خواهد حقایق و واقعیت های مظلومیت جنگل های ایران را از چشم شهروندان و نهادهای نظارتی پنهان کند.

حداقل پیامدهای این پنهانکاری و آمارسازی ها، ادامه روند کنونی، تامین نکردن بودجه لازم برای اطفای حریق جنگل است؛ همان که باعث شده جنگل های ایران نزدیک به 4 دهه با بیل و سرشاخه و دَبه های تُرشی خاموش شوند و بخش بزرگی از آنها به خاکستر تبدیل شوند. کمترین آثار باقی مانده از نابودی پوشش گیاهی، خشکسالی و سیل است؛ چیزی که در اثر تغییر اقلیم ناشی از تخریب جنگل ها ومراتع رخ می دهد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.