کارشناس آب و محیط زیست در گفت‌وگو با اسکان نیوز درباره اعتراض های "ورزنه" اصفهان:

صنایع آب بر را از مناطق خشک مرکزی بیرون ببرید!

صنایع آب بر را از مناطق خشک مرکزی بیرون ببرید!
در هفته های اخیر، کشاورزان منطقه "ورزنه" در حوضه رودخانه زاینده رود، بعد از تحمل مشقت های چندساله در اثر خشک شدن زاینده رود و عدم پرداخت حقابه زمین های شان واز دست رفتن تمام محصول شان در اثر بی توجهی متولیان، خط انتقال آب اصفهان- یزد را دستکاری کرده و بستند؛ آنها همچنین در جمعه اخیر نیز در نمازجمعه صدای خود را به امام جمعه رسانده و از او کمک خواستند. تورج فتحی کارشناس آب ومحیط زیست معتقد است که این اعتراض ها ادامه خواهد داشت اگر متولیان صنایع آب بر را از مناطق خشک به پای آب نبرند؛ و اگر "آمایش سرزمین" و "ارزیابی محیط زیستی" را پیش از جانمایی صنایع به درستی انجام ندهند.
چهارشنبه ۱ فروردين ۱۳۹۷
ساعت ۱۰:۱۳
کد مطلب: ۹۳۶۰
Share
اسکان نيوز-الهه موسوی : کارشناس منابع آب و محیط زیست درباره اعتراض های کشاورزان شرق اصفهان به اسکان نيوز گفت:« "ذوب آهن اصفهان" و یا "فولاد مبارکه اصفهان" به عنوان صنایع بسیار آب بر در منطقه ای کم آب، توجیه زیست محیطی و آمایشی ندارند. باید در یک برنامه زمانبندی شده، ظرف 10 سال تا دو دهه به مناطق مناسب منتقل شوند. چرا که اگر قرار باشد این صنایع در مناطق حاضر بمانند و به هر قیمتی شده به آن ها آب برسانیم، وضعیت این تعارضات اجتماعی که به بهانه انتقال آب به یزد شاهدش هستیم در آینده تشدید خواهد یافت. نه فقط در اصفهان که در استان های چهارمحال وبختیاری، کهکیلویه و بویراحمد، لرستان و به طور کلی استان هایی که در سرشاخه ها هستند و حتی در استان هایی که در پای آب هستند مثل استان خوزستان این تعارضات تشدید خواهد شد و روند توسعه ناپایدار هم روند وخیم تری به خود خواهد گرفت.»

تورج فتحی تاکید کرد:« ریشه این تعارضات مربوط به زمانی که است که این دست از طرح ها برای اجرا تعریف می شود. وقتی قرار است طرح های انتقال آب اجرا شود، معمولا چند اصل اساسی باید رعایت شود، که در رعایت این اصول، به ویژه در تدوین پروژه آب به یزد، به این اصول مهم بی توجهی شده است و علت این اعتراض ها نیز همین بی توجهی ها ست.»
او درباره نخستین علت این درگیری ها گفت:« برای انتقال آب بین حوضه ای، ما باید تمام روش های مدیریتی، کارشناسی، فنی و اجرایی را که در حوضه مقصد لازم است به کار ببندیم تا آب، تامین شود؛ اگر چنانچه با اجرای همه این روش ها به نتیجه نرسیدیم در آن زمان باید به سراغ روش های دیگر برویم.»

فتحی با اشاره به اینکه بهانه اصلی این خط انتقال آب، تامین آب "شهرک صنعتی فولاد میبد" و "اردکان" بوده است؛ در حالی که ما می توانستیم به جای انتقال، از خروجی تصفیه خانه فاضلاب شهر یزد استفاده کنیم گفت:« متاسفانه در حال حاضر از زمانی که مدول اول این تصفیه خانه راه اندازی شده تا امروز که مدول های بعدی اش راه اندازی شده، خروجی تصفیه خانه فاضلاب شهر یزد، در خیابان های این شهر رها سازی می شود؛ بدون این که هیچگونه استفاده ای از آن به عمل بیاید. این درحالی است که خروجی این تصفیه خانه می توانست به "شهرک صنعتی فولاد میبد" انتقال پیدا کند و مورد بهره برداری قرار بگیرد؛ بدون آنکه انتقال آب از جای دیگری نیاز باشد. بنابراین می توانیم بگوییم که ما همه روش هایی که در حوضه مقصد برای تامین آب آن فعالیت توسعه ای مورد نیاز باید انجام شود را انجام نداده ایم و از همان اول رفته ایم به سراغ انتقال آب.»

