زنانِ ناپیدا: چگونه زنان معمار از تاریخ معماری حذف شدند؟

زنانِ ناپیدا: چگونه زنان معمار از تاریخ معماری حذف شدند؟
به عنوان ستاره یا کارگر، زنان عموماً در اختیارات حرفه‎ای سهیم نیستند، آنها به خاطر این واقعیت که زن هستند، مورد ظلم قرار دارند.
يکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶
ساعت ۱۶:۴۰
کد مطلب: ۹۲۱۸
Share
اسکان نيوز: مالکیت معنوی یک اثر معماری برای چه کسی است؟ برای مثال، دفتر معماری OMA، دفتری مرکب از نُه شریک و مورد پشتیبانی کاری صدها نفر است یا شرکت  فاستر+شرکا که توسط مدیرعاملش اداره می‎شود، چندین شریک و نزدیک به هزار نفر کارمند دارند. قطع نظر از این واقعیت که معماری در میانه‎ی پیچیدگی شبکه‎ای از پروسه‎ها و خدمات شکل می‎گیرد( که به سادگی می‎توان گفت بدون آن وجود نخواهد داشت) ما به وضوح OMA را با رم کولهاوس و فاستر+ شرکا را با نورمن فاستر می‎شناسیم. بر خلاف چیزی که در سایر زمینه‎های حرفه‎ای پیچیده مثل کنترل ترافیک هوایی یا طرح‌ریزی تجارت بین‌المللی اتفاق می‎افتد، در زمینه‌ی معماری، مالکیت معنوی اثر تنها برای یک نفر یا حداکثر یک زوج است و شمار زیادی از معماران را که در بخشی از کار مسئول بوده‎اند، در سایه قرار می دهد.

با تشویق رسانه و دانشگاه، این سیستم «ستاره‌محور» همچنان به این تصور غیر واقعی دامن می‎زند که نابغه‎ای استثنایی و خلاق است که کل پروسه کار را به تنهایی تعریف می‎کند. چگونه می‎توان کار معماران را از طراحان، برنامه‌ریزان، انستیتوها و آژانس‎ها و … منفک کرد، طوری که یک دفتر معماری بتواند در هر پروژه شرایطی را که تحت آن معماری به دست می آید تعیین کند؟ همان قدر نیز مشکل است بتوان همکاری انجام شده از سوی کارکنان و حرفه‎های مختلف را از هم تفکیک کرد، کسانی که تحت شرایط مورد توافق، ساخت و پیشرفت پروژه را تحقق می‎بخشند- بدون اشاره به همه‎ی کارهای لازم در زمینه ارزیابی، جمع‌بندی و نقد که در چهارچوب معماری اثر ساخته شده مؤثر هستند.

کمبود منابع عمومی انتشار یافته باعث می‎شود که به دلیل حذفیات فراوان، بارگذاری صفحه‎ی معرفی معماران زن در ویکی پدیا غیر ممکن شود. در نتیجه‎ی عدم بازشناسی حقوق افراد حاضر در هر پروژه، با استفاده از واژگان جامعه‎شناس آمریکایی جو فریمن، معماری «سیستمی است که افراد را به مثابه فرد سرکوب می‎کند». با اینکه این سیستم هر دو جنس مرد و زن را تحت ساختار هرمیِ «ستاره‌معمار» سرکوب می‎کند و بسیاری را در نهایت نادیده می‎گیرد،  ثابت شده‎است که این وضعیت به صورت خاص‎تر و شدیدتر برای زنان معمار زیان‎بار است. دنیس اسکات براون در مقاله‎اش با عنوان «جنس‌گرایی و سیستم ستاره‎پروری در معماری» که اولین بار در ۱۹۷۳ ایراد شد، این نادیده‌انگاری زنان را محصول مستقیم جنس‌زدگی در دانشگاه و مشاغل دانست. آنچه در این مورد طنز آمیز است این نکته است که زنان چه در جایگاه کارگر و بخشی از شرکت یا مجموعه‎ای بزرگ‎تر و چه به عنوان ستاره در اوجِ یک فن و هنر، عموماً از انتساب حقوق معنوی به خودشان محروم می‎مانند، آن‎ها به دلیل زن بودن مورد ظلم قرار می‎گیرند.

