دکتر اسماعیل کهرم درباره حادثه کشتن توله خرس گلستان به اسکان نیوز گفت :

آموزش محیط بان ها و جوامع محلی راه حال ماجراست نه مجازات

آموزش محیط بان ها و جوامع محلی راه حال ماجراست نه مجازات
در روزهای اخیر، فیلم رفتن یک توله خرس به روستای "ترجنلی" در شرق استان گلستان و درگیری روستاییان و کشته شدن حیوان، خبرساز شد. توله خرس دو روز پی در پی به روستا رفت؛ روز نخست، اهالی او را با سر وصدا بیرون راندند و روز دوم وقتی دیدند دوباره پیدایش شده ترسیدند. اینبار اهالی جمع شدد و ناآگاهانه به او یورش بردند و در یک کشمکش نسبتا طولانی و درحالی که یکی شان زخمی شده بود، با ضربات محکم چوب، او را از پا درآوردند. آنها حتی نمی دانستند که اگر چند دقیقه صبر می کردند شاید داروی بی حسی اثر می کرد و توله خرس بیهوش می شد...
سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶
ساعت ۱۴:۳۳
کد مطلب: ۴۹۷۳
Share
اسکان نيوز-الهه موسوی: داستان تعارض بین جوامع محلی با حیات وحشی که در جوار آن جوامع زندگی می کنند با اینکه داستان تازه ای نیست؛ اما به زخمی می ماند که هرازچندگاهی سرباز می کند و بعد بدون درمان، مسکنی به آن می زنند و سپس فراموش می شود.

یک پلنگ در مازندران به چوپان و گله اش حمله می کند؛ یک خرس به گاوداری در صالح آباد گلستان می رود و گرگی به گله می زند. روستاییان با احساس خطر و ناامنی، به فکر چاره و دفاع می افتند.

گاه می کشند و گاه زخمی می شوند. اما اقدامی موثر برای آگاه سازی و آموزش جوامع محلی مناطق حفاظت شده انجام نمی شود و بومی ها نمی دانند در چنین موقعیت هایی باید چه کنند که نه سیخ بسوزد و نه کباب! هم خودشان و دام های شان ایمن بمانند و هم به حیات وحش کشور و مخصوصا گونه های کمیاب گوشتخوار مثل پلنگ و خرس، آسیب وارد نشود. دیگران هم تنها آتش بیار معرکه هستند و در این میان آنچه قربانی می شود تنوع زیستی یک آب وخاک است.
 
در حادثه اخیر کشته شدن توله خرس در گلستان، اما برخی گمان ها حکایت از این داشت که روستایی ها به قصد کشتن حیوان را تعقیب کرده اند. دکتراسماعیل کهرم استاد کهنه کار محیط زیست اما معتقد است که آنها نمی خواستند حیوان را بکشند؛ بلکه فقدان آموزش صحیح و نداشتن راهکار ناسب برای حل مساله، آنها را به تعقیب و تلاش برای گرفتن توله خرس وادار کرد.

کهرم به اسکان نيوز گفت:  فیلم درگیری توله خرس با روستاییان را چند بار دیدم. چند مساله در این فیلم هست. یکی اینکه این فیلم نشان می دهد اهالی قصد کشتن این توله خرس را نداشتند و فقط می خواستند او را بگیرند. برای همین هم با پتو و تور ماهیگیری وارد شدند.

ناآگاه و ناوارد بودند و می گفتند "پتو را بیاورید!" می خواستند پتو را بیندازند روی توله خرس و او را بگیرند. من خوشحالم که نتواستند؛ چون جانوران و حیات وحش قدرت شان بسیار متفاوت با آن چیزی است که ما فکر می کنیم. یک گورکن آفریقایی 9 کیلویی براحتی 5 -6 نفر را می کشد. این جانوران سراپا عضله هستند و اندام های بسیار قوی دارند.