او درباره اصل دوم گفت:« اگر بناست در اجرای برنامه های توسعه، صنعتی آب بر مانند فولاد را مستقر کنیم باید این صنعت را کنار آب ببریم نه اینکه با اجرای طرح های سنگین جابه جایی وانتقال، آب را کنار صنعت بیاوریم. اصل کارشناسی به لحاظ آمایشی به ما حکم می کند که بهتر است این فعالیت صنعتی را کنار آب مستقر بکنید که ما این کار را نیز انجام نداده ایم.»
 
تقسیم عادلانه آب انتقال یافته

این کارشناس آب ومحیط زیست سومین اصل را اینگونه شرح داد:« اگر می خواهید انتقال آب انجام دهید باید منافع آن را عادلانه قسمت کنید. در حوزه مبدا، وقتی آبی را برمی دارید مقداری منافع اقتصادی یا مسایل فرهنگی و اجتماعی را نادیده می گیرید. اگر ناچار هستید این آب را منتقل کنید باید منافع اقتصادی که در اثر انتقال آب به حوزه مقصد اتفاق می افتد با جوامع حوزه مبدا، به صورت عادلانه تقسیم شود. یعنی اگر صنعت فولاد، در "میبد" و "اردکان" استان یزد مستقر شده چون آب را از حوضه زاینده رود به آنجا برده ایم، باید منافع اقتصادی که از تولید فولاد در آن منطقه ایجاد می شود با کشاورزان شرق اصفهان به صورت عادلانه تقسیم شود. اما متاسفانه این کارهم در آن منطقه انجام نشده است و تنها مشکلات این انتقال، دامن حوضه مبدا را گرفته است و اگر این اصل رعایت می شد قطعا این تعارضات در ورزنه رخ نمی داد.»

فتحی در پاسخ به این سوال خبرنگار اسکان که "آیا این اصل قانونی است" گفت:« این یک اصل قانونی نیست؛ ولی اصولی و کارشناسی است که مجامع جهانی از جمله یونسکو در قالب کنگره های بین المللی که درباره مسایل آب برگزار کرده اند به این اصول اساسی پرداخته اند. همچنین این اصول همواره مورد توجه و تایید کارشناسان بین المللی در حوضه های مختلف در بحث مدیریت منابع آب، در دنیا بوده که از تجارب عملکردی دنیا به دست آمده است.»

او تاکید کرد:« اصولی که عرض کردم تجاربی بوده که در انتقال آب زاینده رود به یزد مورد توجه قرار نگرفته است.»

 فتحی هشدار داد:« الان بسیاری از پروژه های آب که از حوضه های کارون، دز، کرخه برای استان های فلات مرکزی مانند یزد، کرمان، اصفهان داریم تعریف می کنیم دارای همین تعارضات هستند. یعنی مردمی که در جوامع مبدا در سرشاخه های کارون، دز و کرخه زندگی می کنند انتظار دارند منافع اقتصادی آبی که از حوضه شان خارج و به حوضه مقصد انتقال داده شده به طور عادلانه به آنها نیز تعلق بگیرد. با اجرای این اصل، بسیاری از این تعارضات کاهش می یابد یا حتی از وقوع آن پیشگیری به عمل می آید. ما به اجرای این اصول بی توجه بوده ایم.
 
ارزیابی اثرات زیست محیطی و یک رویه غیرعلمی

این کارشناس آب ومحیط زیست در ادامه با تاکید بر اینکه اگر مطالعات ارزیابی زیست محیطی انجام می شد و این مطالعات به درستی و با کیفیت و از لحاظ کارشناسی در شرایط مناسب و در سطح استاندارد انجام می شد شاید این تعارضات بروز نمی کرد گفت:« دور از ذهن نیست که این تعارضات در سال های آتی نیز ادامه داشته باشد.»