معضل حق معنوی زنان معمار اخیراً به سر خط خبری تبدیل شده است. در این مورد می‎توان به جایزه‎های معتبر معماری اشاره کرد که به مردانی دارای شرکای زن هم‌طراز با خود اعطا شده است: به عنوان مثال تصمیم متناقض مبنی بر اعطای پریتزکر ۱۹۹۱ به رابرت ونتوری بود در حالی‌که هیچ توجهی به همکار مؤسس او اسکات براوننشد، بی‌عدالتی‎ که موجب تقاضایی برای جبران آن در پریتزکر ۲۰۱۳ نیز شد.

به طور مشابه، ونگ شو پریتزکر ۲۰۱۳ را به تنهایی و بدون اشتراک با همکار مؤسس خود لو ونیو دریافت کرد و در سال ۲۰۱۳ جایزه‌ی گوتفرید سمپر در ابتدا به ماتیاس سوربروخ از بین زوج سوربروخ و هاتن داده شدکه با اعتراض سوربروخ مورد تجدید‌نظر قرار گرفت. در سال ۲۰۱۴ پتی هاپکینز، همکار مؤسس معماران هاپکینز به شکل ناشایستی از عکسی که در آن همراه با همسرش مایکل هاپکینز از او گرفته شده بود، در یک مستند ساخت شبکه «بی. بی. سی» با عنوان انگلیسی‎هایی که جهان نو را ساختند، حذف شد.

باید گفت که در تمام این نمونه‎ها، زنان حذف شده همسران مردانی بودند که از آنها تقدیر شده بود؛ این بیانگر تعریف فریمن از جنس‌گرایی است که در ۱۹۷۱ با عنوان «جنبش آزادی زنان: ریشه‌ها، ساختار و ایدهها» توصیف شده است: «جنس‎گرایی شامل دو مضمون اصلی است: اولی این است که مردان کارهای مهم را در جهان انجام می‎دهند و کارهای انجام شده توسط آنان است که مهم انگاشته می‌شود. دومین اصل ناظر بر این است که هویت زنان بر مبنای ارتباط آنان با مردان تعریف می‎شود و ارزش اجتماعی آنها نیز در ارتباط با مردانی است که به آنها مرتبط هستند.» اخیراً، در سال ۲۰۱۶ در طول یک سخنرانی در لندن، از پاتریک شوماخر نقل شده است که درباره‌ی زها حدید گفته است: «من همانقدر در مورد این کار حق معنوی دارم که او داشت.»
 

 
در سال ۲۰۱۴ پتی هاپکینز ، همکار مؤسس معماران هاپکینز به شکل ناشایستی از عکسی که در آن همراه با همسرش مایکل هاپکینز از او گرفته شده بود، در یک مستند ساخت شبکه «بی. بی. سی» با عنوان انگلیسی‎هایی که جهان نو را ساختند، حذف شد.
 
جنس‌زدگی و معضل حق معنوی نه تنها امروز را تحت تأثیر قرار می‎دهد، بلکه گذشته را نیز تحریف می‎کند. چگونگی وقوع این امر در بررسی کارهای نیکلاس پوزنر توسط تاریخ‌نگار کانادایی سینتیا هموند
روشن شده است. در بررسی او درباره‌ی معماری انگلیس، پوزنر، کار معماری ساخته‎شده‎ توسط خانم الیزابت ویلبراهام را به مثابه‎ی شرکت یا پروژه‌ی خانم ویلبرهام توصیف می‎کند، یا می‎نویسد که می‌توان اعتبار طراحی آن را به ویلبراهام داد. به گفته‎ی هموند، هیچ کار دیگری در کتاب او دارای چنین تعین نامناسبی نیست. در کتاب‎های پوزنر، یک ساختمان همواره محصول یک معمار است،«بدون هیچ صلاحیت دیگری». در اصل از طریق این جمله‌بندی، پوزنر«به طور زیرکانه‌ای حق معنوی ویلبراهام را نابود کرده است.»