فریب کوچکی این توله خرس را نخورید؛ اگر به آن چند نفر بند می کرد همه شان را می کشت. فک یک خرس را که باز کنید می بینید 4 تا دندان نیش دارد که راحت تا کبد و قلب می رسد و چیزی جلودارش نیست.

او در ادامه گفت:  موضوع دوم اینکه من محیط بان در بین آنها ندیدم و آن کسی که با چوب می زد حیوان را، فقط لباس همرنگ محیط بان ها تنش بود و دیگری هم لباس محیط بانی نداشت. اما یکی از اینها شروع کرد از چپ به راست دویدن و توله خرس هم دوید دنبالش و وقتی از ترس به زمین افتاد، به او حمله کرد؛ به طوری که طرف فریاد و ناله اش درآمد؛ ولی دوربین در این لحظه روی یک صحنه دیگر رفت؛ به گونه ای که انگار این صحنه را نمی خواست نشان بدهد.

نمی دانم چرا؟ این حالت حمله که پیش آمد همان افرادی که می خواستند توله خرس را بگیرند شروع کردند به زدن او و آن فرد زخمی هم آنطرف افتاده بود و ناله می کرد. این نشان می دهد که اهالی روش فراری دادن حیوان را بلد نبودند؛ وگرنه در حرکات شان، نیتی برا کشتن او ندیدم.

این استاد جهانی محیط زیست در ادامه با تاکید بر اینکه نباید 10 نفر سر یک حیوان بریزند و او را وحشتزده کنند گفت: حیوان از جنگل درآمده و به یک فضای باز رسیده؛ بوی روستا را گرفته و آمده؛ اگر فاصله شان را با او حفظ می کردند و آگاهانه برخورد می شد این اتفاق پیش نمی آمد. روستا انواع بوهای اشتها برانگیزی برای حیوان دارد. یکی شیر گرم می کند؛ آن دیگری نان می پزد و یکی هم گوشت کباب می کند. حیوان گرسنه این بوها را می گیرد و می آید سمت ده. الان هم که فصل پاییز رسیده و میوه ها تمام شده و حیوان گرسنه است. نباید مردم این قدر به حیوان نزدیک می شدند و او را دوره می کردند.

کهرم گفت: من این شرایط را در آلمان دیده ام. محیط بان آمد به مردم دیگ و قابلمه و بشقاب و قاشق داد و مردم شروع کردند به زدن به آنها و با آن سر وصدا خرس به سمت جنگل رفت. در واقع آنها ابتدا محیط بان های خودشان را آموزش داده اند و بعد همان دانسته ها از سوی محیط بان به مردم منتقل می شود. البته جوامع محلی را نیز جداگانه آموزش می دهند.
 
آموزش جوامع محلی و محیط بان ها

کهرم درباره دستور رییس سازمان حفاظت محیط زیست برای مجازات روستاییانی که به توله خرس حمله کرده و او را کشته اند گفت: آقای کلانتری دستور داده اند افرادی که خرس را ضرب و شتم کرده و او را کشته اند را بگیرید و مجازات کنید. بنده با این تفاسیر که این حمله کرده به طرف آنها، فکر نمی کنم چنین جایی وجود داشته باشد. به جای مجازات روستایی، باید به او آموزش داد تا در چنین موقعیت هایی بداند که چطور باید رفتار کند.

او گفت: مجازات راه حل نیست و مردمی که در مجاورت زیستگاه خرس و گرگ و پلنگ هستند را حتما باید آموزش داد. در دماوند حیوان رفته، صد نفر ریخته اند سرش و در یک جای بن بست گیرش انداخته اند. طبیعی است حیوان، وقتی راه فرار نداشته باشد حمله می کند. سازمان محیط زیست ابتدا باید خودش آموزش ببیند و بعد به این جوامع محلی آموزش بدهد.
 
