بررسی اسکان نیوز از ضعف‌ها و کمبودهای اورژانس اجتماعی

عدم حمایت دولت از زنانی که مورد خشونت قرار می‌گیرند

عدم حمایت دولت از زنانی که مورد خشونت قرار می‌گیرند
123.سه رقمی که یادآور اورژانسی بود که قرار بود پناه زنان و کودکانی که مورد خشونت و آسیب قرار می گیرند، باشد. اورژانس اجتماعی که چند سالی است راه اندازی شده و برای کمک و مشاوره به آسیب دیدگان توسط وزارت کار ایجاد شد.اما محدودیت ها، ناکارآمدی ها،کمبود امکانات و نیروی انسانی،عدم تامین اعتبارات لازم و عدم برنامه ریزی مناسب باعث شده نسبت به عملکرد و اقدامات اورژانس اجتماعی انتقادات و اعتراضات زیادی صورت بگیرد. برخی فعالان حقوق کودک و مددکاران ان جی اوهای بزرگ یاری دهنده کودکان از جمله جمعیت امام علی،با بررسی عملکرد آنها به روند فعالیتشان انتقادات زیادی دارند.
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶
ساعت ۱۱:۰۱
کد مطلب: ۸۷۸۷
Share
یکی از اعضای جمعیت امام علی که به صورت میدانی وضعیت رسیدگی به کودک آزاری از سوی اورژانس اجتماعی را بررسی و پژوهش کرده است،در گفت‌وگو با "اسکان نيوز" عنوان می‌کند: عدم رسیدگی مناسب به مناطق حاشیه ای یکی از مشکلات اصلی اورژانس اجتماعی است. در واقع خود مددکارها هم محدودیت بالایی دارند. مثلا وقتی برای گزارش کودک آزاری یا همسر آزاری در قبال زنی که مورد ضرب و شتم قرار می گیرد،تماس می گیرند گاهی می‌گویند ماشین ندارند، باید صبر کنید تا ماشین برسد. در همین فرصتی که از دست می رود، ده نوع تهدید می‌تواند کودک یا زن را آزار بدهد.

از سویی دیگر برای ورود به منزل و دخالت در آسیبی که زن یا کودک می بینند، مددکاران و مشاوران اورژانس اجتماعی حتما باید حکم قضایی داشته باشند و نامه نگاری کنند که فقط در ساعت های ادرای بین 8 صبح تا 2 بعدازظهر این کار امکان پذیراست و همان روز هم صادر نمی شود و حداقل 24 ساعت طول می کشد. در این مواقع یک مددکار یک روز می رود فقط پیگیر نامه ها و درخواست ها از قوه قضاییه می شود.خود نامه نگاری پروسه پیچیده ای است.

در حالی که قرار بود مددکاران اورژانس اجتماعی ضابط قضایی شوند که نیازی به نامه بازی و روند پیچیده بروکراسی نباشد،اما این اتفاق رخ نداده و همه اینها برای ورود به منزل زن و کودکی که در خانه امنیت ندارد و تحت آسیب است،روند بسیار دشواری است.

وی ادامه می دهد:همچنین دیگر ضعف سیستم اورژانس اجتماعی این است که شبانه روزی خدمات ارائه نمی دهند. مثلا شما اگر شب برای موردی تماس بگیرید امکان ندارد خدمات دهند و مداخله کنند.می گویند فردا می آیند. شبانه غیرممکن است. یا می گویند نیرو نداریم شما با نیروی انتظامی تماس بگیرید،ما فردا مراجعه می کنیم. تا فردا خدا میداندچه شود چون خیلی ها می ترسند به پلیس به دلایل متعدد خانوادگی و فرهنگی و اجتماعی و ترس از آبرو و...خبر دهند.همچنین به گفته این مددکار جمعیت، معمولا در شمال شهر خدمات رسانی اورژانس اجتماعی قوی تر از بافت های اصلی و مناطق حاشیه نشین و سکونت گاه های فقیرنشین است.

در حالی که مناطق حاشیه ای بیشتر به مداخله اورژانس اجتماعی و خدمات آنها نیاز دارند و عمده آسیب ها و تهدیدها ازآن مناطق برخاسته است.این مددکار جمعیت امام علی تاکید می کند:فکت های مستند بسیاری از ضعف اورژانس اجتماعی و بهزیستی و کم کاری ها و خلاء ها و محدودیت های آنها دارند که قرار است در سمینار شنبه و یکشنبه هفته آینده که در خصوص کودک آزاری در بافت های فقیرنشین صحبت شود،ارائه شود.