منع از حق معنوی، معماران و دانشجویان زن جوان را بدون الگویی وامی‌نهد و باعث می‎شود آنها عملاً فکر کنند که زنان در تاریخ این حرفه غایب بوده اند. همین فرض با کمبود پژوهش در این زمینه تشدید می‎شود، کمبودی اساسی در تحقیق و انتشار بر روی آثار زنان معمار. اسکات براون با توجه به کار خود به کمبود چنین انتشارهایی اشاره می‎کند: «برای سال‌های کوتاهی، نویسندگان در حوزه‌ی معماری به جنس‌زدگی و جنبش فمینیستی علاقه‎مند بودند … در یک مصاحبه مشترک از کار باب، [شوهر و همکارم] می‎پرسیدند و از من درباره «مشکل زن بودن». من از آنها تمنا داشتم که «درباره‎ی کارم بنویسید»، چیزی که به ندرت اتفاق می‎افتاد. «زنان شناخته شده‎ای که در زیر سایه‌ی‎ همکاران، شرکا و شوهران خود کار کرده‌اند، در مطبوعات کنونی به حساب نمی‎آیند.»

کمپین‎های جهانی و ابتکاراتی چون زنان در معماری و پروژه ی ویکی دی،تلاش کرده‎اند تا حدی این کمبود آکادمیک را جبران کنند. هدف اصلی آن‎ها بالا بردن تعداد صفحات معرفی زنان معمار در ویکی‌پدیاست که مدخل‎های آن توسط مشارکت‎کنندگان ناشناس نوشته شده است. اما کمبود منابع انتشار یافته، بارگذاری صفحه‎ی معرفی را در ویکی‌پدیا تقریباً غیر ممکن می‎کند؛ چرا که جامعه‎ی ویراستاران که عموماً نیز مرد هستند، تنها صفحاتی را می‌پذیرند که توسط تحقیقات موثق و انتشار یافته‎ی دانشگاه‎ها یا انستیتوها حمایت شود. زنان شناخته‎شده‎ای که در زیر سایه‎ی همکاران مرد خود بوده‎اند، در مطبوعات به حساب نیامده و آنهایی که کار حرفه‎ای مستقلی داشته‎اند نیز در برابر رقبای مرد خود کمتر درباره‎ی خود و کارهایشان دست به انتشار زده‎اند. این به حذف تعداد زیادی از صفحات ویکی‌پدیا یا خود سانسوری- وقتی که احتمال پذیرفته‌نشدن مطالب وجود دارد، می‎انجامد. برای داشتن شانس موفقیت، مشارکان آینده‎ی ویکی‌پدیا  باید مدارکی را برای اعتبار بخشی به این صفحاتِ معرفی تهیه کند.

تلاشهای ابتدایی برای نوشتن تاریخ زنان در معماری، مشخصاً نمونه‎های موفق‌تری بوده‎اند. در مقاله‎ای انتشار یافته در Architectural Forum در سپتامبر ۱۹۷۲، معمار اِلِن پری برکلی بیان می‎کند که «چگونه زنان در این حرفه در شرایط نابرابر در فرصت‎ها و اعتبارشان قرار دارند.» برای پاسخگویی به این امر، معماری به نام سوزانا تور، همراه با لیگ معماری نیویورک، نمایشگاه و سلسله انتشارتی را سامان داد. آرشیو زنان در معماری که در سال ۱۹۷۳ بنیان‌ گذاشته شد، اطلاعات مربوط به زندگی‎نامه و فعالیت‎های حرفه‎ای زنان معمار و چهارچوب‎های حرفه‎ای مرتبط را جمع‌آوری کرد که در ۱۹۷۷ با عنوان زنان در معماری آمریکا: دورنمایی تاریخی و معاصر انتشار یافته رونمایی شد. در حالی که حامیان مالیِ این نمایشگاه ترجیح می‎دادند که صرفاً نمایشی از زنان نخبه‌ی معمار برگزار شود، تور فکر کرد که این کار باعث سرخوردگی و سرکوب «حق همه‎ی زنان معمار برای دیده شدن» می‎شود.

