جنگ آب در روستاهای اصفهان در حال پیشروی است

دوری از "دانش بومی" و نابودی "زاینده رود"

دوری از "دانش بومی" و نابودی "زاینده رود"
دعوایی برای آب؛ جنگی به نام "جنگ آب". می گویند جنگ جهانی سوم بر سر آب اتفاق می افتد و کشورهایی که کمتر به مدیریت منابع آبی پرداخته و خشک تر هستند بیشتر درگیر شده و بیش از همه آسیب خواهند دید. جنگ آب در مرکز ایران به وضوح آغاز شده و می رود تا جمعیت کثیری را درگیر کند.
يکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶
ساعت ۱۵:۵۳
کد مطلب: ۹۳۵۵
Share
اسکان نيوز-الهه موسوی: بی توجهی به هشدارهای سال ها پیش درباره مدیریت سازه ای آب، اینروزها بحران زا و جنگ آفرین شده است؛ به گونه ای که در روزهای اخیر، باعث بروز درگیری های جدی در بین کشاورزان "ورزنه" در حوضه آبی زاینده رود با همسایگان یزدی شان شده است. کشاورزانی که در سال های اخیر بارها نسبت به عدم دریافت حقابه شان اعتراض کرده اند؛ اما هیچکس به آنها توجهی نکرده و همواره اعتراض آنها امنیتی قلمداد و سرکوب شده است. درحالی که جمعیت معترض "ورزنه" ای تنها یک مطالبه دارد و آن "آب" است.

اولین خشکی ها

این نخستین باری نیست که "زاینده رود" خشک شده و با بحران مواجه است. اولین خشکی این رودخانه داخلی در سال 1379 رخ نمود؛ هنگامی که آب را بدون حساب وکتاب و پیش از انجام تمام تعهدات، به یزد بردند و درحالی که قرار بود بعد از اجرایی شدن تونل سوم "کوهرنگ" ، آب زاینده رود را به یزد سرازیر کنند مدیران وقت، نه قانون را رعایت کردند و نه منطق را و قبل از موعد مقرر زاینده رود را به یزد بردند. آخرین روز بهمن ماه سال 1387، طرح آب‌رسانی از زاینده‌رود به بافق با حضور رئیس جمهور دولت نهم به بهره‌برداری رسید.

همزمان، نخستین اعتراض‌ها ابراز شد و"کانون تشکل های غیردولتی زیست محیطی استان اصفهان" در بیانیه ای برای زاینده ‌رود اعلام خطر کرد. در این بیانیه هشدار داده شده بود: « در حال حاضر حیات این رودخانه و کل منطقه تحت تاثیر آن به خطر افتاده است. در صورتی که در موارد مذکور چاره اندیشی به عمل نیاید منطقه به زودی درگیر بحران های اکولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی جدی خواهد شد که برون رفت از آن بسیار مشکل خواهد بود.»

در طول سال های پس از آن، زاینده‌ رود همچنان خشک بود و اعتراض‌ها نیز در عرض این خشکی ادامه داشت. تا آنجا که در سال 1388 فعالان محیط زیست اصفهان وچند تشکل مردم نهاد این شهر، همایشی نمادین را درباره علل خشک‌شدن زاینده رود در بستر رودخانه برگزار کردند. در این همایش مسائلی درباره دلایل خشک شدن زاینده رود که در هزاره های دور تا امروز زنده و پویا بوده مطرح شد ودر پایان، مردم اصفهان طوماری 1 و نیم کیلومتری برای ارسال به رئیس جمهور دولت دهم در اعتراض به خشکی زاینده رود امضا کردند.
 
ادامه بحران

خشکی زاینده رود اما حل وفصل نشد و در دولت های بعد نیز ادامه داشت؛ از دولت دهم که به استان چهارمحال و بختیاری رفت و در آنجا اعلام کرد که "آب چهارمحال را نباید به استان های دیگر داد" تا برخورد امنیتی با فعالان محیط زیست که در بستر ترک خورده زاینده رود، تجمع کرده بودند. آنها درخواست توجه به بحران و درمان آنرا داشتند؛ اما دولت دهم به جای بررسی، گفت وگو و رسیدگی به این معضل، آنها را دستگیر کرده و برای بسیاری پرونده امنیتی تشکیل داد.

در دولت یازدهم که بعدها از سوی حسن روحانی، "محیط زیستی ترین دولت ایران" نام گرفت، "مساله خشکی زاینده رود" یکی از مسائل بسیار تاقی شده و یکی از دغدغه های اصلی سازمان حفاظت محیط زیست بود؛ چرا که ادامه خشکی زاینده رود، خشک شدن تالاب گاوخونی را در پی داشت.
 