از سویی دیگر در خصوص نحوه رسیدگی به گزارشات همسر آزاری نیز کوتاهی ها و ضعف های زیادی از سوی اورژانس اجتماعی مطرح است. چندی پیش زن جوانی با گزارش به ما عنوان کرد: مورد خشونت خانگی و دائمی همسرش قرار می گیرد. شماره خانه های امن و اورژانس اجتماعی را در اختیار او قرار دادیم تا بتواند درخواست کمک کند.اما در تماس چندین باره حتی یک بار هم مددکار و مشاور برای این زن اعزام نکردند. او که یک کودک زیر یک ساله دارد، از ترس همسرش حتی نمی تواند به پزشکی قانونی برود یا به نیروی انتظامی شکایت کند.

زنانی مانند او که امنیتشان در خانه دچارمشکل فراوان است و حمایت کننده ای هم ندارند، می گویند بعد از شکایت می ترسند همسرشان بیشتر آنها را مورد ضرب و شتم قرار دهد. از سویی دیگر، از طرف خانواده و پدر خود هم حمایتی نمی شوند یا بعضا خانواده ای ندارند. بر این اساس،کاملا در معرض تهدیدهای بزرگ حتی کشته شدن قرار می گیرند.هیچ مرکزی هم در کشور وجود ندارد که مثلا چند ماه از آنها حمایت کند تا کسی به آنها بعد از شکایت آسیبی نرساند.

چرا اورژانس اجتماعی به جای پیشگیری از آسیب منتظر می ماند تا کسی زنگ بزند؟

در همین زمینه"جاوید سبحانی"جامعه شناس حوزه کودک نیز در گفتگو با "اسکان نيوز" در نقد فعالیت و خدمات دهی اورژانس اجتماعی عنوان می کند:اساسا اورژانس اجتماعی برای مداخله فوری و ضروری کیس های حاد و کمک و مداخله در آسیبهای آنان ایجاد شد. اما مشکلی که وجود دارد آن است که سازمان بهزیستی از ابتدای راه اندازی اورژانس اجتماعی هنوز خلاء های قانونی آن را برطرف نکرده است. به عنوان مثال زمانی که جرم عمومی کودک آزاری رخ می دهد،حتی مددکاران اورژانس اجتماعی هم نمی توانند به راحتی وارد خانواده ها شوند. یا به موقع به آسیب کودک نمی رسند یا نمی توانند در محدوده خانواده دخالت آن چنانی کنند. به خصوص در مورد کودک آزاری هایی که در محیط های بسته رخ می دهد. در واقع اگر مداخله اورژانس اجتماعی به موقع انجام نشود، هدف ایجاد این سازمان محقق نمی شود.

سبحانی تاکید می کند:بخش عمده ای از آسیب های اجتماعی و حوزه های شکل گیری آن مشخص است.اینکه بیشترین میزان آسیب ها در کدام مناطق جغرافیایی شهر تراکم دارند،واضح است. اما گویا اورژانس اجتماعی اصلا در آن نقاط حضور ندارد.آیا این سازمان نمی تواند یک کمپ سیار در کلان شهرها و مناطق حاشیه نشینی ایجاد کند تا قبل از وقوع آسیب های جدی و خطرناک برای زنان و کودکان آنها را شناسایی و از وقوع آنها پیشگیری کند؟

این جامعه شناس با ذکر پرسشی عنوان می کند: عملکرد اورژانس اجتماعی بر چه اساسی است؟چرا آنها ستادی عمل می کنند و منتظرند کسی زنگ بزند و به آنها خبر بدهد تا خدمات ارائه دهند؟ اصلا در بسیاری از سکونتگاه های غیر رسمی و مناطق فقیر نشین کسی از وجود اورژانس اجتماعی اطلاعات و آگاهی ندارد که بخواهد برای خطرات و آسیب هایش تماس بگیرد. معمولا حاشیه نشین ها اصلا زنگ نمی زنند.خود اورژانس اجتماعی باید براساس نیازها و آسیب های اجتماعی مردم مناطق حاشیه ای مختلف، پیگیری و بررسی کند،اما این کار را انجام نمی دهند و متاسفانه بهزیستی هم هیچ دخالتی نمی کند.

سبحانی با گلایه اظهار می کند: همین زلزله اخیر کرمانشاه را ببینید.کودکان از بیماری و سرما می میرند، اما بهزیستی چه می کند؟یا در خصوص خشونت های خانگی که در مناطق پرآسیب به تعداد زیادی رخ می دهد. یا معتادانی که به نوعی در خانه کارتن خواب هستند. یعنی نشسته اند درخانه و دائم فقط مواد مخدر مصرف می کنند و هیچ فعالیت اجتماعی دیگری ندارند و عمدتا به دلیل مصرف مخدر منشاء خشونت های خانگی هستند که اورژانس اجتماعی اصلا در این زمینه ها ورود نمی کند.