او در ادامه به رویه ای اشاره کرد که به جای رعایت منافع ملی، تنها منافع ظاهری و کوتاه مدت یک شهر را در نظر می گیرد و گفت:« فکر می کنم متاسفانه یک اتفاق نامطلوبی که در کشور دارد به یک رویه تبدیل می شود این است که هر رییس جمهوری که در کشور ما به قدرت رسیده توسعه شهر خودش را بدون توجه به آثار نامطلوب آن بر دیگر نقاط ایران صورت می دهد. برای مثال در زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، ایشان پروژه های توسعه ای خاصی را در استان کرمان پیش بینی کرد برای آن که یک یادگاری از خودش برای استان و زادگاه خود بر جای بگذارد. از این رو باغات پسته را در استان کرمان توسعه داد. الآن می بینیم

که وضعیت آب های زیرزمینی دشت های مختلف استان کرمان بسیار وخیم شده است؛ به نحوی که همه دشت های این استان دارای بیلان منفی هستند. دوم این که تعداد زیادی از این دشت ها درگیر "پدیده فرونشست" شده اند و سوم این که متاسفانه درهیچکدام از این دشت ها، پروژه های حفاظتی آبخوان داری و تهویه مصنوعی انجام نشده که حداقل بخشی از منابع آبی که از دست رفته، جبران شود.»

فتحی با یادآوری اینکه آبیاری در باغات پسته کرمان، همچنان به صورت آبیاری سنتی و غرقآبی با میزان بسیار بالای مصرف آب و تبخیر و میزان پایین راندمان آبیاری ادامه دارد گفت:« حالا به جای اینکه روش های آبیاری را اصلاح کنیم به این فکر افتاده ایم که برای این که باغات پسته استان کرمان از بین نروند از سرشاخه های کارون آب بیاوریم.»

او در ادامه گفت:« در دوره آقای خاتمی نیز همین اتفاق به شکلی دیگر افتاد. ایشان برای زادگاه خودشان "شهرک فولاد میبد اردکان" را راه اندازی کردند؛ بعد دیدند آب ندارند؛ سپس آب را از زاینده رود منتقل کردند. یا در دوره آقای احمدی نژاد و آقای روحانی مصرا پی گیر هستند که طرح انتقال آب از دریای مازندران به سمنان را به اجرا دربیاورند. این شیوه متاسفانه دارد به یک "رویه" تبدیل می شود که هر رییس جمهوری برای زادگاه خودش یک پروژه به یادگار انجام می دهد که این هم البته بد نیست؛ به شرط این که ابعاد زیست محیطی اش مورد بررسی واقع شده باشد. اما متاسفنه این ابعاد مورد بررسی واقع نشده؛ چرا که اگر بررسی می شد امروز در "ورزنه" شاهد این اعتراض ها و مشکلات نبودیم.»
 
آثار فعالیت ها دهه ای است

 فتحی درباره اثرات فعالیت های توسعه ای بر محیط زیست گفت:« اثرات و فجایع زیست محیطی خود را به صورت دهه ای نمایان می کنند. یعنی باید چند دهه بگذرد تا ما اثرات و فجایع فعالیت های توسعه ای دهه های گذشته را ببینیم.»
 او با اشاره به دریاچه ارومیه گفت:« دریاچه ارومیه یکی از این ها است. برای مثال در دهه 70 ما پروژه های زیادی را ازجمله سدسازی، در آّبریز دریاچه ارومیه اجرا کردیم و اثرات آن را در دهه 90 دیدیم. این اثرات و تبعات، بلافاصله خود را نشان نمی دهند. متاسفانه برخی مدیران ما، نسبت به این مسایل ناآگاه بودند واشتباهاتی انجام دادند که این اشتباهات بعضا به لحاظ زیست محیطی برگشت ناپذیر بوده و هزینه های زیادی را روی دست دولت های آینده می گذارد.»

این کارشناس آب ومحیط زیست در پاسخ به این سوال خبرنگار اسکان که "متاسفانه این اشتباهات با گذشت 3 یا 4 دهه، همچنان دارد تکرار می شود و انگار قرار نیست اصلاح شود" گفت:« علت این است که مدیران ما و حتی در سطح وزرای ما در کابینه دولت ها، اعتقادی به مسایل محیط زیست آنگونه که شعارش را می دهند وجود ندارد. برای مثال وزیر صنعت و معدن، اگر به مسایل زیست محیطی آگاه و به آن ها باور داشته باشد هیچگاه با استقرار "صنایع آب بر" در مناطق خشک موافقت نمی کند تا مجبور شود با هزینه های چندین برابر که غیرقابل توجیه از نظر اقتصادی است آب را به این مناطق منتقل کند.»