نابودی گاوخونی و ظهور ریزگرد

به محض خشک شدن تالاب ها، ریزگردها از راه می رسند. این تجربه ای است که اگر چه چندان دیرپا نیست؛ اما به قیمت گزاف از دست رفتن نفس مردم خوزستان به دست آمده است. بر همین اساس و به منظور پیشگیری از بروز پدیده ریزگرد، سازمان حفاظت محیط زیست دولت یازدهم یکی از اهداف مهم خود را " حل بحران زاینده رود" اعلام کرد.

ابتکار بعد از اقدام به رهاسازی آب در زاینده رود تاکید کرد که« شورای هماهنگی حوضه آبریز زاینده رود در عالی ترین رده تصمیم گرفته که آب در رودخانه در همه نقاط آن باقی می ماند.» این در حالی بود که روز پیش از این اظهارنظراعلام شده بود که "با کاهش خروجی سد زاینده رود از دهم خرداد 94، به تدریج تا پایان این ماه جریان آب زاینده رود در شهر اصفهان و شرق آن قطع می شود و برای جریان آن در تابستان بر اساس وضع ذخیره سد زاینده رود تصمیم گرفته خواهد شد.»

ابتکار با بیان اینکه ما بر رسیدن و جاری ماندن آب تا تالاب بین المللی گاوخونی اصفهان نیز تاکید داریم لازمه این کار را، مدیریت مصرف آب عنوان کرد وگفت:« زاینده رود، رگ حیات شهر و استان اصفهان و تالاب گاوخونی بوده و این تالاب اهمیت بسیاری برای مردم منطقه، کشاورزان و مبارزه با گردوغبار دارد؛ چرا که اگر خشک شود منشاء گردوغبار خواهد بود ومهمترین اقدام برای تالاب گاوخونی، تامین حقابه است.»

پس از این اظهارنظرها و در تمام طول دولت یازدهم "رهاسازی آب و تخصیص حقابه زاینده رود" بارها اتفاق افتاد؛ اما هر بار به دلیلی بعد از چند روز یا هفته متوقف شده و آب قطع می شد و برهوتی از خشکی را بر جای می گذاشت.

حقابه کشاورزان نیز در فصول مختلف و بازه های زمای مشخص پرداخت می شد؛ هرچند گاهی چند روز زودتر از موعد مقرر، قطع می شد و اعتراض هایی را در پی داشت. با این همه اما این برای کشاورزان کافی نبود؛مخصوصا آن مقدار که در سال های نزدیک به خشکسالی اراضی شان را گسترش داده بودند. این موضوع مورد تاکید بسیاری از فعالان محیط زیست و ساکنان استان های بالادست از جمله "چهارمحال وبختیاری" بود؛ آنها می گفتند رشد بی رویه کشاورزی در حوضه زاینده رود یکی از دلایل مهم خشک شدن آن است و برای حل این بحران، باید به جای آوردن آب از استان های همسایه، مصرف آب، الگوی آبیاری و الگوی کشت را اصلاح کرد؛ ضمن اینکه گسترش صنایع آب بر در اصفهان خشک به صلاح نیست.

اما کشاورزان اصفهانی در پاسخ بر این نکته تاکید می کردند که اصفهان از قدیم الایام منطقه ای خشک بوده و در همین حال نیز همواره و پدر در پدر، در آن کشاورزی می کرده اند. با این همه اما با تقسیم و تخصیص صحیح آب، عموما مشکلات جدی در این زمینه نداشته است. ضمن اینکه عدم رعایت الگوی کشت مناسب، مشکلی است که مختص اصفهان نبوده و سراسر ایران، از جمله استان چهارمحال وبختیاری را نیز شامل می شود.
 
مهندسی شیخ بهایی برای تقسیم آب زاینده رود

بر اساس اسناد تاریخی  برجای مانده از اعصار گذشته، دانش بومی و مهندسی غیرسازه ای در تقسیم آب در مناطق خشک ایران، به گونه ای بود که در عین تامین حقابه همه بخش ها و گذران زندگی مردم، حقابه طبیعت نیز رعایت می شد. یعنی آب در مناطق مختلف جوری با استفاده از خرد جمعی و دانش بومی تقسیم می شد که نه سیخ بسوزد و نه کباب. یکی از این نمونه ها "مهندسی شیخ بهایی برای تقسیم آب زاینده رود" است.

اگرچه شهرت "شیخ بهایی"  در ایران بازمی گردد به مهارت او در ریاضی و مهندسی معماری و "ساعت آفتاب" (تعیین ساعات شبانه روز از روی سایه آفتاب)؛ اما سندهای به جا مانده می گویند که این فیلسوف وریاضی دان که در ۱۵۴۶ میلادی در "بعلبک" به دنیا آمد و بعد از آمدن به ایران همراه پدرش-که اجدادی همدانی داشت- و تحصیل، شیخ الاسلام اصفهان شد.

