در گفت‌وگوی مبسوط اسکان نیوز با فاطمه ظفرنژاد پژوهشگر بخش آب و توسعه پایدار:

سازمان محیط‌زیست به فلاکت رسیده است / بیشترین بیلان منفی برای آقای رییس!

سازمان محیط‌زیست به فلاکت رسیده است / بیشترین بیلان منفی برای آقای رییس!
شاید عیسی کلانتری را بتوان جزو معدود مدیرانی به شمار آورد که در کوتاه ترین زمان، دارای بیشترین بیلان و دستاورد بوده اند؛ منتها نه دستاوردهای مثبت؛ بلکه خروجی که ناشی از بی گدار به آب زدن های ممتد وتصمیم های مطالعه نشده و یکروزه او طی کمتر از 7 ماهی است که به پردیسان رفته است.
دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۶
ساعت ۱۶:۰۸
کد مطلب: ۹۱۴۲
Share
اسکان نيوز-الهه موسوی: از همان روزی که حسن روحانی در دولت نخست خود، کلانتری را به عنوان "رییس ستاد احیای دریاچه ارومیه" انتخاب کرد یک سوال ذهن بسیاری را در این حوزه مشغول کرد که "چرا او" بدون تخصص مرتبط و یا اقلا تجربه ای حتی اندک، باید در این جایگاه قرار بگیرد؟ در دولت بعد پاسخ به این سوال با انتخاب کلانتری به عنوان سازمان متولی محیط زیست داده شد. پاسخی که نه به حق بود و نه به مصلحت؛ آن‌هم درست در روزهایی که ایران درگیر بحران های جدی آب، ریزگرد و آلودگی بود. فاطمه ظفرنژاد کارشناس آب و توسعه پایدار در گفت وگویی با "اسکان نيوز"، عملکرد 7 ماهه عیسی کلانتری را در پردیسان بررسی کرد. تحصيلات ظفرنژاد ابتدا در دانشکده کشاورزي دانشگاه تهران در سال های 56- 1352 و دانشگاه پاريس در 1980- 1978بوده است. او یکی از منتقدان جدی "مدیریت سازه ای آب" و سدسازی در دهه 80 است؛ درست در روزهایی که خیلی ها هنوز فکر می کردند سدسازی یعنی "توسعه" !
 
عملکرد عیسی کلانتری را در سازمان حفاظت محیط زیست و به عنوان رییس این سازمان، چگونه ارزیابی می کنید؟

از زمانی که عیسی کلانتری بر مسند محیط زیست نشسته است شاهد عملکرد خوشایندی از ایشان نبوده ایم. می توان گفت سازمان حفاظت محیط زیست در هیچ یک از ادوار گذشته اش به فلاکت امروز نرسیده؛ اگرچه در موضوع های مختلف و بیش تر از همه در موضوع "آب"، شعارهایی می دهند؛ اما اینکه این گفته ها چه مقدارش درست و چه میزانش نادرست است و بیان صِرف آن، چه دردی از کشور دوا می کند باید بررسی شود.عملکرد حقیقی ایشان این است که بر خلاف دولت یازدهم که طرح های بزرگ مهندسی تهاجم به طبیعت (طرح های انتقال آب) را تاییدیه نداد؛ ایشان به آنها تاییدیه داد و با کمال تاسف هیچ گونه تحلیل روشن وعلمی درباره اینکه چرا این کار را کرد وجود ندارد. ایشان اعداد وارقامی می دهند که مثلا "کارون آب زیاد دارد و اشکال ندارد ما خط انتقال سرشاخه های کارون به کویر مرکزی را تایید کنیم" و یا گفته هایی شبیه به این که با مخالفت کارشناسان و جوامع اجرای طرح روبه رو شده است. زیانکاران این طرح ها که همان مردم هستند بسیار گله مندند؛ از جمله مردم خوزستان و تشکل های محیط زیستی این استان. یک نمونه اش تشکل های استادان "دانشگاه شهید چمران"(جُندی شاپور) که کاملا با طرح انتقال آب از کارون مخالف بودند و بازخورد آن را نیز در جامعه خوزستان دیدیم.
 