در نتیجه به جای آن، همه‌ی زنان موجود در آرشیو با توجه بر نقش خاص زنان در معماری، مورد نمایش قرار گرفتند. طبق گفته‌های تور، این رویداد، «جست‌و‌جویی از زاویه دید فمینیستی بر شرایط احاطه‌کننده‎ی تولید فضا مخصوصاً فضای مسکونی در جامعه‌ی آمریکایی و میزان نقش زنان به عنوان طراحان و کاربران در آنها بوده است.» این تحقیق در شش زمینه انجام شد که در آن‎ها نقش پررنگ زنان مغفول مانده بود: طراحی فضاهای مسکونی، ابداع انواع جدید ساختمانی، تحلیل حومه‎ی شهر، فهم متفاوت از طبیعت و محیط، بیان انفرادی خاطره جمعی و هویت زنان. هدف صرفا نمایش آثاری از زنان نبود، بلکه هدف ­تحلیل نقش ویژه‎ی زنان در معماری بود.


امروز، آرشیو زنان در معماری در مجموعه‎ی آرشیوهای بین المللی زنان در معماری([IAWA)  قررا دارد که مأموریت آن، ثبت «تاریخ مشارکت زنان در محیط مصنوع» است. در سال ۲۰۰۱، IAWA همینطور از پژوهشگران برای جایزه‎ی بین‌المللی میلکا بلیزناکوفدعوت کرد که برای حمایت از پژوهش درباره‌ی زنان در معماری ایجاد شده است. در سال ۲۰۱۶، اینس مویست شاغل در Un Dia | Una Arquitecta برای طرح پیشنهادی «زنان معمار در وب» مورد تقدیر قرار گرفت، تلاشی که کارهای انجام شده توسط زنان معمار را در طول زمان و قرون گذشته روشن می‎کند و مسیری را که توسط کسانی که در پیِ ترمیم وضعیت حاصل از حذف زنان معمار و حقوق و اعتبار آن‎ها بودند ادامه می‎دهد.

«تاریخ متناقض معماری، زنان بسیاری را ناپیدا کرده است.»ساختار پیچیده‎ی سازمان‎های حرفه‎ای و راه‎های نوین برای زندگی در جامعه‎ی در حال تغییر، نیازمند فهم نوینی از ساخت معماری در حال و گذشته است. حقوق معنوی مسأله‎ای مرتبط و بحث‌انگیز است: مرتبط به این دلیل که وضعیت آن بر زندگی حرفه‎ای بسیاری در محیط کاری به شدت رقابتی مؤثر است و چالش برانگیز به این دلیل که جامعه به مثابه یک کلیت، وارث سنت نادرستی در نادیده گرفتن زنان بوده است.

درخواست بی‎صبرانه‎ی اسکات براون برای نوشتن درباره‌ی کارِ او و زنان دیگر مثل او، برای پذیرفته شدن، احترام و اعتبار حرفه‎ای زنان معمار حیاتی است. اما در کنار ثبت و ضبط مدارک و تحقیقات، کاری که توسط تور آغاز شد تا بتواند دستاوردهای زنان را به طور خاص استخراح کند نیز باید ادامه یابد. همان گونه که بئاتریس کولومکنیا می‎نویسد: «این مسأله تنها درباره‎ی عدالت بشری و دقت تاریخی نیست»، ما باید «معماری و مسیرهای پیچیده‎ای که در آن معماری به وجود می‎آید را بشناسیم». این تاریخ متناقض و چالش برانگیز معماری زنان بسیاری را نادیده گرفته است. این خسرانی برای همه‌ی ماست
 
مرجع: معماری آنلاین

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.