شیخ بهایی علاوه برتمام خدماتی که در معماری و ساخت بناهای باشکوه و مسجد وحمام شگفت انگیز و دیگر بناهای تاریخی عصر خود ارائه کرد نقشی اساسی در حل مشکلات محله ها و کشاورزان اصفهان و قریه های اطراف زاینده رود بر سر حقابه ها داشت؛ به گونه ای که مهندسی آب شریان حیاتی زاینده رود را در منطقه خشک مذکور از شاهکارهای او می دانند. شیخ بهایی با روشی بسیار دقیق و خردمندانه توانست آب "زنده رود" را بین محله ها، باغ ها، دهات اطراف و کوهستان ها و طبیعت حومه این رود تقسیم کند؛ به گونه ای که همه از آب زاینده رود بهره ببرند و فعالیت های حیاتی در هیچیک از این اکوسیستم ها نیز تعطیل نشود.

بر اساس شواهد و مستندات تاریخی، تا قبل از تقسیم آب توسط شیخ بهایی، حوضه زاینده رود همواره محل منازعه و جنگ قبیله‌ای برای تقسیم آب بوده است و تنها پس از ورود شیخ بهایی‌ به موضوع و مهندسی او، بحران آب در این حوضه برای همیشه حل شده است‌.

 این فیلسوف وریاضیدان با محاسبهٔ دقیق میزان بارندگی مناطق مختلف اصفهان‌ و روستاهای اطراف و کوهستان‌های آن از یکسو و همچنین سرچشمهٔ زاینده‌رود‌، طرح دقیق نهر‌ها و شیب وعرض جویبار‌ها و سهم استفادهٔ آب تک تک باغ ها و محلات و منازل‌، به اختلاف چندین سالهٔ مردم این منطقه پایان داد‌. شیخ بهایی، جریان آب زاینده‌رود را با توجه به محاسبات دقیق به ۳۳ سهم تقسیم کرد. هر سهم معادل ۵ شبانه ‌روز، قسمتی از آب رودخانه است که باید به تک تک محله ها سرازیر شود؛ روشی که امروز با استفاده از "آب‌سنج‌ ها"‌، در نقاط مختلف زاینده‌رود به‌‌ همان ترتیب انجام می گیرد.
 
فاجعه مهندسی سازه ای

حال این سوال عنوان می شود که چرا با وجود داشتن چنین راهکارهایی در 420 سال پیش که در عمل نیز نتیجه مطلوبی را هم برای شهرها و شهروندان و هم اهالی قریه ها و کشاورزان و هم برای طبیعت –رودخانه زاینده رود و تالاب های اطراف- داشته و در اجرا توانسته بود منجر به ساماندهی مناسب شود حال با گذشت 4 سده و با وجود پیشرفت دانش مهندسی و اختراع و ساخت ماشین آلات پیشرفته، مشکلات به گونه ای غیرقابل حل ظهور و بروز یافته و بازگشته است؟

کارشناسان محیط زیست و توسعه پایدار بر این باورند که اتفاقا مشکل از همین تغییرات در حوزه صنعت و دانش روز است و درست از هنگامی که بشریت در جای جای زمین، با تکیه بر دانش روز، "دانش بومی" را به کناری نهاد این مشکلات بروز کرد. اگرچه افزایش جمعیت زمین نیز در بروز این بحران ها موثر بوده؛ اما رعایت قواعد اکولوژی و قوانین طبیعت می توانست از بروز بحران های فوق پیشگیری کند. دانشی که بر آموزه های اخلاق مدار و عدم مصرف گرایی مبتنی باشد.

از سوی دیگر دیدگاه مدیریت سازه ای آب که به شکل "سدسازی" و "طرح های انتقال آب" بروز کرده است خود، عامل اصلی پیدایش مجدد مشکلات خشکی و خشکسالی در حوضه های مختلف از جمله زاینده رود است. دیدگاهی که مهندسی آب را تنها با ساخت سازه از قبیل تونل و لوله و تاج های سد میسر می داند و با این کار، تمام تعادل اکوسیستمی را در مناطق طبیعی مختلف بر هم می زند.

امروز پس از 5 دهه حاکمیت نگرش سازه ای بر مدیریت منابع آبی ایران، "گاوخونی" خشک شده و زاینده رود نیز به صحرایی تبدیل شده که در بهترین حالت و روزهای بارانی که علوفه ای در آن می روید به چراگاه دام ها تبدیل می شود. کشاورزان مناطق اطراف به خاک سیاه نشسته اند و تا آنجا مستاصل شده اند که جان را بر کف گرفته و با دست خالی به جنگ مسوولان وزارتخانه ای آمده اند که با غرور، می خواهد با ساختن سد و تونل و جابه جایی آب، آنان را سیراب کند؛ اما هر روز به خشکسالی مبتلاترشان کرده است. آیا می توان منتظر بود تا "شیخ بهایی" دیگری با استفاده از "دانش بومی" ارزشمندی که بر ریاضی، فلسفه، جامعه شناسی، جغرافیا و تاریخ مبتنی است ظهور کرده و نجات زیست بوم های ایران را رقم بزند؟
 
 
 
 
 
 
 
 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.