نمونه هایی از مشکلات مدیریتی ایشان را که باعث می شود ارزیابی شما از کارنامه شان منفی باشد عنوان کنید.

در حقیقت طرح هایی که ایشان به آن تاییدیه داده است طرح های بسیار بزرگ بوده و با طرح های معمولی فرق می کنند و هر یک در حقیقت چندین وچند سد مخزن ذخیره و ایستگاه تلمبه پمپاژ آب و کیلومترها انتقال آب دارند؛ درعین حال، هیچ مستندات واقعی نیز ندارند؛ نه مطالعات نیازسنجی مستندی دارند که نیازها به ریز و صراحت و مشخص باشد که این آب برای چه کاری می خواهد برود؛ صرفا یک کلمه گفته می شود برای "شُرب" که همه مان می دانیم فقط پوششی است و در حقیقت یک مطالعات مدون نیازسنجی ندارند که ما بدانیم برای چه مواردی قرار است استفاده بشود.

همچنین مطالعات گزینه یابی هم ندارند؛ یعنی اینکه اگر این نیاز به فرض، مشخص و روشن باشد که الف مقدار آب هست، آیا با روش های دیگر تامین آب، قابل تهیه نیست؟ وآیا آن نیازها با توان بوم شناختی سرزمین هماهنگ هست یا نه؟ مثلا اینکه استقرار صنایع آب بر فلزی در کویرمرکزی ایران با ملاحظات بوم شناختی، هماهنگی دارد؟ که البته می دانیم ندارد. همچنین مطالعات روشنی دررابطه با ارزیابی اقتصادی طرح ها ندارند که ببینیم تمام اجزای بسیار پرهزینه ای که این طرح ها دارند؛ برخی چند ده سد را شامل می شوند. برخی مانند "طرح انتقال آب خزر به سمنان" 2300 متر ارتفاع پمپاژ خواهند داشت که هزینه بسیار سنگینی دارد آیا در محل گیرنده آب، آنقدر درآمدزایی خواهد کرد که این هزینه های سنگین و کلان را بپوشاند؟
 
علاوه بر ارزیابی اقتصادی و هزینه – فایده این طرح ها، ارزیابی زیست محیطی هم ندارند که این اساسا نادیده گرفتن قانون صریح کشور است.

دقیقا؛ این نکته از مشکلات جدی مدیریت ایشان و طرح هایی است که در مدت کوتاه ریاست ایشان بر سازمان محیط زیست، مجوز گرفته اند. هیچیک از این طرح هایی که موافقت کلانتری را گرفته اند "ارزیابی زیست محیطی" درستی ندارند. مثلا طرح های انتقال آب با پمپاژ آب، نشر کربن بسیار زیادی دربرخواهند داشت که البته این از کوچکترین اثرات منفی آنهاست. گذشته از اینکه اثراتی که بر روی کمیت وکیفیت آب در حوضه دهنده آب دارند واثرات منفی که بر حوضه گیرنده آب می گذارند نیز مطالعه نشده است. تجربه 60 ساله ما در حوزه انتقال آب نشان می دهد که نه اصفهان که خطوط "کوهرنگ" را دریافت کرد خوشبخت شد؛ چون صنایع فلزی آنجا گسترش پیدا کرد و نه تنها آب دریافتی از کارون که همچنان آب زاینده رود را به کار گرفتند و گاوخونی و زاینده رود هم خشکید. یعنی نه حوضه  دهنده و نه گیرنده به نفع شان نیست. همین تهران را ببینید که گیرنده آب انتقالی رودخانه کرج از سد کرج در سال 1339با 40 کیلومتر خط انتقال بود، می بینیم که نه تنها خوشبخت نشد بلکه از یک "باغشهر" با شرایط کم وبیش مناسب اکولوژیکی وجمعیتی کمتر از چند میلیون، امروز رسیده به کلان شهر پرمصیبتی که معضلات عدیده ای دارد ونه تنها آن انتقال آب پاسخ نیاز تهران را نداد بلکه چندین و چند سد دیگر ساخته شد تا نیاز این شهر تامین شود و باز امروز با بحران بی آبی روبه روست.
 
