بهار 97 فصل مرگ جنگل های ایران

لزوم تصویب قانون برای منع آتش افروختن در جنگل

لزوم تصویب قانون برای منع آتش افروختن در جنگل
نوروز امسال فصل مرگ جنگل های ایران بود. جنگل هایی که به مسافران خدمات رایگان می دهند قربانی بی توجهی قانون گذاران، مردم و سازمان های متولی جنگل شدند. مسافران در هر نقطه ای که اراده کردند آتش افروختند و گاه بدون اینکه آنرا خاموش کنند رهایش کردند به امان خدا. خیلی از نیروهای امدادی، جنگل بان ها و محیط بان ها به جای اینکه تعطیلات را کنار خانواده خود باشند در کانون های آتش، مشغول عملیات اطفا شدند. عملیاتی که در آن نه از بالگردهای اطفای حریق خبری هست و نه ابزار لازم برای مبارزه با آتش و با دست های خالی انجام می شود. اما در خیلی از دیگر کشورها، قوانینی برای "منع آتش افروختن در جنگل" وجود دارد؛ قوانینی که در روزهای گرم وخشک سال به جدیت اعمال می شود و از رخ داد فاجعه پیشگیری می کند...
چهارشنبه ۱۵ فروردين ۱۳۹۷
ساعت ۱۶:۳۳
کد مطلب: ۹۴۰۸
Share
اسکان نيوز-الهه موسوی: مدیریت ناکارآمد و بی توجهی سازمان های متولی در برابر خاکستر شدن جنگل های کشور همچنان ادامه دارد و هر روز رویشگاه های ارزشمند ایران را با رویدادی مرگبار به نام آتش مواجه می کند.

یک روز در "هیرکان" البرز فاجعه می آفریند؛ روز دیگر در زاگرس، تراژدی مرگ جنگل ها را رقم می زند.

 در روزهای آفتابی و کم رطوبت نوروز امسال نیز در سراسر استان های شمالی صدها هکتار از جنگل های ارزشمند ایران، طعمه حریق شدند و بها رامسال، فصل مرگ جنگل های ایران شد. آمارها می گویند در ۱۰ سال گذشته در حدود ۱۴۳هزارهکتار از مراتع و جنگل‌های ایران به دلیل آتش‌سوزی خاکستر شده است. بیشتر این حوادث در روزهایی رخ داده که رطوبت جنگل، کاهش چشمگیر داشته و برگ های کف آن، به باروتی شبیه شده است. در چنین شرایطی یک جرقه می تواند فاجعه ای بیافریند. با این همه اما هیچ قانونی برای منع آتش افروختن در چنین روزهایی در ایران وجود ندارد و هر رهگذری می تواند با هدف ارضای یک هوس آنی برای یک قوری چای و یک پُک قلیان و یا چند سیخ کباب یک پیک نیک خانوادگی، در جنگل آتش روشن کند.

آیا قرار نیست این بی توجهی و بی برنامگی در مدیریت جنگل های ایران تمام شود و قانون گذار و مجری، برنامه و قوانینی مدون برای پیشگیری از آتش سوزی در جنگل های ایران تدوین و تصویب کند؟ آیا قرار است به همین ترتیب، آنقدر دست روی دست بگذاریم و تماشا کنیم که همین اندک ذخیره گاه های جنگلی مان نیز خاکستر شده و تمام شوند و آن وقت با یک کشور سراسر بیابان، حیات 80 میلیون نفر را اداره کنیم؟

اسماعیل کهرم استاد محیط زیست دانشگاه های ایران و انگلستان می گوید در بسیاری از کشورها، قوانین سخت گیرانه ای درباره روشن کردن آتش در جنگل وجود دارد که به دقت و با سخت گیری فراوان، اجرا می شود. او به اسکان نيوز می گوید:« در کشور سوییس که کوچک تر از تهران است اما حدود 70 درصد آن جنگل است ماه هایی را که درجه حرارت هوا بالاست و شرایط آتش گرفتن مهیاست، "آتش ممنوع" اعلام می کنند. به طور مثال هر روز از تلویزیون و رادیو اعلام می کنند که امروز به دلیل خشکی و گرمی بیش از حد، روشن کردن آتش در جنگل، ولو اینکه به آتش سوزی منجر نشود 10 سال زندان دارد. این گونه است که می توانند جنگل های خود را حفظ کنند. وگرنه اگر می خواستند مثل ما با متخلفان این حوزه برخورد کنند که تا الان یک درخت هم نداشتند.»

کهرم در پاسخ به این سوال اسکان که "چرا در ایران قوانین بازدارنده برای روشن کردن آتش در جنگل وجود ندارد می گوید:« برای من هم همین سوال مطرح است. بنده شخصا این مدل را بارها به متولیان و مدیران دو سازمان مربوط یعنی "سازمان جنگل ها مراتع و آبخیزداری کشور" و همچنین "سازمان حفاظت محیط زیست" گفته ام که در آیین نامه شان و ببرید به مجلس؛ اما هیچیک توجهی نکردند؛ تلویزیون هم توجه نکرد. اگر ما مانند سوییس و برخی از دیگر کشورها و نیز برخی ایالت های آمریکا این قوانین را بگذاریم، از آتش سوزی جنگل تا حد زیادی جلوگیری خواهد شد.»