استفاده از دارت برای بیهوشی حیوان

فیلم ها و خبرها حکایت گر آن هستند که در ماجرای این درگیری، از دارت نیز برای بیهوش کردن حیوان استفاده شده است. دکتر اسماعیل کهرم تاکید می کند که استفاده از دارت برای بیهوش کردن حیوان نیاز به تخصص و گذراندن دوره های آموزشی لازم را دارد.

او می گوید: من 12 روز در انگلستان دوره استفاده از این روش را دیده ام. برای استفاده از آنها باید از یک سری اصولی استفاده کنید و جداولی دارد. میزان دارو باید متناسب با حجم مغز حیوان و دیگر ویژگی های بالینی او باشد تا هم صدمه نبیند و هم وسط کار یکهو به هوش نیاید. این نیاز به آموزش دارد و کسی که آموزش ندیده حق ندارد به آن دست بزند.

پس سازمان حفاظت محیط زیست باید در تمام استان ها و یا استان هایی که همجوار با زیستگاه حیوان هستند افرادی را آموزش بدهد و آنها از این روش استفاده کنند. ما دایم در نقاط مختلف ایران از دماوند تا تبریز تا شمال دائما با این اخبار حمله حیوانات به دامگاه ها و یا روستاییان مواجه هستیم و باید برای آنها فکری اساسی کرد. مجازات افراد به تنهایی دردی را دوا نمی کند. آنهم افرادی که عمدی در این قضیه نداشته اند و تنها نمی دانسته اند چه باید بکنند.
 
کمبود شدید بودجه سازمان متولی

کمبود بودجه یکی از مهم ترین عوامل فقدان آموزش برای محیط بان ها و جوامع محلی است و سازمانی که برای ابتدایی ترین نیازهای محیط بانش پول ندارد و نمی تواند با بودجه اندک برای آنها تجهیزات لازم حفاظتی را تهیه کند چگونه می خواهد به آنها آموزش درستی بدهد.

اگر چه در دولت یازدهم تلاش های بسیاری برای حل مشکلات معیشتی کارکنان سازمان حفاظت محیط زیست انجام شد اما حکایت کمی بودجه سازمان متولی حفاظت از زیست بوم های کشور همچنان باقی است. سازمانی که حتی پول کافی را برای تهیه کفش ولباس مناسب این حافظان ندارد و دولت هایی که هر یک هنگام تخصیص بودجه، دست و دلشان می لرزد.

در یک بررسی ساده و مقایسه آماری بین بودجه سازمان حفاظت محیط زیست ایران با بودجه  اختصاص داده شده به چند وزارتخانه می توان این مساله را دریافت.

درحالی که در خبرهای رسمی بودجه سازمان حفاظت محیط زیست کشور در سال 96 (سال جاری) 650 میلیارد تومان ( تازه با احتساب افزایش دوبرابری آن) است بودجه وزارت نیرو 7 هزار و500 میلیارد تومان ، وزارت راه و شهرسازی 8 هزار و600 میلیارد تومان ، وزارت ورزش و جوانان یک هزار و 440 میلیارد تومان عنوان شده است. همچنین بودجه سازمان صدا و سیما با تصویب مجلس به دو برابر رسیده و به 3 هزار میلیارد تومان رسیده است.

حالا خودتان مقایسه کند که آیا چنین سازمانی می تواند نیازهای همه جانبه پرسنل خود از جمله "آموزش" محیط بان ها و جوامع محلی را برای حفاظت علمی و عملی از محیط زیست و تنوع زیستی آن مرتفع کند؟ بر این اساس اگر دولت می خواهد این گونه ماجراها تکرار نشود باید فکری اساسی برای اصلاح بودجه این سازمان و حرکت از روی برنامه های علمی و اصولی داشته باشد؛ وگر نه این درگیری ها و کشتارها و نیز پرونده های قضایی بی نتیجه همچنان ادامه خواهد داشت.
 
 
 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.