آیا تنها شما این نتیجه را می گیرد یا دیگرانی نیز در حوزه محیط زیست همین اعتقاد را دارند؟

عملکرد سازمان محیط زیست بعد از آمدن آقای عیسی کلانتری به هیچ وجه  قابل قبول و مثبت نبوده و تشکل های محیط زیست هم انتقادات جدی در اینباره دارند و با اینها مخالف هستند. می توانیم بگوییم از مهم ترین نقایص طرح های انتقال آب، "نبود مشارکت مردمی و رضایت مردم حوضه ها" است. آقای کلانتری باید توضیح دهند با کدام مستندات علمی به بسیاری از طرح هایی که در دولت یازدهم به درستی تایید نشده بودند، مجوز صادر کرده است. اقلا در رسانه ها مخصوصا صدا و سیمای ملی گفت وگویی بگذارند و گروهی که تاییدیه به این طرح ها نداده اند و گروهی که تایید کرده اند هر دو بیایند و بگویند چرا مخالفت یا موافقت کرده اند تا مردم متوجه شوند چرا چنین تغییر مشهودی در رویکرد سازمان محیط زیست، اتفاق افتاده است.

در بخش آب، اظهارنظرهای زیادی از سوی مدیران سازمان ارائه می شود که یکی از آخرین های آن این است که رییس سازمان حفاظت محیط زیست گفته در سال آینده ما بیش از 700 هزارهکتار از سطح کشت بهاره را کاهش داده و حقابه آنرا رها نمی کنیم تا بتوانیم بحران آب را حل کنیم؛ نظر شما در اینباره چیست؟

این خود عامل معضل بسیار بزرگی در بین کشاورزان و کشاورزی ما خواهد شد که قبلا نیز به شدت از این نوع مدیریت آسیب دیده و زمینه ای خواهد شد برای مسائلی که " امنیت ملی" را تهدید می کند. ضمن اینکه برای کارشناسان نیز این سوال پیش آمده که آیا اساسا در صلاحیت آقای کلانتری هست که به همین سادگی بگوید«حقابه 700 هزارهکتار زمین کشاورزی را ندهید!» یا اینکه باید قبل از گرفتن چنین تصمیم مهمی، با مشارکت کشاورزان، با حضور خبرگان و نیز با حضور دستگاه متولی آب- که البته آنهم کارکرد مناسبی ندارد- و با مطالعه و بررسی دقیق، چنین تصمیم های بزرگی گرفته شود؟! آیا نباید کشاورزی که قرار است حقابه اش حذف شود در این تصمیم مشارکت داشته وحداقل نمایندگانشان بتوانند نظر بدهند؟ این تصمیم های غیرکارشناسی و غیرمعقول می تواند تنش بسیار بالایی را در جامعه ایجاد کند. این هم از دیگر خطاهای بزرگ ایشان است.

مشکل اینجاست که درباره کشاورزی هم تصمیم واحد و مشخصی ندارد. از یکسو می گوید آب نداریم و کشاورزی را تعطیل کنیم از سوی دیگر طرح های آب بری مانند "طرح نیشکر خوزستان" با مصرف سالیانه 6 میلیارد مترمکعب تعطیل نمی شود؟

مشکل سازمان این است که درک بسیار اندکی از مساله "توسعه پایدار" دارند و مساله پایداری توسعه را عمیقا درک نکرده اند؛ درحالی که دستگاهی مثل سازمان حفاظت محیط زیست حتما باید درک درستی از پایداری توسعه داشته باشد. یکی از اصول اولیه این پایداری "تقویت بنیه خودکفایی کشاورزی" است؛ به ویژه در موضوع نشر کربن، این بسیار مهم است که ما واردکننده محصول کشاورزی نباشیم. علاوه بر اینکه"اقتصادمقاومتی" این را ایجاب می کند که ما "امنیت خوراک" را خودمان در کشور تامین کنیم؛ همچنان که طی هزاره ها این کار را کرده ایم. علاوه بر این، همین جابه جایی محصول کشاورزی، حجم  و وزن بسیار بالایی دارد و حتی در جابه جایی با کشتی هم، نشر کربن زیادی خواهند داشت. برای همین، یکی از مهم ترین اصول توسعه پایدار، "خودکفایی" تهیه اقلام اصلی مواد خوراکی در یک کشور و یک منطقه است که متاسفانه دوستان از این ها هم آگاهی ندارند و سخنانی که از سوی ریاست سازمان و دیگر مسوولان آن زده می شود نشان دهنده این است که ما این معضل را داریم.