این استاد محیط زیست با بیان اینکه در هیچ کجای جهان با جنگل های شان که گنجینه های طبیعی کشور هستند مانند ما سهل انگارانه برخورد نمی کنند گفت:« خاطرم هست در استرالیا یک شهروند را به جرم آتش زدن بخشی از جنگل، به حبس ابد محکوم کردند. این بالاترین حد مجازات قضایی است؛ چرا که آنها مجازات اعدام ندارند و برای بدترین جرم، مجازات "حبس ابد" دارند. یعنی در آنجا کاری که منجر به آتش سوزی در جنگل شود بزرگ ترین جرم است و بالاترین مجازات را دارد؛ اما ما چقدر راحت، از کنار این مساله عبور می کنیم.»
 
حبس، بازدارنده است

کهرم در پاسخ به این پرسش که آیا حبس برای آتش افروزان در جنگل، بازدارنده خواهد بود گفت:« حتما بازدارنده است و اساسا قانون برای همین درست شده و می تواند در صورت به کار گیری بازدارنده باشد. اگر شهروندان بدانند که آتش روشن کردن در جنگل ممنوع است و حتی در صورت منجر نشدن به آتش سوزی، حبس دارد یقینا اغلب رعایت خواهند کرد و آتش روشن نمی کنند. تعداد اندکی که از قانون تمکین نمی کنند را نیز می توان کنترل کرد. اما وقتی اساسا قانون و نظارت و کنترلی وجود ندارد همه به هر ترتیبی که دل شان خواست در هر جایی از جنگل، آتش روشن می کنند و نتیجه این می شود که امروز شاهد هستیم.»

او تاکید می کند که عوامل دیگری از جمله "معارضات ارضی" و اختلافات جوامع محلی با دولت بر سر "زمین" و "مالکیت" نیز یکی دیگر از عوامل آتش سوزی جنگل های ایران است. همچنین عملیات هایی که در برخی مناطق کشور از سوی منابع رسمی برای برخورد با اشراری که گاه در جنگل ها پنهان می شوند انجام می گیرد از دیگر علت های این آتش سوزی هاست.
 
مدیران ناشایست در راس ادارات منابع طبیعی

مشاور رییس سابق سازمان حفاظت محیط زیست کشور یکی دیگر از علت های افزایش آتش سوزی های جنگلی ومرتعی را بر سر کار نبودن مدیران لایق و شایسته در برخی استان ها عنوان می کند. کهرم می گوید:« برخی مقامات و مدیران مربوطه، قدر این جنگل ها را نمی دانند. دو سال پیش پس از آتش سوزی مدیرکل منابع طبیعی در یکی از استان های شمالی می گفت که "فقط  400 هکتار جنگل سوخته؛ مساله ای نیست؛ به زودی با درختکاری، جایگزین می کنیم.

" چنین دیدگاهی یقینا منجر به نگهداری درست از جنگل ها نخواهد شد؛ چرا که یک درخت را شما نمی توانید به سادگی دوباره احیا کنید و 50 سال طول می کشد تا درخت شود. هر هکتار 100 متر در 100 متر است که می شود 10 هزار مترمربع؛ حالا 400  تا از این ها سوخته و خاکستر شده و تمام موجوداتی که در آن زندگی می کردند سوخته و از دست رفته اند؛ در اصل، یک اکوسیستم نابود شده است؛ آنوقت مدیری که متولی آن است می گوید چیزی نشده؛ همه را دوباره می کاریم! مسلما با چنین مدیرانی نمی توان انتظار داشت که جنگل حفظ شود. این هم یکی دیگر از عوامل آتش سوزی های جنگل های کشور است.»  

کهرم همچنین نبود تجهیزات لازم از جمله "یگان هوایی اطفای حریق جنگل" را یکی دیگر از دلایل مهم خاکستر شدن جنگل های ایران می داند.

او می گوید:« خاطرم هست در همین سال های اخیر برای "جشن تیرگان" به "رینه" در آمل می رفتیم. به طور اتفاقی دیدیم در آن بالا آتش روشن مانده، در حال رسیدن به درخت های "اورس" بود. از ماشین پیاده شدیم و در شیب بالا پیاده رفتیم تا به درختان رسیدیم. چون وسیله نداشتیم با لگد سعی در خاموش کردن آتش کردیم.

یکی از همراهان ما که از پرسنل منابع طبیعی بود با همکارانش تماس گرفت تا بیایند و آتش را خاموش کنند. بعد از نیم ساعت، یک وانت با 4 نفر نیرو آمدند و وقتی پیاده شدند  دیدیم که پشت وانت ترکه های بلند 6-7 متری بید بود برای خاموش کردن آتش. این تجهیزات اطفای حریق جنگل های ماست. در بابل که آتش سوزی شد وقتی رسیدند آن بالا متوجه شدند که کپسول های آتش نشانی شان خالی است.»
 
 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.