فتحی تاکید کرد:« الان دولت برای صنایع آب بری که در استان های یزد و اصفهان مستقر شده، به این فکر افتاده که با شیرین کردن آب دریای عمان و خلیج فارس، یک خط انتقال آب برای صنایع مذکور در داخل فلات مرکزی ایجاد کند. این روش بسیار غلطی است که ما آب را در خلیج فارس شیرین کنیم و بعد آن را به صنعت فولاد سیرجان منتقل کنیم. بهتر بود "معدن آهن گل گهر" سیرجان را استخراج می کردیم و با ایجاد حمل ونقل ریلی، سنگ آهن را کنار سواحل خلیج فارس ودریای عمان منتقل می کردیم و در آنجا صنعت فولاد را مستقر می کردیم که آب به فراوانی در این مناطق وجود دارد.»

آمایش سرزمین

فتحی درباره راه حل هایی که با آنها می توان بحران را کاهش داد گفت:« راهکار اساسی این است که ما سندهای "آمایش سرزمین" را برای توسعه مناطق مختلف کشور آماده کنیم. هر استانی، هر حوزه ای و یا هر منطقه ای، مورد مطالعه آمایش سرزمینی قرار بگیرد تا ما ببینیم در استان یزد توسعه ما بر چه محوری باید متکی باشد؟ تا زمانی که ما در فلات مرکزی ایران بخواهیم توسعه را بر مبنای فعالیت های کشاورزی بگذاریم این امر خلاف موازین محیط زیست و موازین کارشناسی است. ما باید مطالعات هر منطقه را براساس "توان اکولوژیک" منطقه با توجه به شرایط زیست محیطی آن انجام دهیم و با محوریت آمایش سرزمین پتانسیل های توسعه آن مناطق را شناسایی کنیم و بعد بر اساس آن پتانسیل ها، برای دستیابی به توسعه پایدار برنامه ریزی کنیم. نه این که به هرقیمتی، هر صنعتی را در هر نقطه ای اجرا کنیم. پتروشیمی را به عنوان یک صنعت آب بر در جاهایی مستقر کرده ایم که متاسفانه در آن مناطق فقرو کمبود و تنش منابع آبی داریم.»
 
چه باید کرد؟

فتحی درباره حل مشکلاتی مانند مشکل کشاورزان ورزنه اصفهان گفت:« باید صنایع آب بری که به غلط در مناطق خشک جانمایی شده اند را به تدریج جابه جا کرد. این ها که مستقر شده اند، باید به لحاظ آمایشی مورد بررسی مجدد کارشناسی قرار گیرند و اگر نیاز باشد در یک برنامه میان مدت تا بلندمدت، این دسته از تاسیسات به مناطقی منتقل شوند که در آن آب وجود دارد.

برای مثال به لحاظ آمایشی مطالعاتی را انجام داده ایم و به این نتیجه رسیده ایم که "ذوب آهن اصفهان" و یا "فولاد مبارکه اصفهان" به عنوان صنایع بسیار آب بر موجود در اصفهان، توجیه زیست محیطی و آمایشی ندارند که در این مناطق مستقر باشند. باید در یک برنامه زمانبندی شده از میان مدت تا بلندمدت، ظرف 10 سال تا دو دهه به مناطق مناسب منتقل شوند. چرا که اگر قرار باشد این صنایع در مناطق حاضر بمانند و به هر قیمتی شده به آن ها آب برسانیم، وضعیت این تعارضات اجتماعی که به بهانه انتقال آب به یزد شاهدش هستیم، در آینده تشدید خواهد یافت. نه فقط در اصفهان که در استان های چهار محال، کهکیلویه و بویراحمد، لرستان، و به طور کلی استان هایی که در سرشاخه ها هستند و حتی در استان هایی که در پای آب هستند مثل استان خوزستان این تعارضات تشدید خواهد شد و روند توسعه ناپایدار هم روند وخیم تری به خود خواهد گرفت.»
 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.