درباره جنگل تراشی برای سدسازی ها نیز اظهارنظرها و موافقت ایشان با سدسازی در شمال کشور نشان می دهد هیچ اطلاعاتی درباره اهمیت وحفاظت جنگل و اصول صریح قانون اساسی و حتی منویات رهبری ندارند.

بله؛ دقیقا همین گونه است. یکی دیگر از خطاهای عیسی کلانتری همین بوده است که بدون هیچ پشتوانه علمی، تحقیقی وپژوهشی و دانش مکفی درباره این موضوعات، سدسازی را در حوضه آبریز خزر تایید کرده است؛ درحالی که بسیاری از کارشناسان می پرسند اصلا چرا باید در حوضه خزر و رودخانه های آن سد ساخته شود؟ چرا که ساخت آنها به هیچ وجه، توجیه اقتصادی-اجتماعی-محیط زیستی ندارد و مطالعات تطبیقی که برای دوتا از طرح های حوضه آبی خزر تهیه شده نشان می دهد فاقد هرگونه توجیه اجتماعی و اقتصادی بوده اند و صرفا بر اساس مطالعات بسیار سرانگشتی کارفرما ومشاور و شرکت های آب، در راستای تایید طرح های خودشان، تهیه شده اند.

در گردهم آیی سراسری تشکل های زیست محیطی هم که در اسفندماه برگزار شد عنوان شد که مساله حفظ جنگل های هیرکانی چقدر مهم است و چقدر مساله جنگل ها مهم است؛ به ویژه بعد از 17 اسفند 94 و ابلاغیه سیاست های کلی محیط زیست و با اتکا به اصل 50 قانون اساسی و لزوم حفظ بازمانده های جنگل هیرکانی در این همایش به طور علمی مطرح شد که چه اشتباهات بزرگی از سوی سازمان، در قبال جنگل های هیرکانی در شرف انجام است. در حقیقت در اثر تخریب هایی که انجام شده، گونه های بسیار زیادی از دست رفته اند و این آسیب ها باعث شده جنگل به طور طبیعی مقاومت خود را از دست داده و بیماری هایی که پیش از این اساسا وجود نداشت به طور عجیبی در جنگل ها شیوع پیدا کند.

جنگل های زاگرسی نیز به اشکال مختلف چه شیوه مهندسی تهاجمی با انتقال آب و سدسازی های ناسازگار و یا جاده سازی های نسنجیده و دیگر برنامه های نادرست، در شرایط مشابه قرار گرفته و ما با این روش های مدیریت آب، چه آسیبی به این جنگل ها زده ایم؛ تا آنجا که نمی توانیم بگوییم چیزی از آنها باقی مانده و در آنجا هم شاهد آغاز بیماری های جدی هستیم. این ناآگاهی وعدم شناخت از طبیعت، شاید از یک فرد عادی یا برخی مهندسان پذیرفتنی باشد؛ اما از مسوول سازمانی که وظیفه دفاع  از طبیعت و منافع ملی کشور را دارد بسیار عجیب و آسیب رسان است. در چنین شرایطی دولت موظف است به سوال ها پاسخ بدهد که چرا این همه تغییرات منفی در کمتر از یکسال اتفاق افتاده است؛ درحالی که انتظار می رفت گزینش بهتری برای سازمان محیط زیست داشته باشیم. ظاهرا در کشور ما رسم شده کسانی که در مناصب خود کارنامه موفقی ندارند، نه تنها بابت اشتباهات بزرگی که در دوره های تصدی گذشته انجام داده اند بازخواست نمی شوند بلکه پست های بالاتر و کلیدی تر هم می گیرند.
 
و عملکرد سازمان درباره "تراژن" ها یا همان که به اصطلاح "تراریخت" عنوان می شود؟!