این جامعه شناس تاکید می کند: متاسفانه اقدامات اورژانس اجتماعی به آمار دادن گاه و بیگاه محدود شده و اعلام نکرده اند چه مداخلاتی داشته اند و چه پایش هایی انجام داده اند.

آسیب دیدگان اجتماعی بین خانواده و دولت گرفتار شده اند

سبحانی یادآور می شود: آسیب دیدگان اجتماعی بین خانواده و دولت گرفتار شده اند.زمانی که حق کودکی پایمال می شود باید به صورت عمومی در آن مداخله کرد،اما مشکل آنجاست که خانواده کودک را مایملک خود می دانند.او معتقد است: دولت بسیاری از این قبیل مسائل را به بخش خصوصی واگذار کرده و سازمانهای متبوع خودش دخالتی نمی کنند. باز هم با وجود آنکه دائم آسیب دیدگان اجتماعی از خانواده رانده می شوند و دولت هم حامی آنها نیست، فقط همان خانواده پر آسیب مشکل دار از یک فرد آسیب دیده حمایت می کند.

در واقع سیاست اجتماعی مناسبی که از گروه های آسیب پذیر حمایت کند، وجود ندارد.سرمایه گذاری اجتماعی در خصوص حمایت از زنان تحت خشونت خانگی و کودکانی که مورد کودک آزاری های متعددی قرار می گیرند،مورد غفلت قرار گرفته است.

دولت هرگز از زنانی که مورد خشونت قرار می گیرند حمایت نمی کند

سبحانی خاطرنشان می کند:فشارها به خانواده ها به حدی است که این نهاد درحال فروپاشی است و نهادهای شبه خانواده هم سیاست ترمیم خانواده ها را درمقابل بحران ها ندارند.همین حمایت نشدن ها موجب می شود زنانی که مورد خشونت خانگی قرار می گیرند،ناچار شوند کتک همسر شیشه کش و ناامنی را تحمل کنند.ما در کشور های دیگر خانه هایی داریم که به افرادی که دارای آسیب و تروما هستند و زنانی که در خانه هایشان امنیت ندارند را پناه می دهند و از آنها نگهداری می کنند تا وضعیت درون خانه شان روبه راه شود،سپس به آن نقطه بازگردند.در خصوص کودکان خیابانی هم عملکرد اورژانس اجتماعی همین است. کودک را به طور موقت از خانواده آسیب زا دور می کنند، به دلیل نقص قانون و ناکارآمدی سازمانهای ذی ربط، بار دیگر کودک را به فضای آسیب زا بازمی گردانند.دولت باید از این زنان و کودکان حمایت کند و در معضلات آنها مداخله کند.

سازمان های دولتی مبتکر خانه های امن فعلی محدودی که در سطح کشور وجود دارد هستند.اما پروسه پذیرش زنانی که مورد خشونت خانگی قرار می گیرند از سوی آنها بسیار پیچیده است و مدت کوتاهی به آنها پناه می دهند.

دولت زمانی وارد حل آسیبهای اجتماعی می شود که کار از کار گذشته است

سبحانی تصریح می کند:سازمانهای دولتی مربوط به حل آسیبهای اجتماعی، طوری اقدام می کنند که آخرین حلقه فرد آسیب دیده از خانواده گسسته می شود و آسیب و معضل به انتهای خود می رسد، سپس برای حل ان ورود می کنند! تمام فعالیتهای فعلی بهزیستی منوط شده به تماس و گزارش دادن و بیان اینکه این تعداد کودکان کار جمع آوری شدند و قرار است ساماندهی شوند.در واقع این چرخه باطل دائم سالهاست تکرار می شود.کودکان را جمع آوری می کنند،بار دیگر رها می کنند.هیچ برنامه مفیدی برای آنها ندارند.دائم شورای ساماندهی تشکیل می دهند،اما هیچ کارآیی ندارد، خود اورژانس اجتماعی تحلیلی آماری از روند تحولات و اینکه مداخلاتشان چه نتایجی در پی داشته، ندارند.

من معتقدم وزارت رفاه مقصر اصلی همه نابه سامانی هاست. زیرا بهزیستی و اورژانس اجتماعی و امثالهم فقط نیروهای اجرایی اقدامات ناکارآمد هستند. بعد با این میزان بی ثمری از یکدیگر تقدیر و تشکر هم می کنند!
 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.