درباره تراریخت ها و مسائل کشت، تولید و واردات آن نیز از جمله نگرانی های دانشگاهیان و سمن های محیط زیستی هستند و اینکه چرا به مساله ای که در دولت یازدهم مغایر با منافع ملی تشخیص داده شد حالا به راحتی مجوز داده می شود؟ این پرسش تمام سمن ها در گردهم آیی اسفندماه نیز بود و ما درخواست عاجل داریم که مسوولان هر دو دولت 11 و 12 در یک برنامه رسانه ای بنشینند و صحبت کنند تا مردم تکلیف خود را بدانند. اگر تراژن ها بد بودند و سازمان محیط زیست دولت پیشین آنرا رد کرده چرا الان تایید شده و اگر خوب است و مسوولان کنونی درست می گویند چرا قبلی ها آنرا رد کردند؟ شفاف سازی کنند تا هر کی هر جوری دلش خواست تصمیم نگیرد؛ چه رییس سازمان پیشین و چه کنونی. این شفاف سازی خواسته اصلی سمن ها و مردم در این حوزه است.
 
به نظر نمی رسد سیاست درهای باز" و "واردات" همه چیز حتی "آب" که یک کالای استراتژیک است و امروز از سوی ایشان و طیف فکری ایشان ارائه می شود سنخیتی با "توسعه پایدار" و "محیط زیست" داشته باشد. پس می توان گفت این انتصاب از اساس نادرست بوده است؟

دقیقا همین طور است. در تمام دوره های گذشته نیز عیسی کلانتری همین طور بوده و هر وقت پستی داشته اند بسیار پرهیاهو، با بازده بسیار منفی در کشور بوده اند. به نظر می رسد در نهایت آقای روحانی باید به این پرسش پاسخ دهند که برچه اساسی کلانتری را به ریاست سازمان متولی محیط زیست کشور گمارده اند. چرا که ایشان نه تنها دانش و بینشی دراین حوزه ندارند، بلکه حتی کارنامه بسیار به هم ریخته و ناموفقی در منصب قبلی شان، یعنی حوزه کشاورزی داشت. کلانتری مانند دولتی که وزیرش بود طرفدار سیاست "درهای باز اقتصادی" و رابطه اقتصادی باز با جهان بوده و اساسا به محیط زیست اعتقادی نداشته و ندارند. خط ذهنی این ها "پیوستن به تجارت جهانی" بود که این کار را نیز کردند.

در همان  زمان که به مدت 8 سال وزارت کشاورزی را اداره می کردند خط ذهنی شان، خط دوستی با سیاست های "سازمان تجارت جهانی" از جمله "واردات" بود و برای همین نیز کشاورزی را به شدت تحت فشار قرار داده و ضربه های مهلکی به آن وارد کردند. علاوه بر ضربه هایی که به کشاورزی از نوع مهندسی و مدیریت آب وارد شد کلانتری به "واردات" اعتقاد دارد اعم از "واردات محصولات کشاورزی"، و حتی " واردات آب" و اینکه واردات هر چیزی از جمله محصولات کشاورزی، از تولید آن توسط خود ما درست تر است. حتی می گویند که گندم وارداتی، ارزان تر از گندم تولیدی خودمان است و دائم تاکید بر "ورشکستگی آب" می کنند که راهکارشان باز، واردات است.

در حالی که این ها هیچکدام صحت ندارد و اتفاقا اخیرا یکی از محققان به این نکته پرداخته و نتیجه گرفته که اصلا اینطور نیست و گندم وارداتی بسیار گران تر از گندم تولیدی کشاورزان ماست. حتی این ها فشار زیادی آوردند تا "خرید گندم از کشاورز" را محدود کنند. این نیز ادامه خط ذهنی "تجارت آزاد" وعضویت در "سازمان تجارت جهانی" به عنوان یکی از خطرناک ترین سازمان های موجود دنیا برای حفظ نسل انسان بر روی کره زمین و پایداری طبیعت است. ما همه ساله می بینیم که سازمان های واقعی حفظ محیط زیست در تمام کشورها تظاهرات زیادی علیه این سازمان هم در نیویورک و هم جاهای مختلف دارند.

سازمان تجارت جهانی یک سازمان ضد محیط زیستی است که ساده ترین مفهوم پایداری که همانا "تولید در خود یک محل" و "مصرف در همان محل" است که مقدار بسیار زیادی از نشر کربن کم می کند و "رد پای بوم شناختی" و ردپای اکولوژیک را پایین می آورد را برنمی تابد و اهداف این سازمان، درست عکس این است. امروز روستاهای ما خالی شده و ما بیش از 20 و چند درصد کشاورز نداریم؛ درحالی که جوامع مولد ارزشمند روستایی ما که تولید می کردند و مصرف زده نبودند به شدت کاهش یافتند و این اصلا نماد خوبی نیست.

از سوی دیگر شهرها وکلانشهرهای مصرف زده ای که به شدت آب را می خورند و دورریز بسیار بالایی دارند در حال گسترش هستند. این پیامد چنین دیدگاه و سیاست هایی است. این نحله فکری طرفدار بازار آزاد و تجارت آزاد، سبب ورشکستگی کشاورزی ما شد. بسیاری از محصولات ما مثل "پنبه"، با اعلام این خبر نادرست که "قیمت پنبه وارداتی بسیار پایین تر از تولید آن در داخل است"، از دست رفت و نه تنها کشاورزی که صنعت پارچه بافی و نساجی ملی ما نیز نابود شد. این نگرش بازار تجارت جهانی درکنار سدسازی ها که حقابه های کشاورزی را می گرفتند و روانه سدها و از آنجا روانه کلانشهرها می کردند ضربه بسیار سنگینی به کشاورزی ما زد.

مساله تمایل به واردات موادغذایی ضربه بعدی بود و حالا رسیده به "واردات آب" ، "کشت فرازمینی" و نظریه های عجیب وغریبی که گاه به نظر می رسد خودشان هم نمی دانند چه می گویند. این نوع حرکت نه به معنای "پیشرفت" و "توسعه" است که "پایداری اکولوژیکی" را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. کلانتری ادامه همان نگرش ها را اکنون آورده است در سازمان حفاظت محیط زیست و همه را اجرایی می کند. ادامه همان خط واردات محصولات کشاورزی و تلقین نادرست اینکه کشاورزی اقتصادی نیست و اینکه باید آب مجازی وارد کنیم و کاهش سطح کشت داشته باشیم. این واقعا خطرناک است و دولت دوازدهم باید پاسخگو باشد درباره این فجایعی که دارد اتفاق می افتد.
 
سازمان محیط زیست دولت دوازدهم در حوزه صنعت چطور عمل کرده است؟ آیا در این بخش به وظایف خود مبنی بر ایجاد توازن بوم شناختی با حمایت از صنایع متوازن در مناطق اقلیمی مناسب، عمل کرده است؟

متاسفانه در بخش صنعت هم راه به خطا رفته ایم و دچار مسائل و عارضه های پیچیده ای شده ایم. از یکسو طی 4 دهه صنایع ناسازگار بسیار آب بَر را در خشک ترین حوضه های آبی مان گسترش داده ایم؛ صنایع فلزی را در اصفهان و یزد وکرمان گسترش داده ایم که به هیچ وجه توجیه پذیر نیست. علاوه بر آن، بازیافت و بازچرخانی آب را در صنایع ایجاد و تقویت نکرده ایم.  صنایع ما این مشکل را دارند که از آب درجه یک برای صنعت استفاده می کنند؛ درحالی که به جز صنایع تولیدی خوراک و غذا، لازم نیست از آب درجه یک استفاده کنیم.

صنایع ما "بازیافت آب" ندارند. درحالی که در بسیاری از نقاط دنیا این طور نبوده و صنایع از آب بازیافتی خودشان استفاده می کنند. خلاصه کلام اینکه ما درحوزه مصرف آب درصنایع نیز با موازین اکولوژیکی و بوم شناختی مان، سازگار نیستیم و امیدواریم که صنایع این مساله را جدی بگینرد؛ چرا که فعلا متولی آب به آن توجهی ندارد و حتی توانایی این را ندارد که آب بازیافتی شهرها را به صنعت بدهد تا قیمت دریافتی مناسبی از مصرف کننده صنعتی دریافت کند. مگر اینکه خود صنایع دل شان به حال مصالح ملی کشور بسوزد و تلاش کنند آب را بازیافت کرده و از آب خاکستری استفاده کنند تا بتوانیم "ضریب پایداری" توسعه را در کشور بالا ببریم.
 
 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.